گفت گوی صادقان  با پاسدار بازنشسته " محمد محمودی نورآبادی"

برنده 9جشنواره کتاب سال در9 سال بازنشستگی   

 

 

 16 ساله که بود از روستای مهرنجان نورآباد ممسنی با کاروان سپاه محّمد رسول‌الله  به جبهه‌های جنگ اعزام شد. سال 1365 در دو عملیات کربلای 4 و 5 در گردان حضرت فاطمه (س) به‌عنوان نارنجک‌انداز شرکت کرد. سال بعد نیز در ستاد عملیات شهری ثارالله شهر مهاباد حضور داشت و در همان سال جنگ به عضویت سپاه پاسداران درآمد. سال1385 بازنشسته شد. بعد از بازنشستگی، نویسندگی را عرصه جدید خود انتخاب نمود. تألیف بیست جلد کتاب حاصل فعالیت 9 ساله وی هست. این فعال بازنشسته استان فارسی که «محمد محمودی نورآبادی» نام دارد، در طول نه سال بازنشستگی‌اش توانسته برنده نه جشنواره کتاب سال باشد. خبرنگار سایت صادقان گفت‌وگوی صمیمانه ایی با وی  انجام داده است كه ما حاصل آن را در ادامه می‌خوانید:

*برای اولین بار چه زمانی بود که جرقه نوشتن در ذهنت خطور کرد؟ نوشتن کتاب را از چه دوره ایی آغاز کردید؟

از اوایل دهه 70  به نوشتن علاقه‌مند شدم و احساس کردم که می‌توانم با نوشتن شعر ، خاطره و داستان، رشادت‌ها و جان‌فشانی‌های جوانان را در دوران دفاع مقدس  به نسل‌های آینده منتقل نمایم. در سال 1385 که به‌افتخار بازنشستگی نائل شدم . طی این 9 سال بیست کتاب به رشته تحریر درآوردم که تاکنون  16 اثر آن به چاپ رسیده است. عمده  نوشته‌ها و آثارم در حوزه دفاع مقدس و جنگ است. همچنین دو رمان نیز در بین آثارم هست که با موضوع انقلاب اسلامی هست. در اویل دهه 1380 مدتی به عرصه مطبوعات وارد شدم و در آنجا به روزنامه‌نگاری و خبرنگاری مشغول شدم و در آنجا بود که احساس کردم بایستی خاطرات خودم را در جنگ به رشته تحریر درآورم.

*اول کتابی که موفق به نوشتن آن شدی کی  بود و درباره چه موضوعی نوشته شد؟

اولین کتابی که خدا توفیق نوشتن آن را  به من داد، کتاب «گلابی‌های وحشی» بود. در این نوشته خاطرات حضورم در عملیات کربلای 4 و  5 و همچنین خاطرات جنگیدن در مهاباد را به رشته تحریر درآوردم ، این کتاب در سال 84 به چاپ رسید. به توصیه هم استانی‌ام " اکبر صحرایی " وارد عرصه داستان‌نویسی شدم و کتاب دومم را با عنوان «سرریزون» نوشتم. در این کتاب زندگی «علی شیر شفیعی» که از شهدای به نام شهر ممسنی هست  را در سال 88 به چاپ رساندم . این کتاب در سال 89 به‌عنوان کتاب برتر دفاع مقدس برگزیده شد.

*غیر از کتاب« سرریزون» آیا سایر کتاب‌های جنابعالی هم در جشنواره‌ها کشور و استانی مقام آورده یا نه؟

بله در چندین جشنواره کتاب شرکت کرده‌ام و به‌عنوان بهترین کتاب سال شناخته‌شده است. آن جشنواره‌ها عبارت‌اند از:

1- کتاب " کاش چشم‌هایش دروغ گفته باشد» درباره مجموعه خاطرات وزندگی نامه برادر شهیدم هست. این نوشته در سال 1390 به‌عنوان بهترین کتاب سال جشنواره پاسداران اهل‌قلم شناخته شد.

2- « رنج " دیگر نوشته این حقیر است که این کتاب توانسته در سه جشنواره برنده جایزه گردد. جشنواره کتاب سال سپاه در سال 1391 ،  جشنواره کتاب حبیب غنی پور در سال 1391و در شانزدهمین دوره سه سالانه کتاب سال دفاع مقدس در سال 1393

3-کتاب « خنده زار» در سال 1390 در چهارمین جشنواره داستان انقلاب بهترین جایزه کتاب سال را به خود اختصاص داد.  همچنین این کتاب امسال نیز در دو جشنواره کاندیدای جایز گردید. کاندیدای جایزه قلم زرین و کاندیدای جایزه حبیب غنی پور

4-  «هزار و یک جشن »  دیگر آثار مکتوب این‌جانب است. این کتاب در سال 1391 برگزیده شد و برنده دیپلم افتخار گردید  و امسال هم کاندیدای جایزه حبیب غنی پور بود.

5- کتاب « شام برفی» از دیگر نوشته‌هایم است.  در این نوشته درباره ماجرای اسارت برادران پاسدار در سوریه و خاطرات 159 روز اسارت آن‌ها هست. شام برفی در سال 1393 چاپ و در همان سال در جشنواره خراسان رضوی مقام اول را کسب نمود و در همان سال به چاپ چهارم هم رسید.

6- کتاب «نبرده سجان» برنده جایزه بهترین کتاب سال سپاه در سال1391

7- کتاب « کمانی برای آرش »  کاندیدای جایزه شانزدهمین دوره کتاب سال دفاع مقدس در سال 1393،

 «شب‌های بی آسمان»، «فرار ساعت‌ها» ، « اورامان » ، « کانی دریا » ، « خواب زخمی » ، «  ع

 

شق وحشی » ،  «عین الحیا »  و« مهرنجون » نام بقیه کتاب‌هایی است که

توفیق نوشتن آن‌ها بعد از دوران بازنشستگی را یافته‌ام.

*اکنون چه کتابی در حال نوشتن دارید؟

نگارش کتاب «آخرین ایلخانی» به پایان رسیده و هم‌اکن

ون مراحل ویرایش و اقدامات نهایی چاپ طی می‌کند. این کتاب درباره قوم بزرگ قشقایی در یک‌صد سال اخیر نوشته‌شده است. شروع آن از اواخر دوران سلطنت احمدشاه هست. نقش بزرگان قشقایی در حوادث مختلف ازجمله جنگ‌های جهانی اول و دوم، نهضت جنوب، رویارویی این قوم با محمدرضا پهلوی، فعالیت‌های این قوم در پیروزی انقلاب اسلامی و وقایع تلخ درگیری خوانین با سپاه در فیروزآباد موردبررسی و تحلیل قرارگرفته است. امید است به لطف الهی به‌زودی منتشر و به دست علامندان برسد .

 

نظرتان درباره واژه «بازنشستگی»، «بازنشسته» و « بازنشستگان» چیست؟

* برای انسان زنده، پویا و بانشاط واژه «بازنشستگی» اصلاً معنا ندارد. دوران بازنشستگی دوران شکوفایی است. دوران بازنشستگی، فرصتی است که انسان می‌تواند کارهای بر زمین‌مانده فردی، خانوادگی و اجتماعی انجام دهد. بازنشستگان سپاه که به‌طور غالب در سنین زیر 50 سال قرار دارند.  باید باهمت مضاعفی به عرصه کار و تلاش ورود پیدا کنند. اکنون در عرصه‌های غیر رزمی خلأهای زیادی درسته کشور داریم که نیاز به آدم‌های متعهد، کاردان و باانگیزه دارد. چه انسان‌هایی بهتر از شما بازنشستگان سپاه هستند. حضرت آقا مطالباتی دارند که واقعاً با توان و  ورود شما قابل اجرایی شدن است. سبک زندگی، اقتصاد مقاومتی، امربه‌معروف، تمدن نوین اسلامی، جنبش نرم‌افزاری و... همه عرصه‌هایی هستند که می‌توانید کارکنید. بازنشستگان باید به‌گونه‌ای کاری کنند که ارزششان کمتر از دوران  خدمت در سپاه نباشد. اگر ما ولایتی و راهرو مقام معظم رهبری هستیم باید این را عملاً نشان دهیم نه با شعار و حرف. مسئولین کانون بازنشستگان نیز با استعدادیابی،  برنامه‌ریزی، گروه‌بندی و ارتباط بین بازنشستگان می‌توانند باهم افزایی مناسب اقدامات خوبی را  در جهت رفع مشکلات کشور انجام دهند.

*به‌عنوان نویسنده و فعال فرهنگی، درباره فعالیت‌های  فرهنگی و اجتماعی جامعه نظرتان چیست؟

* علی‌رغم فعالیت‌های بسیار خوب مسئولین در ورود به مسائل عمرانی، سازندگی، انرژی هسته‌ای، هوا و فضا و ... که خیرات و برکات بسیار زیادی برای آبادانی و رشد کشور داشته است. متأسفانه در حوزه فرهنگی اقدامات شایسته و مناسب با دستورات و فرمان‌ها مقام معظم رهبری انجام‌نشده است. به نظر من دو مجموعه فرهنگی یعنی «خانواده» و « آموزش‌وپرورش »  هستند که در شخصیت  فرزندان جامعه تأثیرگذاری زیادی دارند. بایستی مسئولان با نگاه جهادی و تلاش مضاعف (نه روزمره) تغییراتی در این دو حوزه صورت دهند. امروز در آموزش‌وپرورش بیشتر به مباحث درسی و آموزشی تکیه می‌شود و در خانواده‌ها متأسفانه فضای فرهنگی مناسبی وجود ندارد که مسئولین بایستی نسبت به تغییر نگاه فرهنگی در بین دانش آموزان که نسل آینده این کشور هستند فعالیت‌های بهتر و منسجم‌تری را در دستور کار قرار دهند تا با اجرای آن‌ها بتوانیم تأثیرات مثبت آن را در نسل‌های آینده کشور مشاهده کنیم. 

*و آخرین سخن

 

در حوزه توزیع و ترویج کتاب با مشکلات عدیده‌ای روبرو هستیم. آثار و تولیدات فرهنگی به‌طور منظم به دست مخاطبین و علاقه‌مندان نمی‌رسد. تبلیغات مناسبی برای همین آثار محدود هم صورت نمی‌گیرد. برای مثال در مورد کتاب  « شام برفی » که در خصوص خاطرات اسارت تعدادی از پاسداران در سوریه هست، حتی موردتوجه فرماندهان و مسئولین سپاه قرار نگرفت و جهت تهیه و توزیع بین خانواده پاسداران هم اقدام مناسبی به عمل نیامد.  باید خانواده بزرگ سپاه از اتفاقاتی که برای پاسداران در مدت اسارتشان رخ می‌دهد، آگاه شوند.

تهیه و تنظیم : محمدرضا حسن دوست