حضرت امام محمد باقرعلیه السلام

 

 

 
 
 
 سیره اقتصادی امام باقر(ع)
(تولید، مصرف، امداد)
 
 صادقان کلمات کلیدی ماشینی : امام باقرعلیه السلام، امام، اقتصاد، امام باقر، زندگی امام باقرعلیه السلام، صدقه، زکات، فقر،26

در یک نگاه
در امور معیشتی و اقتصادی، «منابع درآمد» و «مصارف آن» از مباحث اصلی می باشد؛ از این رو، زیبنده است این دو موضوع را در زندگی امام محمدباقرعلیه السلام مورد بررسی قرار دهیم.

الف) منابع مالی

منابع پولی و مادّی امام باقرعلیه السلام و دیگر ائمّه معصوم علیهم السلام عبارت بود از:

1. کار و کوشش (کشاورزی، دامداری، تجارت و کارگری)؛

2. موقوفات معصومان علیهم السلام؛

3. هدایای شیعیان و نذورات مردمی؛

4. خمس.(1)

امام باقرعلیه السلام پیرامون «خمس» می فرماید:«لا یحلّ لأحد أن یشتری من الخمس شیئاً حتّی یصل إلینا حقّنا؛ برای احدی جایز نیست که از خمس چیزی را بخرد، مگر اینکه حقّ ما را به ما برساند.»(2)
با مطالعه زندگی آن حضرت، در می یابیم که امام علیه السلام در کار کشاورزی بسیار کوشا بوده و از نقاط دور و نزدیک - کم و بیش - وجوهات شرعی (خمس) و هدایایی به پیشگاه ایشان تقدیم و ارسال می شد؛ امّا از ناحیه حکومتِ آل مروان و عوامل آن، فشارها و محدودیّت های شدیدی وجود داشت که زندگی امام باقرعلیه السلام، بنی هاشم و شیعیان را در تنگناهای اقتصادی قرار داده بود؛ مثلاً یکی از منابع تأمین زندگی مادّی اهل بیت علیهم السلام، منطقه حاصلخیز و وسیع «فدک» و «موقوفات» پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و معصومان علیهم السلام بود که از دوره خلافت ابوبکر، تحت تصرّف خلفا و حاکمان ستمگر قرار داشت.

ب) مخارج و هزینه ها

امام صادق علیه السلام اوضاع مالی و معیشتی امام باقرعلیه السلام را این گونه بازگو می کند:

«پدرم از نظر مالی، در وضع و شرایط خوبی نبود؛ مخارج سنگینی از عائله ای بسیار را اداره می کرد.»(3)

افراد تحت تکفّل آن حضرت، عبارت بودند از:

1. خانواده و فرزندانش.

2. خانواده پدرش امام سجّادعلیه السلام.

3. خانواده شیعیانی که دچار خشم و فشار بنی امیّه قرار گرفته بودند (خانواده شهدا و زندانیان).

4. فقرای مدینه.

5. افرادی که از نقاط دور به محضر امام علیه السلام رسیده و تقاضای کمک مالی می نمودند.(4)

آری، امام باقرعلیه السلام افراد گوناگونی (خانواده شهدا و زندانیان، از کارافتادگان، بیوه زنان، ایتام، بیماران و بردگان) را تحت حمایت و پوشش اقتصادی قرار داده بود؛ به طوری که برخی از آنها تا هنگام شهادت امام علیه السلام این واقعیّت و ماجرا را نمی دانستند که هزینه زندگی آنان، مستقیم و غیر مستقیم، از جانب آن حضرت تأمین و فرستاده می شد و نان آورِ محرومان در تاریکی شب، همان باقرالعلوم علیه السلام بود و بس!در عصر حکومت عمر بن عبدالعزیز (101 - 99 ق.) تا حدودی گشایش مالی در زندگی امام باقرعلیه السلام ایجاد شد؛ چرا که خلیفه اموی علاوه بر برگرداندن «فدک» به آن حضرت، حقوق اهل بیت و بنی هاشم را نیز از محلّ بیت المال پرداخت می کرد.(5)

کار؛ یعنی «عبادت»

امام باقرعلیه السلام با وجود داشتن خدمتکار و کهولت سن، هرگز از کار و تلاش دست نکشید؛ در این رابطه حتّی افرادی به گمان خود، تلاش اقتصادی حضرت را بیانگر نوعی دوری از مفاهیم زهد و قناعت می دانستند. لذا امام علیه السلام در پاسخ ظاهربینان و زاهد نمایانی چون: «محمد بن مُنْکَدر» فرموده است:

«لو جائنی الموت و أنا علی هذه الحال جائنی و أنا فی طاعة من طاعة الله عزّوجلّ أکفّ بها نفسی و عیالی عنک و عن النّاس...؛ هرگاه مرگ به سراغم بیاید و من در حال کشاورزی باشم، در واقع مرگ در حالی مرا فراگرفته که در مسیر بندگی و عبادت الهی بوده ام. انگیزه من از کار و کوشش، این است که خود و خانواده ام را از تو و دیگران بی نیاز گردانم...»

محمد بن منکدر بعد از شنیدن کلام حکیمانه حضرت، گفت:«راست گفتی! خدایت تو را رحمت کند. من می خواستم تو را پند و اندرز بدهم، لیکن تو مرا موعظه کردی.»(6)

شیدای خدمت

امام باقرعلیه السلام در طول مدّت زندگانی اش علاوه بر انجام عباداتِ واجب و مستحبّی و نیز پرورش شاگردان ممتاز و صالح، به سر و سامان دادن زندگی اقشار آسیب پذیر هم اهمیّت می داد؛ به طوری که خود می فرماید:

«... ولأن أعول اهل بیت من المسلمین أسدّ جوعتهم و أکسو عورتهم فأکفّ وجوههم عن النّاس أحبّ الیّ من أن أحجّ حجّة و حجّة - انتهی الی... سبعین - ؛... هرگاه متکفّلِ یک خانواده از مسلمانان شوم، از گرسنگی نجاتشان دهم، و بدن آنها را بپوشانم، و آبرویشان را از مردم حفظ کنم، این کارها را بیشتر دوست می دارم از اینکه یک حجّ [مستحبّی ] یا دوتا... و حتّی هفتاد حجّ را انجام بدهم.»(7)

امام صادق علیه السلام در بیان سیره پدر بزرگوارش نقل می کند:

و کان أبی اذا تصدّق بشی ء...؛ پدرم هرگاه صدقه می داد و پولی را در دست فقیری می نهاد، از او پس می گرفت، می بوسید و می بویید، دو مرتبه آن را در کف دست سائل می گذاشت و حکمت این کارش را چنین بیان می فرمود:

«و ذلک انّها تقع فی ید الله...؛ زیرا صدقه قبل از آنکه در دست مستمند قرار بگیرد، به دست خدا می رسد. لذا دوست دارم چیزی را که در دست خداوند نهاده شده و مورد قبولش واقع شده است، ببوسم و ببویم.»(8)

امام باقرعلیه السلام در هر جمعه به نیازمندان کمک می کرد و در فضیلت «جمعه» می فرمود: «ألأعمال تضاعف یوم الجمعة فاکثروا فیه من الصّلاة و الصّدقة و الدّعاء؛ پاداش عبادات در روز جمعه دو برابر است، پس در این روز نماز، صدقه و دعا را زیاد انجام بدهید.»(9)

امام و محرومان

امام باقرعلیه السلام همانند دیگر ائمّه معصوم علیهم السلام نسبت به مردم - خصوصاً شیعیان - کمک های مالی داشته و هماره پذیرای محرومان جامعه بود؛ به گونه ای که راویان و سیره نگاران به سخاوت و مهمان نوازی حضرت، اذعان و اعتراف نموده اند. لذا مناسب است گفتار برخی از آنها را یادآور شویم.

حسن بن کثیر:نزد امام علیه السلام از فقر خویش و بی وفایی دوستانم، گلایه کردم؛ آن حضرت فرمود: «بِئْسَ اْلأخُ أخٌ یَرْعاکَ غَنیّاً وَ یَقْطَعُکَ فَقیراً؛ بد برادری است آنکه در زمان توانگری، حقّ تو را نگهدارد ولی به هنگام احتیاج، رشته دوستی خود را از تو بِبُرد.»

سپس به غلامش دستور داد کیسه ای (هفتصد درهم) آورده تا به من دهد. آنگاه فرمود: «این پول ها را خرج زندگی ات کن و هرگاه تمام شد، مرا آگاه ساز.»(10)

عمرو بن دینار و عبدالله بن عبید بن عمیر:هر وقت به دیدار امام باقرعلیه السلام می رفتیم، به ما خرجی، پوشاک و پول می داد و می فرمود: «این هدایا برای شما تهیّه شده بود، پیش از آنکه به ملاقاتم بیایید.»(11)

سلمی (کنیز حضرت):همیشه عدّه ای به خانه امام باقرعلیه السلام می آمدند و در حالی از محضر امام بیرون می رفتند که حضرت، آنها را از غذاهای نیکو سیراب ساخته، با لباس های پاکیزه پوشانده و پول هایی را نیز به مهمانان بخشیده بود. لذا یک روز به آن حضرت عرض کردم: با وجود هزینه زیاد عیالمندی و مهمانی، باید از مقدار احسان و هدایا کم نمائید!

امام باقرعلیه السلام در پاسخ فرمود:«یا سلمی! ما حسنة الدّنیا إلاّ صلة الإخوان و المعارف؛ای سلمی! بهترین کار دنیا، جز این نیست که انسان با برادران و دوستان خود، دیدار و احسان داشته باشد.»(12)

سلیمان بن قرم:آن حضرت به ما پانصد، ششصد تا هزار درهم هدیه می داد و هیچ گاه از کمک به برادران دینی اش، پاسخ به نیاز ارباب رجوع و رسیدگی به حال محرومان، افسرده و خسته نمی شد.(13)

شیخ مفید:و کان مع ما وصفناه من الفضل فی العلم...؛ آن بزرگوار گذشته از برتری در علم و صرف نظر از سیادت و بزرگواری و امامت، جود و سخاوتش در میان شیعه و سنّی زبانزد همگان بود... با اینکه نانخور آن جناب، بسیار و وضع زندگی و درآمدش متوسّط بود.(14)

دنیای ممدوح

دنیا و مادّیات بر اثر دخالت عوامل و عناصر، به دو گروه: پسندیده و ناپسند، تقسیم می شود؛ یعنی نیّت و انگیزه افراد می تواند دنیا را در مسیر آخرت و معنویّات و یا در مقابل و تضادّ آنان قرار دهد. بنابراین، دنیای پسندیده و ثروت های مشروع، وسیله و ابزار رسیدن به کمالات خواهد بود؛ لذا امام باقرعلیه السلام این حقیقت را بدین گونه گوشزد فرموده است:

«لیس منّا من ترک دنیاه لآخرته و لا آخرته لدنیاه؛ هرکس دنیا را به خاطر آخرت و آخرت را به جهت دنیا رها کند، از ما نیست.»(15)

«من طلب الدّنیا إستعفافاً عن النّاس و سعیاً علی أهله و تعطّفاً علی جاره لقی الله عزّوجلّ یوم القیامة و وجهه مثل القمر لیلة البدر؛ هرکس دنیا را به جهت بی نیازی از مردم، توسعه زندگی خانواده و احسان و نیکی به همسایه اش طلب کند، روز قیامت در حالی که چهره اش همانند ماه شب چهاردهم می درخشد، خداوند متعال را دیدار می نماید.»(16)

گردش پول

برای تضمین «سعادت و پیشرفتِ» مادّی و معنوی؛ فردی و اجتماعی سزاوار است دو عامل مهمّ اقتصاد اسلامی هماره در سرلوحه زندگی مردم و کارگزاران قرار بگیرد؛ یعنی «ثروت حلال» و «ثروتمندان صالح». از این رو، می باید از نفوذ عناصر خائن و ناصالح در «مدیریت اقتصادی» جلوگیری شود و گرنه آنان با اهرم ثروت و قدرت، زمینه نابودی امّت اسلامی را فراهم خواهند کرد. امام باقرعلیه السلام در این رابطه می فرماید:«إنّ بقاء المسلمین و بقاء الاسلام أن تصیرالأموال عند من یعرف فیها الحقّ و یصنع فیها المعروف و إنّ من فناء المسلمین...؛ همانا بقای مسلمانان و اسلام، در این است که گردش ثروت در نزد کسانی باشد که حقّ اموال و وظیفه خود را نسبت به آن می شناسند و به معروف، عمل می کنند. و متقابلاً یکی از عوامل نابودی مسلمانان و اسلام، این است که سرمایه پولی در دست افرادی به گردش در آید که حقّ ثروت و مسئولیت خود را نسبت به آن نشناخته و با آن، کار پسندیده ای انجام نمی دهند.»(17)

مسئولیّت پذیری

تشکیل «خانواده» به معنای پذیرش «مسئولیّت» است؛ لذا نان آور و سرپرست خانواده موظّف است هزینه یک زندگی حلال و آبرومندانه را با کار و تلاش تأمین کند. امام باقرعلیه السلام در این خصوص می فرماید:

«من سعادة المرء أن یکون القیِّم علی عیاله؛ از سعادت هر انسان، آن است که سرپرستی خانواده خود را [به خوبی ]بر عهده گیرد.»(18)

«کفی بالمرء إثماً أن یضیّع من یعول؛ از بدی و گناهکار بودن مرد، همین بس که حقوق خانواده و زیردستانش را ضایع و تباه کند.»(19)

کشاورزی

یکی از بسترهای گسترده و مطلوب برای تأمین زندگی، «فعّالیت کشاورزی» است؛ به گونه ای که بخش مهمّی از نیازهای غذایی و نیز اشتغال زائی را می توان از این طریق تأمین ساخت. امام باقرعلیه السلام در این راستا می فرماید:

«ما فی الأعمال شی ء أحبّ إلی الله تعالی من الزّراعة...؛ هیچ کاری در پیشگاه خدا محبوب تر از زراعت نیست. خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه کشاورز بود، جز ادریس که خیّاط بود.»(20)

«خیرالأعمال زرعٌ یزرعه فیأکل منه البرّ والفاجر؛ بهترین کار، کشاورزی است که از حاصل آن، نیکوکار و بدکار می خورند.»(21)

عبادت مالی

برای ریشه کن ساختن «فقر» و کم نمودن «فاصله طبقاتی»، یکی از راهکارهای کارآمد و مؤثّر، «پرداخت زکات» و به کارگیری مدیریّت شایسته در مصارف آن است. امام باقرعلیه السلام درباره اهمیّت و جایگاه «زکات» می فرماید:

«بُنِیَ إلاسلامُ علی خمس: علی الصّلوة والزّکاة و الصّوم و الحجّ و الولایة؛ اسلام بر پنج پایه و رکن بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حجّ و ولایت.»(22)

«إنّ الله تبارک و تعالی قرن الزّکاة بالصّلوة فقال: «اقیموا الصّلوة و اتوا الزّکاة» فمن اقام الصّلوة و لم یُؤت الزّکاة فکأنّه لم یقم الصّلوة؛ به راستی خداوند تبارک و تعالی «زکات و نماز» را [در قرآن ]مقرون یکدیگر قرار داده و فرموده است: «نماز را به پا دارید و زکات اموال را بدهید.» پس کسی که نماز را اقامه کند ولی زکات ندهد، همچون کسی است که نماز را به پا نداشته است.»(23)

آن حضرت پیرامون کیفرِ افرادی که زکات نمی پردازند، مطالبی بیان نموده؛ از جمله اینکه: ثروت مانع الزّکاة به شکل افعی در دوزخ، برگردنش خواهد پیچید.(24)

برکات صدقه

گرچه «زکات» بخش مهمّی از نیازهای اقشار آسیب پذیر را می تواند برطرف سازد؛ امّا به تنهایی، توانایی مبارزه همه جانبه با مصادیق فقر را ندارد. از این رو، مقوله «صدقه» و کمک های مالی و مستحبّی، نقش تکمیلی را می تواند به خوبی ایفا کند. امام باقرعلیه السلام پاداش صدقه دهنده و برکات صدقه را در چندین حدیث، بیان نموده است که عبارتند از:

برطرف کردن فقر، افزایش در عمر، ایمنی از هفتاد نوع مرگ ناپسند؛ بهبودی بیماران؛ دفع انواع بلاهای دنیوی، ذخیره شدن ثواب اخروی؛ قرار گرفتن در پناه رحمت الهی؛ روسیاهی ابلیس، تباهی نقشه های حاکمان ستمگر و خاموش شدن خشم و عقوبت الهی.(25)

امام باقرعلیه السلام علاوه بر تشویق شیعیان به کارهای نیکی همانند صدقه، هماره به این نکته نیز اشاره فرموده است که:

«ما من شی ءٍ أحبّ إلی الله عزّوجلّ من عمل یداوم علیه و إنْ قلّ؛(26) چیزی نزد خداوند بهتر از عمل [نیکی ] که ادامه داشته باشد، نیست اگرچه اندک باشد.»

بنابراین، پرداخت صدقه به نیازمندان را نباید به برهه ای از زمان محدود ساخت؛ بلکه سزاوار است در طول زندگی، این سیره حسنه را استمرار بخشید.

ویژگی اهل ایمان

انسانیّت و مؤمن بودن، می طلبد که اوّلاً: دردهای فردی و اجتماعی مشاهده شود. ثانیاً: هریک از ما متناسب با امکانات و توانایی، به مداوای دردهای اجتماعی بپردازیم و گرنه، پیامدهای سوء «سکوت و غفلت» گریبان همه را خواهد گرفت!

امام پنجم، حضرت باقرالعلوم علیه السلام می فرماید:«فوالله ما شیعتنا الاّ من... و تعهّد الجیران من الفقراء و ذوی المسکنة و الغارمین و الأیتام...؛ سوگند به خدا! شیعه ما نیست مگر فردی که... نسبت به همسایگانِ تهیدست، مستمند، بدهکار و یتیم، متعهّد و دلسوز باشد...»(27)

«إنّ المؤمن أخ المؤمن... ولا یَحْرِمُهُ؛ همانا مؤمن، برادر مؤمن است... و نباید او را [از خوبی ها] محروم کند...»(28)

آن حضرت ضمن بر شمردن «حقوق مؤمن» می فرماید:«و یفرّج عنه کربته و یقضی دینه؛ و دیگر اینکه: اندوه مؤمن را بر طرف سازد و قرضش را ادا کند.»(29)

سفره سخاوت

امام باقرعلیه السلام همچون دیگر معصومان، روحیّه تعاون، همدردی، فداکاری و نیکوکاری را در جامعه اسلامی تقویّت نموده است؛ که به برخی از دستورات ارزنده آن حضرت اشاره می کنیم:«إنّ أحبّ الأعمال إلی الله عزّوجلّ إدخال السّرور علی المؤمن، شبعة مسلم أو قضاء دینه؛ همانا بهترین کارها نزد خداوند متعال ایجاد شادی در دل و زندگی مؤمن، سیراب نمودن مسلمان و یا پرداخت بدهی اوست.»(30)

«من قضی مسلماً حاجته قال الله عزّوجلّ: ثوابک علیّ و لا أرضی لک ثواباً دون الجنّة؛ هرکس حاجت مسلمانی را برآورده کند، خداوندِ صاحب عزّت و جلال، خطاب به او فرماید: پاداش تو برعهده من است و من برای تو پاداشی جز بهشت قرار نمی دهم.»(31)

«من أطعم مؤمناً أطعمه الله من ثمار الجنّة؛ هرکس مؤمنی را سیراب و اطعام کند، خداوند او را از میوه های بهشتی سیراب خواهد نمود.»(32)

صرفه جویی و مدیریت

بهترین راهکار برای هر مسئله ای، «مدیریّت» و «برنامه ریزی» است؛ در رابطه با امور اقتصادی نیز سزاوار است دولت اسلامی و خانواده ها به موضوع «برنامه ریزی» و «میانه روی» بیشتر عنایت داشته باشند. پیشوای پنجم شیعه به این مطلب چنین اشاره فرموده است:«الکمال کلّ الکمال التّفقّه فی الدّین و الصّبر علی النّائبة و تقدیر المعیشة؛ کمال و پیشرفت نهایی آن، عبارت است از: تحقیق و دانایی در دین، بردباری در برابر ناملایمات و تنظیم امور مالی و هزینه زندگی.»(33)

«و أمّا المنجیات... و القصد فی الغنی و الفقر؛ و امّا اسباب و راه های نجات بدین گونه است... رعایت اقتصاد و صرفه جویی در تمام حالات، چه در وقت بی نیازی و چه در هنگام نیازمندی.»(34)

نعمت قناعت

یکی از آموزه های دینی، مسئله «قناعت» است؛ امّا توجّه به این نکته ضروری است که قناعت ورزیدن، در موضوعِ «مصرف» مصداق پیدا می کند نه در «تولید». به عبارت دیگر، سفارش معصومان علیهم السلام، در خصوص اکتفا نمودن به مخارج و هزینه کفاف و متوسّط زندگی است، نه قناعت کردن در کار و تلاش!

امام باقرعلیه السلام در این زمینه می فرماید:«من قنع بما رزقه الله فهو من أغنی النّاس؛ هرکس به مقدار رزقی که خدا به او داده، قانع باشد، پس او بی نیازمندترین مردم می باشد.»(35)

«وانزل ساحة القناعة باتّقاء الحرص و ادفع عظیم الحرص بإیثار القناعة؛ و با دوری از حرص و آز، در میدان قناعت فرود آی و با نیروی قناعت، بلای بزرگ حرص را از خود دفع کن.»(36)

دستِ نیاز

امام باقرعلیه السلام گرچه شیعیان را به پوشاندن و مخفی نگاه داشتن حاجت، درد و مصیبت، سفارش نموده است؛(37) لیکن بازگو نمودن نیاز را به افراد شایسته، در موقع ناچاری و شدّت تنگدستی، منع ننموده است. آن حضرت می فرماید:

«فإنّ المؤمن لایستغنی عن أخیه؛ همانا مؤمن از [کمک های ] برادر خود بی نیاز نیست.»(38)

«ولو یعلم المسؤول ما فی المنع، مامنع أحدٌ أحداً؛ و اگر مردم می دانستند که ردّ کردن و جواب منفی دادن به درخواست نیازمند چه [آثار زشتی ] دارد، هیچ کس خواهش دیگری را ردّ نمی کرد.»(39)

امّا از آنجا که آبرو و شخصیّت مؤمن، بالاتر از امور مادّی و مالی است، امام باقرعلیه السلام چنین هشدار می دهد که:

«إنّما مثل الحاجة الی من أصاب ماله حدیثاً کمثل الدّرهم فی فم الأفعی، أنت الیه محوج و أنت منها علی خطر؛(40) همانا مَثَلِ درخواست کردن از افرادِ نوکیسه و تازه به دوران رسیده، همانند درهمی است در دهان مار، که تو به آن پول احتیاج و نیازداری، در حالی که از ناحیه مار بیمناک هستی.»

بی شک مطمئن ترین راه برای رفع نیازمندی ها و حفظ آبرو و عزّت، توجّه به درگاه «خیرالرّازقین» است و بس؛ لذا امام باقر علیه السلام می فرماید:«إِنَّ اللهَ کَرَهَ إلْحاحَ النَّاسِ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ فِی الْمَسْألِةِ و أحَبُّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ. اِنَّ اللهَ جَلَّ ذِکْرُهُ یُحِبُّ أنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ ما عِنْدَهُ؛(41) همانا خداوند اینکه عدّه ای از مردم در مورد نیاز خود، پیش برخی دیگر با اصرار تقاضا داشته باشند، ناپسند می شمارد؛ ولی رجوع و درخواستِ مکرّر را نسبت به خودش دوست می دارد. همانا خداوندِ بلند مرتبه، دوست دارد که فقط از درگاه او درخواست شود و مردم، نعمت های او را طلب نمایند.»

چشمه رزق

در نظام آفرینش، دو نوع عامل وجود دارد: مادّی و معنوی؛ محسوس و غیر محسوس. لذا برای ایجاد گشایش در زندگی و برکت در رزق، شناسایی و بهره گیری از آن عوامل قابل توجّه می باشد. امام محمّد باقرعلیه السلام در این رابطه می فرماید:

«مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زیدَ فی رِزْقِهِ؛ هرکه نیّتش نیک باشد، رزقش زیاد گردد.»(42)

«صِلَةُ اْلأَرحامِ تزکّی اْلأَعمالَ وَ تنْمی اْلأَمْوالَ...؛ صله رحم، اعمال را پاک کند و اموال را فزونی بخشد...»(43)

«ألْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یُنْفِیانِ الْفَقْرَ...؛ نیکوکاری و صدقه، فقر را از بین می برند...»(44)

بر اساس روایات دیگر، «صدقه» علاوه بر زدودن فقر از زندگی مستمندان، در معیشتِ صدقه دهندگان نیز گشایش و برکت ایجاد می کند.

رابطه گناه و فقر

برای پیروزی در مبارزه با فقر، نخست می باید عوامل پیدایش فقر را ریشه یابی کرد؛ یکی از علل پدیدآمدن مشکلات مادّی و شیوع قحطی، موضوع «گناه» است که متأسّفانه بسیاری از کارشناسان اقتصادی و عامّه مردم، چندان به آن توجّه نمی کنند! از این رو، امام باقرعلیه السلام می فرماید:«إنّ الرّجل لیذنب الذّنب فیدرأ عنه الرّزق؛ همانا انسان گناهی را مرتکب می شود، سپس رزق و روزی اش قطع می گردد.»آنگاه حضرت به آیات 19 و 17 سوره «قلم» استناد نمود.(45) همچنین می فرماید: «إنّ لله عقوبات فی القلوب و الأبدان، ضنک فی المعیشة...؛(46) به درستی که خداوند کیفرهایی دارد نسبت به دل ها و بدن ها، از جمله قرار دادن گنهکاران در تنگنای اقتصادی است.»

اموال نامشروع

بر اساس آیات و روایات، «لقمه» تأثیر ماندگاری در سعادت و شقاوت آدمی دارد و رشد و سقوطِ اخلاقی هر فرد و جامعه ای، به نوع و کیفیّت «منابع درآمد» آنان نیز بستگی دارد. امام باقرعلیه السلام همگان را به کسب «لقمه حلال» و پرهیز از «ثروت های نامشروع» سفارش فرموده است؛ برخی از توصیه های آن حضرت را یادآور می شویم.

«أفضل العبادة، عفّة البطن و الفرج؛(47) برترین عبادت، عفّت شکم و پاکدامنی است.»

«أخبث المکاسب، کسب الرّبا؛ پلیدترین درآمدها، کسب ربا است.»(48)

«إنّ الرّجلَ إذا أصاب مالاً مِنْ حرامٍ، لم یُقْبَلْ منه حجٌّ و لا عمرةٌ و لا صلةُ رحمٍ...؛ همانا انسان اگر از مال حرام ثروت به دست آورد، حجّ، عمره و صله رحم... او در پیشگاه خدا پذیرفته نمی شود.»(49)

«من أصاب مالاً من أربع، لم یقبل منه فی أربع...؛ هرکه مال از چهار طریق به دست آورد، چهار چیز از او قبول نمی شود. هرکه مال را از راه: اختلاس (نادرستی)، یا ربا، یا خیانت و یا دزدی به دست آورد، از وی زکات، صدقه، حجّ و عمره پذیرفته نشود.»(50)

انگل های اجتماع

فلسفه تأسیس مراکز خیریّه و تشویق نیکوکاران، زدودن فقر از سیمای جامعه و گسترش فضائل است، نه «گداپروری» و سربار باقی ماندنِ اقشار آسیب پذیر؛ بنابراین، در کنار توجّه به مشکلات محرومان، بایسته است که دست افرادِ فرصت طلب و غیر مستحقّ را از منابع و مراکز خیریّه کوتاه کرد. امام باقرعلیه السلام نکوهش درخواست مالی و عقوبت «اهل تکدّی» را چنین ترسیم فرموده است:

«لو یعلم السّائل ما فی المسألة، ما سأل أحدٌ أحداً؛ اگر درخواست کننده و فقیر بداند تقاضای کمک مالی، چه [ضرر و زیانی ] دارد، هیچ کس از دیگری درخواست نکند.»(51)

«فَإنَّ اللهَ یُبْغِضُ... السَّائِلَ الْمُلْحِفَ؛(52) همانا خداوند، گدای سمج و لجوج را دشمن دارد...»

«إنّه من سأل و هو بظهر غنی لقی الله مخموشاً وجهه یوم القیامة؛ هرکس از دیگران درخواست چیزی کند، در حالی که واقعاً بی نیاز است؛ خدا را در قیامت با صورتی خراشیده و لطمه خورده ملاقات کند.»(53)

«اُقسم بالله و هو حقّ، ما فتح رجل علی نفسه باب مسألة إلاّ فتح اللهُ علیه باب فقر؛ سوگند به خدایی که بر حقّ است! مردی نیست که راه درخواست و گدائی را بر خود بازکند، مگر آنکه خداوند درب فقر و تنگدستی را به روی او بگشاید.»(54)

نبایدها

برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه، سزاوار است از خصلت های ناپسند پرهیز نموده و قلب و ذهنِ خویشتن را از وجود این رذائل اخلاقی و صفاتی همچون: تنبلی، حرص، شکم پرستی و طمع پاکیزه سازیم. امام باقرعلیه السلام در خصوص هریک از این موارد، رهنمودهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف) آفات تنبلی

«إیّاک والکسل و الضّجر فانّهما مفتاح کلّ شرّ، من کسل لم یُؤدّ حقّاً و من ضجر لم یصبر علی حقّ؛(55) بپرهیز از کاهلی و افسردگی؛ چرا که این دو، کلیدهای تمام زشتی ها هستند. آدم تنبل حقّش را نمی تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمی تواند در کار حق، بردباری بورزد.»«إنّی لأبغض الرّجل أن یکون کسلاناً عن أمر دنیاه و من کسل عن أمر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل؛(56) همانا من دشمن می دارم فردی را که در کارهای [خوب ]زندگی دنیوی اش تنبل است؛ زیرا هرکس در کار دنیوی کاهلی کند، نسبت به کار آخرتش کاهل تر خواهد بود.»

ب) سرانجام حرص و آز

«مثل الحریص علی الدّنیا کمثل دودة القزّ کلّما ازدادت من القزّ علی نفسها لفّاً کان أبعد من الخروج حتّی تموت غمّاً؛ انسانِ حریص به [مال ] دنیا، همانند کرم ابریشمی است که هرچه به دور خود زیاد بپیچد، خارج شدنش از آن تارها سخت تر گردد تا آن حد که بمیرد.»(57)

ج) نکوهش شکم پرستی

«ما من شیی ء أبغض إلی الله عزّوجلّ من بطن مملوء؛ هیچ چیز نزد خدا مبغوض تر از شکم پُر نیست.»(58)

«أبعد الخلق من الله إذا ما امتلأ بطنه؛ دورترین مردم از خدا، کسی است که شکمش پُر باشد.»(59)

د) طمع

«واقطع اسباب الطّمع ببرد الیأس؛ و اسباب طمع را به سوهان نومیدی بِبُر.»(60)

«و اطلب بقاء العزّ بإماتة الطّمع؛ و بقای عزّت را به میراندن طمع طلب فرمای.»(61)

«الطّمع هو الفقر الحاضر(62)؛ طمع، همان نیازمندی آشکار است.»

پی نوشت ها:

1. برای آگاهی بیشتر از منابع مالی معصومان(ع)، ر.ک: فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه(ع)، محمدتقی عبدوس - محمد محمدی اشتهاردی، ج 1، ص 208 - 145، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1372ش.

2. همان، ص 197 و 198.

3. در مکتب فجر دانشها حضرت امام محمدباقر(ع)، دکتر علی قائمی، ص 137 و 138، انتشارات امیری، تهران، اوّل، 1376 ش.

4. همان، ص 138.

5. ر.ک: همان، ص 232 و 233.

6. تفصیل این داستان در منابع گوناگون آمده است؛ از جمله: فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه(ع)، ج 1، ص 170 و 171؛ المحجّة البیضاء، ملاّمحسن فیض کاشانی، ج 3، ص 142، دفتر انتشارات اسلامی، قم، دوم.

7. مراة العقول، ج 9، ص 108 و 109 و غیره.

8. آثار و برکات صدقه، محمود جویباری، ص 85، امّ ابیها، قم، اوّل، 1377 ش؛ گلواژه احسان، سید مهدی شمس الدین، ص 28 و 29، قدس، قم، اوّل، 1370 ش.

9. آثار و برکات صدقه، ص 72؛ چهل مجلس، هزار حدیث، احمد دهقان، ص 322، صبح پیروزی، قم، اوّل، 1381 ش.

10 و 11. الارشاد، شیخ مفید، ترجمه سید هاشم رسولی محلاّتی، ج 2، ص 164، علمیّه اسلامیّه، تهران، دوم. بنا به نقل دیگر، راوی آن «اسود بن کثیر» است. (المحجّة البیضاء، ج 4، ص 244).

12. المحجّة البیضاء، ج 4، ص 243.

13. همان، ص 244؛ الارشاد، ج 2، ص 164 و 165.

14. الارشاد، ج 2، ص 164.

15. تحف العقول، ص 234 و 235.

16. راهنمای سعادت و خوشبختی، عبدالله صالحی، ص 136، انتشارات مهدی یار، قم، دوم، 1383 ش. به نقل دیگر، «توسیعاً علی اهله»، (مراة العقول، ج 19، ص 23).

17. زکات برای همه، ص 119، به نقل از مستدرک الوسائل، ج 2، ص 393.

18. خطوط کلّی اقتصاد در قرآن و روایات، جعفر خوشنویس، ترجمه مهدی انصاری، ص 77، کتابخانه عمومی امام امیرالمؤمنین علی(ع)، اصفهان، اوّل، 1364 ش.

19. همان، ص 80.

20. بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان(ع)، محمدتقی عبدوس - محمد محمدی اشتهاردی، ص 401، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، اوّل، 1374 ش.

21. 600 حدیث برگزیده از چهارده معصوم(ع)، شعبانعلی لامعی، ص 180 و 181، پخش: کانون انتشارات ناصر، قم، 1362 ش. به روایت دیگر، «خیرالأعمال الحرث تزرعه...»، (مراة العقول، ج 19، ص 332).

22. زکات برای همه، احمد محسنی گرکانی، ص 103، پیام مهدی(عجّ)، قم، اوّل، 1377 ش.

23. همان، ص 101؛ خطوط کلّی اقتصاد در قرآن و روایات، ص 584.

24. ر.ک: زکات برای همه، ص 293 و 294؛ خطوط کلّی اقتصاد...، ص 584، 588 و 590.

25. ر.ک: الحکم الزّاهرة، علیرضا صابری یزدی، ترجمه محمدرضا انصاری محلاّتی، ج 1، ص 668 و 669، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372 ش؛ خطوط کلّی اقتصاد...، ص 490 و 506؛ گلواژه احسان، ص 64، 111 و 112؛ تحف العقول، ص 298؛ آثار و برکات صدقه، ص 54 و 55.

26. چهل مجلس، هزار حدیث، ص 322.

27. تحف العقول، ص 295؛ گفتار دلنشین چهارده معصوم(ع)، محمد محمدی اشتهاردی، ص 148 و 149، انصاریان، قم، پنجم، 1376 ش.

28. راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 143؛ گفتار دلنشین...، ص 154.

29. بیست و پنج اصل...، ص 20؛ مراة العقول، ج 9، ص 27.

30. الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 671.

31. راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 138؛ چهل داستان و چهل حدیث از امام محمدباقر(ع)، عبدالله صالحی، ص 121، مهدی یار، قم، اوّل، 1381 ش.

32. راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 139؛ چهل داستان و...، ص 122.

33. چهل داستان و...، ص 125؛ تحف العقول، ص 292. همین حدیث با اندکی اختلاف از امام صادق(ع) نیز روایت شده است. (خطوط کلّی اقتصاد...، ص 538).

34. راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 144.

35. الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 650 و 651.

36. سخنان برگزیده از برگزیدگان جهان و تاریخ چهارده معصوم(ع)، سید ابراهیم مرتضوی میانجی، ص 244، انتشارات مرتضوی، قم، اوّل، 1394 ق.

37. اربع من کنوز البرّ کتمان الحاجة و کتمان الصّدقة و کتمان الوجع و کتمان المصیبة (تحف العقول، ص 295).

38. همان، ص 293.

39. همان، ص 300؛ الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 640؛ خطوط کلّی اقتصاد...، ص 428.

40. تحف العقول، ص 294.

41. همان، ص 293.

42. گفتار دلنشین...، ص 154.

43. چهل مجلس، هزار حدیث، ص 323.

44. المحجّة البیضاء، ج 2، ص 109 و غیره.

45. زکات برای همه، ص 407.

46. تحف العقول، ص 296.

47. همان.

48. خطوط کلّی اقتصاد...، ص 297 و غیره.

49. چهل حدیث درباره ربا، سید عمران هاشمی شهرستانی، ص 56، انتشارات رنگ آسمان، قم، اوّل، 1381 ش.

50. 600 حدیث برگزیده...، ص 182 و 183.

51. الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 640؛ تحف العقول، ص 300.

52. تحف العقول، ص 300.

53. گلواژه احسان، ص 140.

54. المحجّة البیضاء، ج 2، ص 105؛ خطوط کلّی اقتصاد...، ص 428. به نقل دیگر، «... باب المسألة...»، (راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 138).

55. تحف العقول، ص 295؛ گفتار دلنشین...، ص 154.

56. الحکم الزّاهرة، ج 2، ص 469، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، اوّل، 1373 ش. بر اساس نقل دیگر، امام(ع) فرمود: «انّی ابغض للرّجل...».

57. المحجّة البیضاء، ج 5، ص 366. بنا به اقوال دیگر، «مثل ذروة» و «کدود القزّ»، (راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 142 و 143؛ چهل حدیث درباره ربا، ص 60).

58. الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 656.

59. همان، ص 658.

60. سخنان برگزیده از بزرگان جهان و...، ص 244 و 245.

61. همان، ص 246.

62. المحجّةالبیضاء، ج 2، ص 106.

---------------------------------

فرهنگ كوثر - تابستان 1384، شماره 62 

دوره سرنوشت‌ساز تاریخ علمی شیعه در گفت‌و‌گو با استاد حوزه و دانشگاه بررسی شد؛

شتاب علمی اسلام و تشیع در دوران باقر العلوم(ع)

 اگرچه ذی الحجه ماه شادی و سرور مسلمانان به دلیل اعیاد بزرگ قربان و غدیر است، اما شهادت امام باقر(ع) در هفتمین روز از این ماه از شیرینی این

شور و هیجان کاسته و کام شیعیان آن حضرت(ع) را تلخ می‌کند.

صادقان/به مناسبت فرا رسیدن این روز با حجت الاسلام والمسلمین سیدعلیرضا حسینی، دکترای حقوق، استاد حوزه و دانشگاه و مؤلف کتابهای «سنت در اوج غربت» و «گامی به سوی اتحاد» درباره موقعیت شناسی حضرت باقر(ع) برای رشد و پیشرفت علمی جهان اسلام به گفت و گو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می‌گذرد:

 چرا از دوران امام باقر(ع) به دورانی خاص و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام یاد می‌شود تا جایی که نهضت علمی امام صادق(ع) و نیز شکوفایی تمدن اسلامی تا حد بسیار زیادی مرهون مجاهدتهای ایشان دانسته می‌شود؟ 

- امام باقر (ع) ویژگی‌هایی دارند که شاید در هیچ یک از ائمه(ع) وجود نداشته باشد، زیرا ایشان متولد سال 56 هجری هستند و در کودکی شاهد واقعه عاشورای حسینی در کربلا بوده‌اند.باید توجه داشت ما به وجود علم لدنی برای ائمه(ع) معتقد هستیم و شاهد این ادعا به امامت رسیدن حضرت جوادالائمه(ع) در دوران کودکی است که در عین کودکی در کمال علم و قدرت فکری قرار داشتند؛ بنابراین، امام باقر (ع) نیز با وجود خردسالی در واقعه کربلا، بر تمام علوم و وقایع مسلط بودند و شهادت، اسارت و دیگر جنایات بنی امیه را درک کرده‌اند.از این رو، دوران امامت ایشان که در سال 95 هجری و پس از شهادت امام سجاد(ع) آغاز شد، تأثیر شگفت‌آوری در تاریخ اسلام داشته است.
به تصریح تاریخ پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، نقل حدیث به وسیله خلفا و حکام وقت ممنوع شد و شیعه و اهل سنت این مسأله را تصریح کرده‌اند تا جایی که «ذهبی» در «تذکره الحفاظ» به این موضوع اذعان کرده است. از این رو، در آن زمان تنها قرآن محل رجوع در مسایل و مشکلات بود، در حالی که کتاب وحی بدون حدیث و سنت نبوی به تفصیل چیزی ندارد، اما خلفا چنین کردند! تا عمربن‌عبدالعزیز که در سال 99 هجری در زمان امامت حضرت باقر(ع) به خلافت رسید و ممنوعیت نقل حدیث را لغو کرد.باید توجه داشت تا پیش از آن، خفقان به قدری شدید بود که حتی در کتابهای حدیثی شیعه از امام مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) هیچ پرسش فقهی مطرح نشده و حتی روایات فقهی از امیرمومنان(ع) کم  شمار است!اما پس از لغو این ممنوعیت و نیز به دلیل روند رو به زوال بنی‌امیه، حضرت باقر(ع) بیشترین بهره را در دو ناحیه بردند؛ یعنی فضای سیاسی اجتماعی و نیز میدان علم.

 با توجه به لغو ممنوعیت نقل حدیث در زمان امام باقر(ع) آیا ایشان آزادانه می‌توانستند هر آنچه از سنت بود را بیان کنند یا باز هم مانع تراشی‌ها و مخالفتهایی با روشنگری‌های حضرت(ع) انجام می‌شد؟

- از امام صادق(ع) نقل شده: «در مکه بودیم در زمان پدرم و من در آنجا صلوات فرستاده و خدا را حمد کردم که پیامبر(ص) را مبعوث به نبوت کرد و ما را برای احیای دین برگزید.» سپس گفتم: «هر کس از ما اطاعت کند سعادتمند و هر کس دوری کند شقی خواهد شد.» یعنی ایشان همان کاری را کردند که جدشان حضرت سیدالشهدا(ع) در موسم حج انجام دادند!نقل است، وقتی خبر بیان این سخن برای عموم در مسجدالحرام به هشام بن عبدالملک رسید، برآشفت اما مصلحت ندید در مکه مکرمه متعرض امامان باقر و صادق علیهماالسلام شود، اما سپس که به شام رفت دستور داد والی مدینه آن حضرات(ع) را به شام بفرستد.پس از رسیدن ایشان به شام، هشام چند روزی آن حضرات(ع) را معطل کرد تا به خیال خود آنها را تحقیر کند، اما امام باقر(ع) در قصر هشام چنان او را تحقیر کردند که دیگر نمی‌توانست به عظمت ایشان اعتراف نکند و این عین همان کاری است که حضرت سجاد(ع) در مجلس ابن زیاد و یزید انجام دادند.همچنین، نقل است هشام مجلسی مفصل گرفت و لشکریان را دعوت کرد و درصدد برآمد وضعیت سیاسی اجتماعی خود را نمایش دهد و آن را به رخ امام باقر(ع) بکشد، اما در همان مجلس نیز حضرت(ع) با اشاره به اینکه علم از طفولیت به اهل بیت(ع) اعطا می‌شود نقشه‌های هشام را نقش بر آب کردند. حتی ایشان در پی مناظره ای که با کشیش مسیحی داشتند، سبب تشرف وی به اسلام شدند.این مسأله چنان هشام را برافروخت که دستور داد عده‌ای پیشاپیش امامان باقر و صادق علیهماالسلام حرکت کرده بگویند دو نفر از ساحران فرزند ابوتراب آمده‌اند و مسیحی شده‌اند، مردم با آنها مراوده نکنید! از این رو، در شهرها به آن حضرات(ع) آب و غذا نمی‌دادند و اینها همه نشان‌دهنده اوج دشمنی‌ها با روشنگری‌های مکتب باقری است.

 با توجه به آنکه امام باقر(ع) به اقدامهای علمی و فرهنگی شهرت دارند و به تصریح تاریخ شاگردانی از مکاتب و مذاهب گوناگون در محضر ایشان بوده‌اند، آیا علمای دیگر مذاهب نیز به مقام علمی ایشان صحه گذارده و در منابع خود آن را نقل کرده‌اند؟

- بله، قدرت علمی ایشان به قدری نمایان بود که نه تنها علمای شیعه و اهل سنت، بلکه حتی علمای درباری بنی امیه نیز به عظمت آن اعتراف کرده‌اند.«ذهبی» از علمای بنام و مورد وثوق اهل سنت در قرن هشتم - که در علم رجال سرآمد است- درباره چرایی باقرالعلوم خواندن امام پنجم (ع) می‌گوید: «به واسطه اینکه علم و پنهانی‌های آن را شکافت و علم را توسعه داد!همچنین، عبدا... بن عطاء یکی از علمای بزرگ اهل سنت و هم عصر امام باقر(ع) می‌گوید: «ندیدم که علما در نزد کسی آن‌قدر از جهت علمی کوچک بنمایند که آنها را نسبت به حضرت باقر(ع) دیدم!»درباره علم ایشان حتی شاعران عرب مانند مالک بن اعین شعرها سروده‌اند و در اشعار تصریح کرده‌اند که علم اهل بیت(ع) همچون کوهی است که آنها آن را از یکدیگر به ارث می‌برند.
 با توجه به آنکه علم اهل بیت(ع) یک منبع دارد و کیفیت آن نیز یکسان است، چرا در میان ائمه معصوم(ع)، امام باقر(ع) به باقرالعلوم به معنای شکافنده علم شهرت یافته‌اند؟

- بله، یکسانی این علم و کیفیت آن در زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع) تصریح شده و می‌خوانیم: «...خدا شما را به بالاترین محل کرامت رساند و شما را در بالاترین منزله مقربان درگاهش قرار داد و درجات شما را از درجات انبیاء بلندتر قرار داد، به گونه‌ای که هیچ کس به شما نمی‌رسد و به هیچ کس به بلندای شما راه نمی‌یابد و کسی نمی‌تواند بر شما پیشی بگیرد و هیچ طمع کننده‌ای نمی‌تواند با طمع به مقام شما برسد...»این یعنی اهل بیت(ع) در مقام و رتبه یکسان هستند و علم همه آنها لدنی است، چنانکه پیامبر اکرم(ص)، امیرمومنان(ع) را باب علم معرفی کرده‌اند.اما با توجه به موقعیت مهیا و استفاده بجایی که امام پنجم(ع) از شرایط کردند و باب علم را گشودند و زمینه  نهضت علمی امام صادق(ع) را مهیا کردند تا جایی که علمشان نه تنها در میان شیعه و جهان اسلام، بلکه در سراسر عالم فراگیر شد، به باقرالعلوم (ع) شهرت یافتند.

 با توجه به آنکه دشمنی با اهل بیت(ع) و ممانعت از روشنگری‌های آنها به شیوه‌های گوناگون، مرسومِ حکام جور بوده است، در زمان حضرت باقر(ع) و در مقابله با اقدامهای علمی ایشان بنی‌امیه چه کارشکنی‌هایی انجام می‌داد و مواجهه حضرت(ع) با آنها چگونه بود؟

- در اواخر عمر بنی‌امیه و اوایل حکومت بنی عباس، برای اینکه معارف اهل بیت(ع) را تحت تأثیر قرار دهند کتابهای فراوان فلسفی را از یونان و ایران و... ترجمه و منتشر می‌کردند تا به خیال خود سدی مقابل نفوذ معارف اهل بیت(ع) ایجاد کنند! اما عظمت علمی امام باقر(ع) به گونه‌ای بود که همه این فلسفه‌ها و مکاتب را تحقیر می‌کرد و تمام علمای زمان که عرض‌اندام می‌کردند، در مواجهه با امام باقر(ع) شکست می‌خوردند. جالب آنکه این قدرت علمی تنها به شخص حضرت(ع) محدود نمی‌شد، بلکه شاگردان ایشان در رشته‌های گوناگون اعم از تجربی و ... سرآمد بودند.باید توجه داشت ائمه(ع) قرآن ناطق‌اند و از آنچه در عالم وجود دارد، آگاهند و به آنها علم دارند؛ البته بسیاری از آنچه را می‌دانستند نمی‌توانستند با صراحت بیان کنند و در بسیاری از موارد نیز نبودند کسانی که بتوانند علم و دانش آنها را دریافت کنند، از این رو بود که امیرمومنان (ع) می‌فرمودند: « سَلوني قَبلَ اَن تَفقِدوني».

رقیه عطاء الهی- سایت قدس

 

 

کنیه های امام پنجم علیه السلام

 

صاد قان/برای امام محمدباقرعلیه السلام، در کتب روایی، دو کنیه بر شمرده اند:
1. ابوجعفر: به مناسب این که امام پنجم پدر امام جعفر صادق علیه السلام است.(1)
2. ابوجعفر الاوّل: به این دلیل که با کنیه امام جوادعلیه السلام اشتباه نشود؛ چرا که هردو امامِ همام، مُکنّا به ابوجعفر هستند.(2) امام نهم علیه السلام کنیه اش ابوجعفر الثّانی است.

القاب امام باقرعلیه السلام

القاب پنجمین امام معصوم علیه السلام به شرح ذیل است:

1. الامین (3)؛ امانت دارِ اسرارِ الهی.

2. الباقر(4) به معنی شکافنده.

3. باقرالعلم (5)(العلوم) به معنی شکافنده دانش (دانش ها).

4. الشاکر(6) به معنی شُکر کننده.

5. الشاکر لله (7) به معنی شکرکننده خداوند.

6. الشبیه (8) به معنی اینکه به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم شباهت داشته است.

7. محمد بن علی الاوّل (9) برای اینکه با امام جوادعلیه السلام که آن حضرت نیز ملقّب به محمد بن علی است، اشتباه نشود.

8. الهادی (10) به معنی هدایت کننده جامعه.

9. الباقری (11) به این معنی که این صفت را داراست که شکافنده علوم است.

10. الباقران (12)؛ لقب امام پنجم و ششم.

11. الصادقان (13)؛ لقب امام پنجم و ششم.

12. الصادقَیْن (14)؛ لقب امام پنجم و ششم.

13. الصادقون (15)؛ لقب امام پنجم و ششم.

برخی از روایات منتسب به این دو امام بوده است؛ لذا از این واژه ها بهره می برده اند.

14. السیّدان (16)؛ لقب امام پنجم و ششم.

در برخی موارد، رُوات از باب تقیّه کلمه السیّدان را به کار می برده اند.

15. احدهما(17)؛ لقب امام پنجم و ششم.

در برخی روایات که مشخص نبوده است روایت از امام پنجم و یا ششم است، از لقب احدهما استفاده می کرده اند.

پی نوشت ها:

1. المناقب، ج 4، ص 211؛ الهدایةالکبری ، ص 237؛ کشف الغمّه، ج 2، ص 318؛حلیةالاولیاء،ج 3،ص 181.

2. جامع المقال، ص 184؛ اعیان الشیعه،ج 1،ص 650.

3. دلائل الامامة، ص 94؛ المناقب، ج 4، ص 211؛ الهدایةالکبری ، ص 237؛تاریخ اهل البیت(ع)،ص 131.

4. دلائل الامامة، ص 94؛ کشف الغمّه، ج 2، ص 318؛ جامع المقال، ص 185؛ مجمع الرجال، ج 7، ص 194؛ اعیان الشیعه، ج 1، ص 650.

5. کشف الغمّه، ج 2، ص 318؛ المناقب، ج 4، ص 211، مدینةالمعاجز، ج 5، ص 5.

6 و 7. الهدایةالکبری، ص 237؛المناقب،ج 4،ص 211.

8. دلائل الامامة، ص 94؛ المناقب، ج 4، ص 211.

9. الکنی والالقاب، مامقانی، ص 164.

10. الهدایةالکبری، ص 237؛ دلائل الامامة، ص 94؛ کشف الغمّه، ج 2، ص 318؛ المناقب، ج 4، ص 211؛ تاریخ اهل البیت(ع)، ص 131.

11. الکنی والالقاب، ص 75.

12. جامع المقال، ص 185.

13و14. همان، ص 185؛ مجمع الرّجال،ج 7،ص 195.

15. التهذیب، ج 1، ص 62؛ الاستبصار، ج 1، ص 8 و 76؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 146.

16. التهذیب، ج 3، ص 155.

17. جامع المقال، ص 185.

 

 

 

طبّ گیاهی و خواصّ میوه ها در کلام امام باقر(ع)

 
 

یکی از موضوعات بسیا رمهم در عصر حاضر، موضوع طبّ؛ بویژه طبّ اسلامی است که دانشمندان علم طبّ و آشنایان با معارف اسلامی باید به تحقیق در این مهم، همّت گمارده، در توسعه و ترویج آن بکوشند. در این راستا به دلیل پیوندی که بین طبّ اسلامی و طبّ گیاهی وجود دارد، شناخت گیاهان دارویی و شفابخش نیز امری لازم و ضروری است. امام صادق علیه السلام وجود طبیب را یکی از نیازمندی های ضروری اجتماع می داند.(1) اسلام، مشوّق مسلمانانی است با جسمی سالم و نیرومند و بدنی قوی و آماده. در قرآن مجید نیز به هنگام شرح صفات «طالوت» و صلاحیت او برای مقام رهبری بنی اسرائیل، نیروی جسمانی او را در ردیف نیروی علمی او آورده و می فرماید: «انّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم»(2)

در روایات نیز به این موضوع بسیار توجّه شده است؛ زیرا هرگونه تلاش و کوشش در راه سالم سازی جسم؛ می تواند کوششی در راه تقویت بنیه های معنوی و انسانی محسوب گردد.

در این راستا گیاهان و میوه ها جهت شفابخشی و سلامتی بشر، داروهای مفید و مؤثّری به شمار می روند. قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام با بردن نام و ذکر دستورات درمانی شان، فواید و جایگاهشان را در درمان بیماری ها و امراض روحی و جسمی بشر یادآور شده اند. در این مقاله سعی می کنیم دستورات و نسخه های شفابخش بسیاری از گیاهان و میوه ها را در مکتب و اندیشه امام باقرعلیه السلام مورد بررسی قرار دهیم.

الف) خواصّ درمانی گیاهان و سبزی ها

کاسنی

امام باقرعلیه السلام فرمود:کاسنی، تقویت کننده قوای جنسی است، از دور ریختن و هدردادن آن دوری کنید.(3)

امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت می کند که وی از دور ریختن و هدر دادن کاسنی هنگام غذا خوردن نهی می فرمود.(4)

بادروج

این گیاه معرّب «بادرو» فارسی است و نوعی از ریحان است که به فارسی، آن را ریحان کوهی می گویند. برگش ریز و ساقه اش به شکل مربع، پرشاخ و بویش کمتر از ریحان است. رنگ گلش نیز مایل به سرخی است.(5) امام باقرعلیه السلام فرمود: بادروج از آن ما، شفای دردها و ریشه آن نیز از بهشت است.(6)

حزاء

حزاء یا بیوه زا، گیاهی است که در طبرستان آن را جعفری می گویند. حزاء، گیاهی است مشابه کرفس که گفته شده، بیشتر در آذربایجان می روید.(7) عمروبن ابراهیم گوید: از ضعف معده به امام باقرعلیه السلام شکایت نمودم که حضرت فرمود: حزاء را با آب سرد بخور.(8)

سُماق

در روایتی از امام باقرعلیه السلام آمده است: سماق نافع بواسیر خونی است.(9)

سندروس

سندروس یا رزین ساندراک، به صورت قطعه های کوچک و به رنگ زرد روشن است. طبع گرم و خشک دارد و دودش نافع سرماخوردگی، بواسیر، خونریزی است واگر برای خوردن استفاده شود لاغر کننده، نافع ضعف چشم و تنگی نفس است.(10)

امام باقرعلیه السلام در روایتی، سندروس را با سایر ادویه به طریق بُخور، نافع دیوانگی دانسته اند.(11)

شکر طَبرزد (سفید)

جمیل بن درّاج از زراره و او از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که فرمود: ای زراره! مردم را چه چیزی از فضیلت شکرطبرزد (سفید) غافل کرده است؟ شکر برای هفتاد درد و بیماری شفا و سود رسان است. بلغم را می خورد و ریشه اش را از بین می برد.(12)

حضرت در روایت دیگری فرمود: اگر شخصی که تب دارد ناشتا 6 مثقال شکر را با آب سرد بخورد، تبش از بین می رود.(13)

شونیز (دانه سیاه)

زراره می گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم درباره شونیز (دانه سیاه) سؤال شد که آیا مورد علاقه رسول خدا بود؟

فرمود: بله! ولکن پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مرگ را از آن استثناء کرده است. آیا نمی خواهی تو را به چیزی که از آن رساتر است، راهنمایی کنم که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مرگ را در آن استثناء نکرده است؟ عرض کردم: بله ای فرزند رسول خدا! حضرت فرمود: دعا، که قضای حتمی را رد می کند و آن را محکم می گرداند و صدقه دادن آتش غضب را خاموش می کند. و سپس، حضرت انگشتانش را جمع کرد.(14)

سَویق خشک

امام باقرعلیه السلام فرمود: چه بزرگ است برکت سویق خشک (آرد گندم و جو). وقتی انسان در سیری از آن بخورد، غذا را هضم می کند. هر وقت انسان در حال گرسنگی آن را بخورد، او را سیر می گرداند، و چه خوب توشه ای در حال سفر و حضر است!(15)

عدس

عدس از جمله حبوباتی است که ارزش غذایی دارد. نشاسته آن زیاد (60 درصد)، سفیده مانندش (20 درصد) و چربی آن (2 درصد) است. هر صد گرم آن 350 کالری حرارت تولید می کند و هضم آن به علّت داشتن سلولز زیاد، متوسّط است. پخته آن برای لاغرها و کسانی که ترشی معده دارند مفید است. عدس برای کسانی که ازت و اسید اوریکشان بالاست، مضرّ است. مواد معدنی آن: گوگرد، فسفر، کلر، سدیم، پتاسیم، منیزیم، کلسیم، مس، روی، منگنز، یُد و از همه مهم تر آهن است. ویتامین های آن نیز B1 و B2است.(16)

امام باقرعلیه السلام درباره این نوع سبزی یعنی عدس، که از زمره حبوبات است، چنین فرموده اند: دختری که خون حیضش قطع نمی شود، به او سویق عدس بدهید تا بنوشد، که به سرعت، حیض قطع می شود.(17)

زعفران

زعفران دارای یک روغن مایع فرّار و ماده رنگینی است که تارهای پیچیده آن به رنگ نارنجی است و دارای خاصیت نیروبخش است.

امام باقرعلیه السلام در روایتی، معجونی از عسل، زعفران، خاک قبر امام حسین علیه السلام و آب باران را شفا بخش دانسته است.(18) همچنین امام باقرعلیه السلام فرمود: مردی از خراسان نزد امام سجّادعلیه السلام آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا! حج را به جا آوردم و هنگام بیرون آمدن، نیّت کردم که نزد شما بیایم؛ اما از درد طحال رنج می برم. دعایم کنید تا از آن رهایی یابم. امام سجّادعلیه السلام فرمود:خداوند تو را از آن کفایت کند! حمد و سپاس برای اوست. هر وقت آن درد را احساس کردی، این آیه (19) را با زعفران و آب زمزم بنویس و بنوش، که درد از تو دور می شود.(20)

هویج

امام باقرعلیه السلام فرمود: «الجزُ امانٌ من القولنج و البواسیر، و یعینُ و علی الجماع»؛ استفاده از هویج نوعی ایمنی است از قولنج و بواسیر و بر جماع نیز کمک می نماید.(21) ا

یشان همچنین فرمود: خوردن هویج کلیه ها را گرم می نماید.(22)

اسپند

امام باقرعلیه السلام، استفاده از آن را برای درمان سَلسُ البول (قطره قطره آمدن بول) مفید دانسته اند و فرموده اند: اسپند را با آب سرد 6 بار و با آب گرم نیز یک بار بشوی. سپس آن را در سایه، خشک کن. سپس با روغن گندم و یا جوی خالص بکوب و ناشتا به اندازه دارو از آن استفاده کن. این دارو شما را از آن عارضه شفا خواهد داد به اذن خداوند.(23)

بنفشه

امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم می دانستند در بنفشه چه خاصیتی است و چه دردهای بسیاری را درمان می کند، آن را جرعه جرعه می نوشیدند.(24)

تره

امام باقرعلیه السلام فرمود: تره، «سپرز» را درمان می کند. چون «سپرز» شما دردناک شود، تره را در روغن بپزید و از آن بخورید که درد آرام خواهد یافت.(25)

چغندر

حضرت امام باقرعلیه السلام، چغندر را برای درمان «بَرَص»، مفید دانسته است. ایشان می فرماید: بنی اسرائیل از بَرَص نالیدند و شکایت کردند. حضرت موسی این شکایت را به خداوند متعال رساند، خداوند عزّوجلّ امر کرد که گوشت گاو را با چغندر بخورند تا از بَرَص شفا یابند.(26)

کرّاث

کراث سبزی معروف بوداری است که به سیر شباهت دارد. امام باقرعلیه السلام فرمود: در کرّاث چهار خصلت است: باد درون را طرد می کند، دهان را خوشبو می نماید، بواسیر را قطع می کند و امان از جذام است.(27)

شلغم

امام باقرعلیه السلام فرمود: هیچ مخلوقی نیست؛ مگر اینکه در آن رگی از جذام هست، آن را با شلغم آب کنید.(28)

 

ب) خواصّ درمانی گوشت

امام باقرعلیه السلام فرمود: سَیِّدُ الطَّعامِ اللّحْمُ؛ بهترین غذا، گوشت است.(29)

زراره می گوید: من پانزده روز با امام باقرعلیه السلام غذا خوردم و غذای ما گوشت بود.(30)

ایشان پس از بیان فضیلت غذایی گوشت، آن را برای درمان «یرقان» مفید دانسته است و بهترین نوع آن را برای رفع این بیماری، «گوشت قطا»(31) معرّفی نموده است. ایشان در روایتی نیز «گوشت گاو» را برای درمان بَرَص مفید می داند.(32)

درمان سنگ مثانه

امام باقرعلیه السلام فرمود: از این 10 مادّه: هلیله، بلیله، آمله، فلفل، دارفلفل، دارچین، زنجبیل، شقاقل، انیسون و خولنجان، به طور مساوی بردارید و با هم بکوبید و سپس آن را در روغن گاو بپزید. این معجون وقتی با عسل صاف شده آمیخته شود و هر روز به قدر فندقی از آن تناول شود، سنگ مثانه را می شکند.(33)

خواصّ درمانی سنجد

امام باقرعلیه السلام فرمود: میوه ی سنجد، گوشت را می رویاند، به پوست بدن، توانایی می بخشد و قلوه ها را گرم می کند. نیز سنجد در علاج بیماری های بواسیر و سلس البول بسیار سودمند است.(34)

درمان درد زخم

حضرت باقرعلیه السلام فرمود: قیر تازه (مادّه ای که بر کشتی می مالند) و مثل آن را با پیه بُز و پارچه ای تازه و کوزه سفالین تازه بردار. ظاهر آن را قیرمالی کن، سپس بر آن شیر بریز و زیرش آتشی ملایم روشن کن. سپس کاغذی نوشته شده (35) را بردار و روی دستت بگذار و بر آن قیر بمال و بر روی زخم ببند. اگر زخم عمیق بود از کتان، ریسمان بتاب و بر روی زخم قیر بریز و سپس آن ریسمان را در آن زخم بگذار. ان شاءالله بهبودی می یابد.(36)

درمان اسهال خونی

ابوحمزه ثمالی می گوید: مردی به امام باقرعلیه السلام از اسهال خونی شکایت کرد. امام علیه السلام به او فرمود: از خاک ارمنی بردار و با آتشی ملایم آن را بپز و سرخ کن. سپس استفاده کن که اسهال قطع می شود.(37)

امام باقرعلیه السلام فرمود: قدری از گِل ارمنی بر روی آتش گرم کنید و به بیمار اسهال بخورانید که وضعیت درونی اش آرام خواهد گرفت.(38)

نمک

امام باقرعلیه السلام فرمود: نمک برای هفتاد بیماری، دارویی اثر بخش است.(39)

 

ج) خواصّ درمانی میوه ها

خرما

امام باقرعلیه السلام فرمود: «لم تستشف النّساء بمثل الرُّطَب، انّ الله اطعمه مریم فی نفاسها»؛ زنها در هیچ چیز مثل خرما شفا نمی یابند، چون خدا به مریم در موقع زایمان خرما داد.(40)

سیب

ابی بصیر می گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود: موقعی که خواستی سیب بخوری، قبلاً آن را استشمام کن، سپس بخور؛ زیرا این کار هر ناراحتی را که بر روحت عارض شده، آرام می کند.(41)

آلو

حضرت می فرماید: آلو نافع صفرا، حرارت، بادهای بدن، زهره، خشکی مفاصل و فشار خون است.(42)

جابر می گوید: مردی به امام باقرعلیه السلام از هیجان مرّه (زهره) شکایت کرد و عرض نمود: کم مانده دیوانه شوم! آن حضرت فرمود: آن را با اجاصّ (آلو) معالجه کن.(43)

انجیر

امام باقرعلیه السلام فرمود: انجیر بخورید که برای قولنج نافع است.(44)

ابوحمزه ثمالی از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که وقتی پادشاه قبطی خروج کرد و خواست بیت المقدّس را خراب کند، مردم به اطراف حِزْقِیل پیغمبر جمع شده و به وی شکایت نمودند. حزقیل شب با خدا مناجات کرد و خداوند به مَلَک مسئول هوا وحی فرمود که نفوس و ارواح آنان را بگیرد و همگی مردند. حزقیل این خبر را به قومش رساند. آنان بیرون رفتند و دیدند همه آنان مرده اند، اما عُجب و خودپسندی بر حزقیل عارض شد و با خود فکر کرد که سلیمان پیغمبرعلیه السلام بیش از من فضیلتی ندارد، چون به من اختیار هوا نیز داده شده است. در این حال زخمی بر کبد حزقیل عارض شد و او را اذیّت نمود، حزقیل با خدا مناجات و خشوع کرد و روی خاکستر نشست، خداوند به وی وحی نمود که: شیره انجیر را بگیر و از بیرون بر سینه خود بمال. حزقیل چنین کرد و خوب شد.(45)

انگور

در روایتی امام باقرعلیه السلام به فرزندش امام صادق علیه السلام فرمود: انگور را دانه دانه بخور. و فرمود: شفا در میوه ای است که رسیده باشد، چنان که خداوند فرموده: «کُلُوا من ثمره اذا اثمر»(46)؛ یعنی از میوه درخت بخورید وقتی که برسد. [ایشان انگور را به دلیل خوب رسیده بودنش شفای بسیاری دردها می دانند.(47)]

بِهْ

امام باقرعلیه السلام می فرماید: میوه «بِهْ» غبار اندوه را از خاطر محو می کند، همان طور که انگشتان شما قطرات عرق را از پیشانی تان می برد.(48)

گلابی

امام باقرعلیه السلام فرمود: گلابی مانند اجاصّ (آلو) برای درمان صفرا و جلوگیری از برانگیخته شدن آن نیکوست و برای درد آن آرام بخش است.(49)

پی نوشت ها:

1. تحف العقول عن آل الرّسول، ص 335.

2. انفال / 24.

3. طبّ الائمّه، سید عبدالله شبّر، ص 243.

4. همان، ص 244.

5. ر.ک: تحفه حکیم مؤمن، ص 42.

6. محاسن، ج 2، ص 514.

7.دورنمای طبّ اسلامی،آیةالله مصطفی نورانی،ص 104.

8. اصول کافی، ج 6، ص 191.

9. طبّ الائمّه، حسین و عبدالله بن بسطام نیشابوری، ص 88.

10. گیاهان دارویی، دکتر زرگری، ج 3، ص 354.

11. بحارالانوار، ج 62، ص 156.

12. طبّ الائمّه، ص 501.

13. مکارم الاخلاق، ص 191.

14. طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص 96.

15. همان، ص 94.

16. دورنمای طبّ اسلامی، ص 182.

17. امالی، شیخ طوسی، ج 1، ص 376.

18.محاسن،ج 2،ص 500؛مکارم الاخلاق،ص 30و197.

19. منظور، آیه 110 و 111 اسراء است.

20. طبّ الائمّه، ص 41.

21. مکارم الاخلاق، ص 211.

22. محاسن، ج 1، ص 524.

23. طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص 96.

24. خصال، شیخ صدوق، ص 127.

25. طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص 207.

26. طبّ چهارده معصوم، محمد مهدی تاج لنگرودی، ص 14.

27. همان، ص 23 - 22.

28. طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص 150.

29. طبّ چهارده معصوم، ص 184.

30. همان، ص 185.

31. منظور گوشت نوعی کبوتر است که شبیه به قمری می باشد؛ (همان، ص 15).

32. مکارم الاخلاق، ص 186.

33. طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص 208.

34. همان، ص 215 - 216.

35. زیرا جوهرِ به کار برده شده در کاغذ (کاغذ نوشته شده) به جذب و چسبندگی موادّدرمانی کمک می کند.

36. طبّ الائمّه، بسطام نیشابوری، ص 201 - 202.

37. طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص 92.

38. طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص 211.

39. همان، ص 219.

40. تفسیر مجمع البیان، ج 3، ص 511.

41. بحارالانوار، ج 66، ص 171.

42. همان، ص 189.

43. خصال، شیخ صدوق، ص 144.

44. اصول کافی، ج 6، ص 358؛ دورنمای طبّ اسلامی، ص 49.

45. محاسن، ج 2، ص 553.

46. انعام / 141.

47. محاسن، ج 2، ص 556؛ مکارم الاخلاق، ص 9.

48. طبّ الائمه، ترجمه و اقتباس جواد فاضل، ص 213؛ رمزالصحة فی الطب النبی والائمّة؛ سید محمود دهسرخ اصفهانی، ص 148.

49. طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص 197؛ رمزالصّحة فی الطبّ النّبیّ والائمّه، ص 149.