«فانی تبریزی»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عباس داداش زاده

 

 

 

گفتگوبا "عباس داداش زاده" شاعر و نویسنده آذربایجانی

تالیف بیش از 20 جلد كتاب حاصل تلاش بازنشسته تبریزی

 

 

گه عاشق گل گه چمن و لاله شدم حیف

گه سرخوش بستان و گهی ژاله شدم حیف

گه مست خط و خال و لب و قامت دلدار

گه واله رخساره چون لاله شدم حیف

گه شیفتۀ انجم و دلداده افلاك

گه بیدل خورشید و مه و هاله شدم حیف

ما را نبود جلوه طور و ید بیضاء

چون سامری اندر پی گوساله شدم حیف

شد عمر گرانمایه به سودای اباطیل

یك عمر پی درد و غم و ناله شدم حیف

می گفت یكی عاشق یوسف شده، گفتم:

از چاه برون نامده بر چاله شدم حیف

حاصل نشد ای وای مرا طاعت محبوب

"فانی" نشده حیف چهل ساله شدم حیف

این غزل سروده "عباس داداش زاده" پاسداربازنشسته تبریزی است. این شاعر و نویسنده آذربایجانی كه به «فانی تبریزی» شهرت دارد، این غزل را در چهل سالگی سروده است. قریب به 10 است كه بازنشسته شده و هم اكنون درعرصۀ عرفان و ادب و شعر وشاعری فعالیت می كند. تالیف بیش از 20 جلد كتاب از مهمترین فعالیت های فرهنگی وعلمی ایشان می باشد. عابد خلوت نشین، شمع شب افروز،عبادت احرار، منظومۀ كاروان عشق، وصف خورشید، سودای عشق، ستارگان هدایت، زلف دلاویز، گوهرهای سیر و سلوك، سه علامه تبریزی، خاكیان عرش نشین و مفاخر آذربایجان از جمله مهمترین آنها می باشد. خبرنگار پورتال صادقان با وی گفت وگویی انجام داده كه در ادامه می خوانید:

 

* با سلام و عرض ادب، لطفاً مختصری از شرح حال و زندگانی خود را بیان فرمائید؟
بسم الله الرحمن الرحیم . عباس داداش زاده هستم متولّد  11 مردادماه 1347 هجری شمسی در محلّه عباسی شهر تبریز در خانوادهه ای بسیار ساده و مذهبی و اهل ولایت دیده به جهان گشودم.
در دوران كودكی قبل از رفتن به مدرسه در محضر سیّدی بزرگوار به نام «میرآقا» كه خادم صدیق مسجد امام حسن (ع) بود قرآن را فرا می گرفتم. در هفت سالگی وارد دبستان ممتاز شده و بعد از طی مراحل دورۀ  ابتدایی به مدرسه راهنمایی «شاه حسین ولی» راه یافتم و پس از خواندن كلاس اول راهنمایی در سال 1360 كه كشور عزیزمان در حال جنگ با كشور متجاوز عراق بود به هوای رفتن به جبهه و جنگ ترك تحصیل نمودم ولی به علّت كمی سن، خانواده محترم موافقت نكردند و من خسته از درس و بحث  مدرسه و هوای رفتن به جبهه دیگر به مدرسه نرفتم، ناچار وارد كار در كارخانه آلومنیم سازی و مدتی هم به شغل پیراهن دوزی مشغول شدم و در ضمن كار كردن، تحصیلات خویش را تا اخذ مدرك دیپلم به صورت غیرحضوری ادامه دادم و با عنایت خداوند متعال تمامی دروس را در چهار، پنج روز مانده به امتحانات می خواندم و آماده امتحان می شدم. بعد از یازده سال ترك تحصیل در كنكور شركت كرده و در رشته كارشناسی حقوق قضایی قبول و در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز مشغول به تحصیل شدم.
   درسال 1365 به استخدام رسمی سپاه پاسداران درآمدم والحمدلله كه خداوند توفیق داد تا ما نیز چند شبی را در حضور رزمندگان سلحشور سحر كنیم و بعد از بیست و یك سال خدمت  در سال 1385 بازنشسته شدم و با عنایت حق تعالی از دوران نوجوانی تاكنون از مطالعه كتب مذهبی وادبی بویژه از آثار گرانقدر بزرگان ادب و عرفان این مرز و بوم هرگز غافل نبوده ام و «همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود.

*جناب فانی آیا به غیر از شعر و شاعری در رشته های دیگر فرهنگی و هنری نیز فعالیت كرده اید؟

در رشته های فرهنگی و هنری از جمله: موسیقی،‌خوشنویسی،‌نویسندگی، ورزشی و ... هم در حدّ توان خویش فعالیت نموده ام، اما از اول نوجوانی عاشق سیر و سلوك بودم و مونس غزلهای شورانگیز حافظ و سعدی شیرازی و با خواندن غزل های حافظ شور و حال خاصی پیدا می كردم. هر چند كه درك عمیقی از حافظ نداشتم.  احوالات شعرا و عرفا را در تذكره ها می خواندم و شور و اشتیاقم هرلحظه بیشتر و بیشتر می شد.
*از اساتید و بزرگانی كه رموز شعر و شاعری آموخته اید و در شخصیت ادبی شما تأثیرگذار بوده اند صحبت كنید؟
بنده در نوزده سالگی توفیق تشرّف به محضر مبارك حضرت استاد علامه حسن زاده آملی را یافتم. در اولین جلسه حال عجیبی پیدا كردم و گویی كه گمشده خویش را یافته ام، دلباخته آن بزرگوار شدم و چندین جلسه به خدمت مباركش مشرّف شدم، هرچند كه ارتباط ما دیر نپایید اما به بركت انفاس قدسیّه آن بزرگوار تحوّل خاصی در درونم به وجود آمد و هنوز هم آن لطافت و شیرینی سخنان ایشان را در وجودم احساس می كنم.
در همین دوران با استاد بزرگوار و بسیار عزیزم حضرت آیت ا... سیدحسن عاملی آشنا شدم،‌ مهرشان بر دلم نشست،‌ایشان منبعع فیض و معدن تقوا و محبّت بودند و اهل ولایت و در اخلاق و سیر و سلوك مشوّق اصلی ما.


دین و دل به یك دیدن باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل كی بود پشیمانی

و اكنون نیز خوشه چین بستان ادب و معرفت اویم. خداوندا نگه دار از بلاها.
یكی دیگر از اساتیدی كه حق استادی بر گردن بنده دارند، شادروان استاد «منعم اردبیلی» است. ایشان اسوۀ تقوا و اخلاص و شیفتۀۀ اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بودند و همواره نور الهی در چهرۀ دلربایشان موج می زد و به حقیقت دریای عشق و از زاهدان با اخلاص روزگار خویش بودند. خداوند قرین رحمت خویش كند.
و كسی كه بیشتر از همه عزیزان، ‌مانند پدری مهربان و دلسوز مرا در تمامی مراحل زندگی راهنمایی می كرد،‌استاد بزرگوارمم زنده یاد «مولانا محمد عابد تبریزی» است. رفیقی شفیق و درست پیمان، ‌استادی تیزبین و بصیر،‌ عابدی عارف كه تمام سعی و تلاش و آرزویش،‌ موفقیت شاگردانش بود. سالها در محضر شریفش سخنها آموختم،‌ درسها خواندم و مشق ها نوشتم و او نیز با نهایت محبّت و شفقت با راهنمایی های خویش هدایتم نمود.
از كتب گرانسنگی كه توفیق تلمّذ در مكتب ادبی آن بزرگوار را یافته ام می توان به شرح گلستان سعدی، دیوان حافظ،‌ گلشن رازز عارف شبستری، مثنوی معنوی مولانا و .... و صدها نكته باریكتر از مو اشاره كرد و اكنون هرچه دارم همه به بركت لطف بی پایان او و زحمات اساتیدی كه در حق ما متحمّل شده اند.
لازم به یادآوری است كه اساتید بزرگوار دیگری هم حق استادی بر گردن ما دارند كه شاید نتوانم نام زیبای همه آنان را به یادد بیاورم. ازجمله: استادان بزرگوار شیخ حسین انصاریان، ابراهیم بخت شكوهی، محمدعلی فرزبود، بهاءالدین خرّمشاهی، احمد محدّث، صمد قاسمپور، علی حاجی بلند و ... كه هر یك به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقش خاصی در تربیت بنده حقیر دارند و حقیر نیز نسبت به استعداد خویشتن از محضرشان ادب آموخته و كسب فیض نموده ام. خداوند روح همه رفتگان را قرین رحمت و عزّت همه ماندگان را زیاد فرماید. در این مجال دست همۀ اساتیدم را می بوسم و از محبّت های آنان تقدیر و تشكر می كنم.
*آقای فانی برای بیان یك شعر چه حالاتی باید رخ دهد تا شعری سروده شود و شما از كی شروع به سرودن شعر كرده اید؟
از نوجوانی، بلكه از كودكی به شعر خواندن علاقه وافری داشتم و همواره اشعار خوب بزرگان عرفان و ادب را حفظ می كردم و گاه در خلوت و گاه برای دوستان زمزمه می كردم و خود نیز به سرودن شعر خیلی علاقه داشتم و گه گاه اشعاری می سرودم

*آیا اولین سروده خود را به یاد دارید كه برای خودتان هم قابل قبول باشد؟
  بیست و سه ساله بودم كه در یكی از شبهای قدر، بعد از مراسم احیای آن شب، بسیار پریشان حال شدم و از خداوند منّان خواستم تا مرا شاعر اهل بیت عصمت و طهارت (ع) قرار دهد و الحمدالله به عنایت حضرت حق سبحانه تعالی این شعر را در همان شب سرودم:


چو در ماه صیام افتد به دل عكس رخ ساقی
دمادم خون چكد از دیدۀ بیمار مشتاقی
چه غوغاها برانگیزد رخت هر شب كه می بینم
فلك انجم فشاند بر درت از سبزگون طاقی

 به عالم هرچه می بینی فنا باشد سرانجامش
بقاء ملك هستی را در این عالم تویی باقی

غم هر دو جهان را می فشاند عاشقان از سر
كه با درد جهان هرگز نباشد درد عشّاقی

 به عالم نغمه سر دادی كه اخلاق نكو باید
ببین طفل دبستانم شها استاد اخلاقی ...
 

    
شور و اشتیاقم بیش از حد شده بود و احساس می كردم مورد نظر رحمت حضرت حق قرار گرفته ام و در پوست خود نمی گنجیدمم و با شوق فراوان اشك می ریختم و شعر حافظ شیراز را زمزمه می كردم:

چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر كه این تازه براتم دادند

و بدین ترتیب اولین شعر رسمی بنده با عنایت خداوند متعال سروده شد.
*در مورد تخلّصتان صحبت كنید. چرا فانی؟
گاهی دوستان عزیز نیز درخصوص انتخاب تخلص «فانی» پرسش می كنند،‌ لازم به ذكر است كه این تخلّص زیبا را از استاد بزرگوارم عابدتبریزی رحمه الله علیه به یادگار دارم و داستان آن بدین قرار است كه: روزی در وصف جمال دلارای او غزلی سروده بودم كه با مطلع:

از رخت نقاب افكن ای جمال نورانی
عالمی منوّر كن از فروغ پیشانی
شروع شده و در آخر غزل درخواست تخلّص كرده بودم.
گوش جان بباید داد هر چه پیر فرماید
داغ بندگی باید تا رسی به سلطانی
عابد این غزل ما  را جان و دل همی سوزد
لطف و مرحمت فرما هر لقب كه می خوانی
از كرم عنایت كن با تخلّصی ما را
ای كه چین هر زلفت مجمع پریشانی

و حضرت استاد یك بیت به اشعار اینجانب اضافه نمودند كه تخلّص بنده نیز در داخل آن بیت بود:

عاشق رخ جانان در فنا بقا یابد
شعر خود موشّح كن با تخلّص «فانی»

* آقای فانی از تألیفات و تحقیقات و آثارتان بفرمایید و تاكنون چند مورد از كتابهایتان به زیور طبع آراسته شده است؟
در این گشت و گذار و سپری شدن عمر و كسب تجربه و انتقال آن به نسل جدید ورقهایی را به عنوان تألیف و تحقیق سیاه نموده ام،‌‌ اگرچه آثار و تألیفات بنده حقیر در دیده خویش هیچ ارزش علمی و ادبی ندارند و خود نیز هیچ ادعایی در نویسندگی و تحقیق و شاعری ندارم و خود را سالكی بی سلوك و دانشجویی بیش«اگر خدا قبول كند» نمی دانم،‌ ولی امیدوارم كه خداوند منّان چنان كه در كتاب خویش فرموده است، ما را نیز از رحمت بی منتهای خویش محروم نفرماید.« انا لانضیع اجر من احسن عملا»
اما زمانی كه به كارنامه درخشان علمی اساتید می نگرم، عرق شرم بر پیشانی ام می نشیند كه  من نیز تألیفاتی دارم! اما آیۀ «لاا یكلّف الله نفسا الّا وسعها» امیدوارم می كند كه هر چه در توان دارم بخوانم و بنویسم و خداوند متعال را شاكر باشم. در حدّ بضاعت خویش و عنایات حق سبحانه تعالی چندین اثر تألیفی و تحقیقی به رشته تحریر درآورده ام كه به اختصار،‌عنوان آن ها را بیان می كنم:
1-هفت شهر عشق» كه تركیب بندی است در شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری و با خط بسیار زیبای استاد بخت شكوهی و باا مقدمه و تصحیح استاد عابد تبریزی توسط انتشارات ستوده به زیور طبع آراسته شده و چاپ دوم آن با مقدمه استاد بهاءالدین خرمشاهی توسط فرهنگستان هنر ایران در تهران به چاپ می رسد.
2- كیمیای هستی» رساله ای است عرفانی درخصوص تشویق سالكان طریقت به سیر و سلوك معنوی و می توان گفت كه كیمیایی هستی درددلی است با تشنگان عشق و مستی كه توسط انتشارات منشور به چاپ رسیده است.
3- «عابد خلوت نشین» شرح حال و سیری در آثار مولانا محمد عابد تبریزی است كه با همكاری اساتید دانشگاههای ایران و شعراا و نویسندگان ،‌دوستان و شاگردان استاد تهیه شده و توسط انتشارات ستوده با همكاری سازمان تبلیغات اسلامی استان به زیور طبع آراسته شده است.
4- «عبادت احرار» نیز رساله ای است كوتاه درخصوص نماز و عبادت عاشقانه.
5- « شمع شب افروز» مجموعه اشعاری است در وصف جمال دل آرای یوسف زهرا (ع) با مقدمه ای مقاله مانند در معرفی آنن بزرگوار كه به دو زبان فارسی و تركی سروده شده  و توسط انتشارات منشور به چاپ رسیده است.
6- « منظومۀ كاروان عشق» تركیب بندی است از زبان گویای حضرت زینب (س) درخصوص رویدادهای مهمّ تاریخ اسلام ازز زمان رحلت پیامبر (ص) تا شهادت امام حسین (ع) كه توسط انتشارات آیدین چاپ شده است .
7- « وصف خورشید» اثری است تحقیقی و تألیفی كه موضوع آن «مهدی موعود(عج) از منظر شعرای نامی ایران» است كهه ماندگارترین چكامه های ادبی در وصف مهدی موعود (عج) كه بیش از 400 دیوان بزرگان جمع آوری شده و توسط انتشارات منشور چاپ شده است.
8- « سودای عشق» مجموعه غزلیات تركی است كه با مقدمه علمی و ادبی استاد علی حاجی بلند توسط انتشارات منشور به چاپپ رسیده است.
9- «ستارگان هدایت» مجموعه اشعاری است در مدایح و مراثی حضرات معصومین (ع) به دو زبان تركی و فارسی درخصوصص رویدادهای عاشورا كه توسط انتشارات منشور به چاپ رسیده است.
10- «مثنوی یوسف و زلیخا» كه بیش از هشتصد بیت است و داستان پرماجرای حضرت یوسف و زلیخا را به تصویر كشیده استت كه توسط انتشارات آیدین چاپ شده است.
11-  «زلف دلاویز»  است كه  مجموعه اشعار به زبان فارسی است و شامل غزلیات، قصاید، ‌مثنوی ها و اشعار متفرقه است .
12- «فالهای شگفت انگیز حافظ» در موضوعات مختلف فال و استخاره كه با همكاری استاد الاساتید بهاءالدین خرّمشاهی.
13- «شاه اقلیم ولا» كه تركیب بندی است در وصف و منقبت حضرت امیر المؤمنین (ع) با خط زیبای استاد فرزبود كه ان شاءاللهه به زیور طبع آراسته شده.
14- «گوهرهای سیر و سلوك» در خصوص عرفان عملی و نظری كه كاری است تألیفی و تحقیقی و در موضوع مراتب عشق،‌‌ مراتب معرفت و مراتب سیر و سلوك و ...بحث شده است.
15- «علی در آئینه علی(ع)» كتابی است در معرفی حضرت علی (ع)‌از زبان خود آن بزرگوار كه در سه بخش «علی در آئینهه علی»،  «فرمان مالك اشتر» و «چكامه های ماندگار»

16- « غزل گنجینه سی » گزیده‌ غزل‌ها‌ی تركی‌ شعرای نا‌می‌ آذربا‌یجا‌ن‌ در هفتصد سا‌ل‌ اخیر
17- «سه علامه تبریزی» این مجموعه پژوهشی در زندگی، آثار و اندیشه علامه طباطبایی، علامه جعفری و علامه امینی است.
18- «خط سرخ» و «خاكیان عرش نشین» با وصف دلاورِی های شهدای هشت سال دفاع مقدس  شامل گزیده ای از مقالات و اشعار كنگره شعر عاشورایی سازمان تبلیغات اسلامی آذربایجان شرقی  با موضوع وصف دلاورِی های شهدای هشت سال دفاع مقدس در تبریز است.

و چندین اثر تالیفی و تحقیقی دیگر
در نهایت شایان ذكر است كه تالیفات و تحقیقات بنده حقیر چنانكه در متن نیز اشاره نمودم در بضاعت و استعداد خویش است و امیدوارم كه ارباب معرفت خرده نگیرند و به دیده اغماض بنگرند و دعا كنند كه پروردگار قبول فرماید، چراكه اقرار می كنم نه تألیفی دارم كه شایان تعریف باشد و نه تحقیقی كه سزاوار تحسین و این همه:
*  الحمدلله كه موفّق هستید، جناب فانی  در وادی شاعری برخی ابیات بر دل سراینده شعر می نشیند شما از بین اشعارتان آن شعری كه خیلی به دلتان نشسته كدام بیت و شعر بوده؟
به نظر من تمامی اشعار شاعر به دلش نشسته كه سروده است و اگر به دلش ننشیند شعر را پاره می كند ونگه نمی دارد. ولی تاا سوال شما را جوابی عرض كنم؛ در یك مثنوی بلندی كه با عنوان «قصّۀ صداع» سروده شده است در یكی از ابیات آن عرض كرده ام:

درد سر گردید یارب زندگی
حیف شد، شد بندگی شرمندگی

حیف شد،‌ شد بندگی شرمندگی

*شما در بین شعرای گذشته و معاصرا ن با كدام یك از آنها ارتباط برقرار و از آنها در سروده هایتان تاثیر گرفته اید؟

بنده در حد بضاعت و استعداد خویش اشعار بزرگان ادب را مطالعه كرده ام و صددرصد در اشعارم تأثیرگذار بوده اند؛ مثلا در غزل فارسی از حافظ و سعدی و در غزلیات تركی ازصرّاف تبریزی و در مدایح و مراثی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از استاد بزرگوارم زنده یاد عابد تبریزی، عمّان سامانی و بزرگان دیگر استفاده فراوان كرده ام.

* لطفا درمورد موضوع كتاب مفاخر آذربایجان توضیحاتی بفرمائید ؟
خطّه‌ی مشك بیز و عالم‌خیز آذربایجان از قدیم‌الأیام مهد علم و تمدن بوده و بزرگان بسیاری را در دامن پرمهر خویش پرورش داده است كه هر كدام از آنان، نه تنها افتخار آذربایجان، بلكه مفخر جهان شده‌اند. این اثر با عنوان «مفاخر آذربایجان» در نُه بخش مستقل: عالمان و عارفان، شاعران و نویسندگان، دانشمندان و رجال،، خوشنویسان، موسیقی‌دانان، نقّاشان، عكاسان، هنرمندان تئاتر و سینما و شهیدان والامقام است كه به بررسی زندگانی، آثار و اندیشه‌ی 110 تن از مفاخر بزرگ آذربایجان در هزار سال اخیر، با استعانت از نام مبارك مفخر كلّ جهان، امیر مؤمنان علی‌بن‌ابیطالب(ع) پرداخته است.
   
*هدف شما از معرفی شخصیت های آذربایجان چه بوده و اهمیت كار شما چه می باشد؟

بدون تردید، یكی از شاخص‌های مهم پیشرفت در جوامع بشری، ظهور دانشمندان و اندیشمندان بزرگ است كه وجود شریف آنان نشانگر رشد و شكوفایی آن جامعه را مشخص می‌نماید.
بیشتر كشورها و دولت‌ها با بزرگان و دانشمندان خود در جهان شناخته شده‌اند، چرا كه نقش مفاخر و نخبگان در هدایت جامعه بهه سوی رشد و تعالی بسیار ارزشمند بوده و گاهی یكی از آنان می‌تواند ملّتی را از راه ظلمت و گمراهی نجات دهد و راه پیشرفت و موفقیّت را به روی ملّت خود بازنماید. لذا در جهان امروزی، زنده نگه داشتن یاد و خاطرات و تجلیل از مقام علمی و معنوی آنان برای شناساندن به آیندگان از اهمّ كارهای فرهنگی است.
ما باور داریم كه زنده نگه داشتن یاد و خاطرات بزرگان و بررسی زندگانی ، آثار و اندیشه‌ی زلال آنان، مشعل هدایتی است كه جوانان مستعد در ادامه دادن راه آن بزرگواران، راه را از چاه خواهند شناخت.

*شاخصه اصلی انتخاب مفاخر در این كتاب چیست؟

كلمه‌ی مفاخر، جمع مفخر است، مفخر یعنی كسی یا چیزی كه یك قوم یا ملّتی به وجود او افتخار كنند. شاخص‌های اصلی انتخاب مفاخر در این اثر عبارتند از:
* اشخاص متوّلد آذربایجان بوده و یا بیشتر عمرشان را در آن منطقه سپری كرده‌اند.
* صاحب آثار و خدمات ارزنده‌ی علمی و فرهنگی بوده و در حوزه‌ی تخصصی خود اعلمیّت داشته‌اند. 
* اشتهار به مفاخر بودن داشته و در گسترش و احیاء فرهنگ ایران اسلامی در آذربایجان نقش‌آفرین بوده‌اند.
* از چهره‌های موفق و تأثیر‌گذار در عرصه‌ی جهانی، كشوری و یا منطقه‌ای بوده‌اند.

*یكی از اشعار خودتان را  جهت حسن ختام بیان فرمایید خیلی ممنون می شویم؟
غزلی در آستانه چهل سالگی خویش سروده ام كه شرح پریشانی دل خویش است و تقدیم شما می كنم:

گه عاشق گل گه چمن و لاله شدم حیف
گه سرخوش بستان و گهی ژاله شدم حیف

گه مست خط و خال و لب و قامت دلدار
  گه واله رخساره چون لاله شدم حیف

گه شیفتۀ انجم و دلداده افلاك
گه بیدل خورشید و مه و هاله شدم حیف
ما را نبود جلوه طور و ید بیضاء
چون سامری اندر پی گوساله شدم حیف
شد عمر گرانمایه به سودای اباطیل
یك عمر پی درد و غم و ناله شدم حیف
می گفت یكی عاشق یوسف شده، گفتم:
از چاه برون نامده بر چاله شدم حیف
حاصل نشد ای وای مرا طاعت محبوب
 "فانی" نشده حیف چهل ساله شدم حیف

انتهای متن/ 

با تشكر ازكانون بازنشستگان آذربایجان شرقی