روزقدس

 

 

 

کلیک کنید و اینفوگرافی های زیر را با ابعاد بزرگتر ببینید

 

 

علل متعدد اولویت قضیه‌ی فلسطین
چرا رهبری اصرار دارند فلسطین كماكان مسئله‌ی اول اسلام باشد؟

      با وجود گرفتار شدن دنیای اسلام به مسئله‌ی افراط، تروریسم وحشیانه و چنددستگی، با این حال رهبر انقلاب كماكان اصرار دارند مسئله‌ی فلسطین، اولویت اصلی جهان اسلام باشد، اما چرا؟
صادقان/ رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی خود در سالگرد حضرت امام خمینی(ره) در چهارده خرداد 1394 تأكید كردند كه «هرجا ظلم هست دو طرف وجود دارد: ظالم و مظلوم؛ ما طرفدار مظلومیم، مخالف با ظالمیم؛ این موضع‌گیری‌ای است كه امام به‌صراحت انجام می‌داد و این یكی از خطوط اصلی است. امروز هم به همین دلیل مسئله‌ی فلسطین برای ما یك مسئله‌ی اصلی است؛ این را همه بدانند. مسئله‌ی فلسطین از دستور كار نظام جمهوری اسلامی خارج نخواهد شد. مسئله‌ی فلسطین، عرصه‌ی یك مجاهدتِ واجب و لازم اسلامی است، هیچ حادثه‌ای ما را از مسئله‌ی فلسطین جدا نمی‌كند. ممكن است كسانی در صحنه‌ی فلسطین باشند كه به وظایفشان عمل نكنند، حساب آن‌ها جدا است امّا مردم فلسطین، ملّت فلسطین، مجاهدان فلسطینی مورد تأیید و حمایت ما هستند.»[1]
با نگاهی به بیانات ایشان، قضیه فلسطین با وجود تهدیدات جدی در جهان اسلام همچنان باید در اولویت جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام قرار گیرد زیرا این امر ریشه در زیاده خواهی ایدئولوژیك صهیونیسم و مجری آن یعنی اسرائیل است. ریشه این مخالفت سرسختانه در اندیشه رهبر انقلاب اسلامی در قبال بنیان فكری صهیونیسم باید جستجو كرد، ایشان صهیونیسم را به دلیل انحراف آن زمینه‌ساز مفاسد و مشكلاتی می‌داند، كه هر یك موجب ایجاد بحران در جهان اسلام و زمینه‌ساز بحران‌هایی همچون بروز خطر گروه‌های تكفیری، جنگ‌های خونین نیابتی و دخالت خارجی می‌شود.
به عقیده رهبر انقلاب اسلامی، جریان صهیونیسم تحت شرایط بحرانی ظهور یافت، نگاهش به سایر اقوام، نژادها و ملت‌ها نگاه خاص است و به مبانی عقلی و كلامی الهی بی‌توجه است. از نظر ایشان، صهیونیست‌ها بنا به ایدئولوژی خود نگاهی كاملاً تكلیف‌گرا و تبعیت‌گرا داشته و از درك حق‌مدار بودن انسان، چه به اعتبار یهودیت اصیل و سایر ادیان الهی و چه به اعتبار دولتی مقبول در نظام بین‌الملل، بی‌اعتنا هستند.
در این شرایط جهان اسلام با یك جریان بسیار پیچیده روبرو است، كه در بستری از توهم، خودشیفتگی منافع ایدئولوژیك خود را دنبال می‌كند، كه این امر خطری برای بشریت محسوب می‌شود. رهبران انقلاب اسلامی با درك این خطر جهانی، سعی در گوشزد كردن این خطر نه‌فقط به مردم فلسطین و اعراب، بلكه به جهانیان داشتند. به‌طوری‌كه مقام معظم رهبری در جایی بیان می‌كند: «فلسطین، مسئله‌ی اول در میان همه‌ی موضوعات مشترك كشورهای اسلامی است... اول اینكه یك كشور مسلمان، غصب و توسط بیگانگانی كه از كشورهای گوناگون گردآوری‌شده و جامعه‌ای جعلی و موزاییكی تشكیل داده‌اند، مصادره شده است... دوم اینكه این حادثه به‌صورت بی‌سابقه‌ای در تاریخ، با كشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است.
سوم آنكه قبله‌ی اول مسلمانان و بسیاری از مراكز محترم دینی كه در این كشور قرار دارد، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده است. چهارم آنكه این دولت و جامعه‌ی جعلی در حساس‌ترین نقطه‌ی جهان اسلام، از آغاز تاكنون، نقش یك پایگاه نظامی، امنیتی و سیاسی را برای دولت‌های استكباری بازی كرده و محور غرب استعماری كه به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلاء و پیشرفت كشورهای اسلامی است، از آن همواره چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده كرده است. پنجم آنكه صهیونیسم كه خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعه‌ی بشری است، این جای پا را وسیله و نقطه‌ی اتكائی برای گسترش نفوذ و سلطه‌ی خود در جهان قرار داده است.»[2]
همان‌طور كه مشاهده شد رهبر معظم انقلاب در علل متعدد اولویت قضیه فلسطین به مواردی اشاره كردند كه برخی از محورهای اساسی آن عبارت‌اند از:
موضوع ظلم

در تاریخ معاصر تحولی بزرگ در جهان روی داد كه آن تحول انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بود. انقلاب اسلامی دارای اهداف بلند و گفتمان‌های ارزشمندی بود كه از جمله آن می‌توان به استقلال‌طلبی، اسلام سیاسی، استكبارستیزی و ظلم‌ستیزی اشاره كرد. یكی گفتمان‌های اصلی این انقلاب، ظلم‌ستیزی چه در سطح داخلی و چه در سطح خارجی است. ظلم‌ستیزی در سطح داخلی جلوگیری از ظلم به مظلومان به‌وسیله صاحبان قدرت و در سطح خارجی مبارزه با ظالمان كه حقوق دیگر ملت‌ها را نادیده می‌گیرند، است. 
در همین راستا به سرانجام رساندن قضیه فلسطین و مبارزه با صهیونیسم از شعارهای اصلی آن محسوب می‌شود. قضیه فلسطین در یك قرن اخیر به نماد ظلم یك ایدئولوژی توسعه‌طلب و نژادپرست صهیونیسم، به یك ملت و سرزمین تبدیل شده و موجب آوارگی میلیون‌ها انسان از سرزمین خود یعنی فلسطین شده است.
در همین راستا حضرت امام خمینی فرمودند: «هیچ امری را بر مسلمانان واجب‌تر از این نمی‌دانم كه با جان و مال خویش، هنگامی كه می‌بیند خون‌های برادران و خواهران بی‌گناه شما در سرزمین‌ها مقدس فلسطین جاری است و هنگامی كه مشاهده می‌كنید سرزمین‌های ما (اسلام) به دست صهیونیست‌های تبهكار، ویران گشته، در این شرایط هیچ راهی جز ادامه جهاد نمی‌ماند، بر همه‌‌ی مسلمانان واجب است كه كمك‌های مادی و معنوی خود را در این جهاد مقدس صرف كنند و خداوند پشتیبان این اراده است.»[3]
همین ظلم زمینه‌ساز بروز قیام بین مظلومین می‌شود و اگر این قیام به انحراف كشیده شود موجب مشكلات كه امروز جهان اسلام با آن درگیر است، می‌شود. به‌طوری‌كه برخی آوارگان فلسطینی به‌جای راهی شدن به جنگ با اسرائیل، راهی جنگ در كشورهای اسلامی می‌شوند.
توسعه‌طلبی
 وجود یك اندیشه و ایدئولوژی وحدت‌بخش زمینه‌ساز توسعه‌طلبی یك كشور یا جریان قومی و ملی است. یك اندیشه نافذ در توسعه‌طلبی معمولاً از نظرات، اعتقادات و نگرش‌های وحدت‌بخش و تجدیدنظرطلبانه یك نژاد یا گروه اجتماعی غالب در یك ملت ایجاد می‌شود. این امر در مورد اسرائیل پیش از تشكیل و ایجاد آن وجود داشته و بعد از استقلال آن نیز همواره تداوم داشته است و این اندیشه وحدت‌بخش و تجدیدنظرطلبانه همان اندیشه صهیونیسم است.[4]
رهبر انقلاب اسلامی با درك صحیح توسعه‌طلبی مداوم اندیشه صهیونیسم در قالب اشغالگری، ایجاد فضای امنیتی و منطقه نفوذ، همواره نسبت به آن هشدار می‌دهند.
مورد حمایت قدرت‌های بزرگ و استعماری
تحولات در یك منطقه كم یا زیاد تحت تأثیر قدرت‌های بزرگ است. در عرصه بین‌المللی نقطه‌نظر این قدرت‌ها نسبت به یك بازیگر جزء امور پراهمیت محسوب می‌شود. همین دیدگاه منجر به اتخاذ سیاست حمایت یا مقابله از یك كشور یا جریان از سوی قدرت‌های بزرگ می‌شود و همین سیاست‌ها می‌تواند آن كشور یا جریان را به رسیدن به اهداف خود نزدیك و یا اینكه موجب تضعیف آن گردد.[5]
از نظر رهبر انقلاب اسلامی قدرت‌های بزرگ و استعماری باعث به وجود آمدن صهیونیسم و در پی آن اسرائیل بوده‌اند و این قدرت‌های بزرگ همچون ایالات متحده آمریكا همواره از صهیونیسم و اسرائیل حمایت می‌كنند به‌طوری‌كه به نظر می‌رسد در خدمت آن‌ها هستند، ایشان در تبیین این امر بیان می‌كند: «ما دولت ایالات متحده‌ی آمریكا را دولتی غیرقابل اعتماد میدانیم؛ دولتی خودبرتربین، دولتی غیرمنطقی و عهدشكن، دولتی سخت در پنجه‌ی تصرّف و اقتدار شبكه‌ی صهیونیسم بین‌المللی - كه به‌خاطر رعایت خواسته‌ها و منافع نامشروع شبكه‌ی صهیونیستی بین‌المللی مجبورند با رژیم غاصب و جعلی اشغال‌كننده‌ی فلسطین مماشات كنند، در مقابل او نرمش نشان بدهند.» [6]
به سرانجام رساندن قضیه فلسطین و مبارزه با صهیونیسم از شعارهای اصلی آن محسوب می‌شود. قضیه فلسطین در یك قرن اخیر به نماد ظلم یك ایدئولوژی توسعه‌طلب و نژادپرست صهیونیسم، به یك ملت و سرزمین تبدیل شده و موجب آوارگی میلیون‌ها انسان از سرزمین خود یعنی فلسطین شده است.
 تفرقه‌افكنی
از نظر رهبر انقلاب اسلامی، وحدت مذاهب اسلامی در اعتقاد به توحید و احیای ارزش‌های اخلاقی، تعامل سازنده بین مذاهب امری پسندیده و در جهت صلح بین مردم است و هر نوع تفرقه‌افكنی بین مذاهب مختلف امری مذموم و خطری برای اسلام است. ایشان بر این عقیده بود كه صهیونیسم و اسرائیل برای دستیابی به اهداف خود به دنبال ایجاد تفرقه بین طوایف و اقوام موجود در جهان اسلام است.
مقام معظم رهبری در این مورد بیان می‌دارد: «امروز از جمله‌ی این موضوعات مهم و دارای اولویت، مسئله‌ی اتحاد مسلمانان و گشودن گره‌های فاصله‌افكن میان بخش‌های امت اسلامی است... دست‌های پلید سیاست‌های استعماری از دیرباز تفرقه‌افكنی را برای تأمین مقاصد شوم خود در دستور كار داشته‌اند،... دشمن مكار بر آن است كه با افروختن آتش جنگ‌های خانگی میان مسلمانان، انگیزه‌های مقاومت و مجاهدت را در آنان به انحراف كشانده، رژیم صهیونیستی و كارگزاران استكبار را كه دشمنان حقیقی‌اند، در حاشیه‌ی امن قرار دهد. راه‌اندازی گروه‌های تروریستی تكفیری و امثال آن در كشورهای منطقه‌ی غربِ آسیا ناشی از این سیاستِ غدارانه است. این هشداری به همه‌ی ما است كه مسئله‌ی اتحاد مسلمین را امروز در صدر وظایف ملی و بین‌المللی خود بشماریم.» [7]
منطق ترور
بی‌تردید تروریسم یكی از جدی‌ترین تهدیدها در محیط امنیت ملی و بین‌المللی به شمار می‌رود، كه ضربه‌های بسیار سنگینی را متوجه كشورها كرده است. به دلیل ناتوانی جامعه بین‌المللی بر سر اجماع در تعریف واحد از مفهوم تروریسم، این امر دستخوش منافع سیاسی در تعریف‌های متفاوت آن شده است. 8به‌طوری‌كه تعاریف متفاوت هر بازیگر از منافع و امنیت ملی موجب برخورد دوگانه با این پدیده خطرناك شده است. برخی از دولت‌ها بر اساس منافع خود اقدامات تروریستی را دفاع مشروع و در برخی مواقع تروریسم را با اقدامات مشروع و قانونی یكی می‌دانند. ولی آنچه در همه تعاریف یكسان بوده، این است كه اقدامی خشونت‌آمیز برای دستیابی به اهداف خاص است. 9
بسیاری از عملیات تروریستی توسط گروه‌های غیردولتی انجام می‌شود، با این حال برخی دولت‌ها برای دستیابی به اهداف خود، اقدام به عملیات تروریستی می‌كنند كه می‌توان به تروریسم دولتی 10اسرائیل اشاره كرد. «تروریسم دولتی به تروریسمی اطلاق می‌شود كه دولت، هدایت ترور را بر عهده می‌گیرد، برای آن سازمان در نظر می‌گیرد، هزینه‌هایش را می‌پردازد، به افراد تعلیمات نظامی می‌دهد و آن‌ها را در درون جامعه و هم در بیرون جامعه هدایت می‌كند.» 11تقویت گروه‌های تروریستی و ترور نخبگان سیاسی، نظامی، امنیتی و علمی در كشورهای اسلامی از اقدامات غیرقابل انكار دولت اسرائیل در چند دهه اخیر بوده است. رهبر انقلاب اسلامی صهیونیست‌ها را عامل اصلی پدیده تروریسم در منطقه معرفی و تصریح كرده است «ما در داخل كشور خودمان، در عراق، در سوریه، در لبنان با كسانی كه علیه تروریسم می‌جنگیدند همكاری كردیم، كمكشان كردیم، بازهم می‌كنیم؛ ما مقابل تروریسم هستیم. خطرناك‌ترین و خبیث‌ترین تروریست‌های این منطقه صهیونیست‌ها هستند؛ ما با صهیونیست‌ها مواجهیم و مقابلیم.» 12
فرجام سخن
در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت با توجه به روندی كه از این رژیم، در این چند ده اخیر شاهد بودیم، اشغال سرزمین فلسطین را شاید بتوان، اولین قدم جدی آن برای اجرای اهداف توسعه‌طلبانه دانست، كه با اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های عربی و اسلامی، اقدامات نظامی در مناطق مختلف جهان اسلام و ترور نخبگان علمی و سیاسی كشورهای منطقه این روند را ادامه داده است. از نظر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به‌عنوان رهبران انقلاب اسلامی، اقدامات نادرست اسرائیل جز لاینفك تاریخ این رژیم است، كه جهان اسلام برای مصون ماندن از خطرات آن می‌بایست همواره هوشیاری خود را در مقابل آن حفظ نموده و این موضوع را از اولویت‌های خود خارج نكند.*
 پی نوشت ها:

[1]. سید علی خامنه‌ای، "بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله"، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، چهاردهم خرداد 1394، قابل دسترسی در:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29914.
[2]. سید علی خامنه‌ای، "بیانات در كنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین"، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، نهم مهر 1390، قابل دسترسی در:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17401.
[3]. مهدی نظرپور،"فلسطین از دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری"، فصلنامه پیام، شماره 78، تابستان 1385، ص 109.
[4]. سیدمحمدكاظم سجادپور؛ سید روح‌الله حاج زرگرباشی و حسین آجورلو، "سیاست جغرافیایی و توسعه‌طلبی: شهرك‌سازی در اراضی اشغالی"، فصلنامه‌ی روابط خارجی، سال دوم، شماره‌ی دوم، شماره مسلسل هشتم، زمستان 1389، ص 117.
[5]. See: Bear F. Braumoeller, The Great Powers and the International System: Systemic Theory in Empirical Perspective (Cambridge Studies in International Relations), New York, NY.: Cambridge University Press, 2013.
[6]. سید علی خامنه‌ای، "بیانات در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران"، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، دوازدهم مهر 1392، قابل دسترسی در:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24132.
[7]. سید علی خامنه‌ای، "پیام به حجاج بیت‌الله‌الحرام"، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، هشتم مهر 1393، قابل دسترسی در:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=27793.
[8]. ر.ك.: رضا سلیمانی،"آشفتگی معنایی تروریسم در گفتمان علمی و سیاسی"، فصلنامه راهبرد، شماره 43، بهار 1386.
[9]. داود فیرحی و صمد ظهیری،"تروریسم؛ تعریف، تاریخچه و رهیافت‌های موجود در تحلیل پدیده‌ی تروریسم"، فصلنامه سیاست، دوره 38، شماره سوم، پاییز 1387، ص 148.
[10]. State Terrorism
[11]. غلامحسین هادویان، "مفهوم تروریسم و موضع حقوق اسلامی نسبت به آن"، فصلنامه مصباح، سال دوازدهم، شماره 45، بهار 1382، ص 31.
[12]. سید علی خامنه‌ای، "بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای كشورهای اسلامی"، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، 26 اردیبهشت 1394، قابل دسترسی در:http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29736.

نویسنده :  دكتر حسین آجرلو  / برهان

 

 

سخنرانی تلویزیونی به مناسبت روز جهانی قدس

 

آخرین جمعه از رمضان المبارک ۱۴۴۱

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
به همه‌ی برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان درود میفرستم و قبولی طاعات آنان در ماه مبارک رمضان را از خداوند مسئلت میکنم و پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به آنان تبریک میگویم و پروردگار کریم را بر نعمت حضور در این ماه ضیافت الهی، سپاس میگویم.
 امروز روز قدس است؛ روزی که با ابتکار هوشمندانه‌ی امام خمینی (رضوان الله علیه) همچون حلقه‌ی وصلی برای هم‌صداییِ مسلمانان درباره‌ی قدس شریف و فلسطین مظلوم تعیین شد؛ و در این چند دهه، در این ‌باره نقش‌آفرینی کرد و از این پس نیز خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. ملّتها از روز قدس استقبال کردند و آن را همچون نخستین کار واجب، یعنی برافراشته نگهداشتن پرچم آزادی فلسطین گرامی داشتند. سیاست عمده‌ی استکبار و صهیونیسم، کمرنگ کردن مسئله‌ی فلسطین در ذهنیّت جوامع مسلمان و به سَمت فراموشی راندن آن است. و فوری‌ترین وظیفه، مبارزه با این خیانتی است که به دست مزدوران سیاسی و فرهنگی دشمن در خودِ کشورهای اسلامی صورت میگیرد. و حقیقت آن است که مسئله‌ای به عظمت مسئله‌ی فلسطین چیزی نیست که غیرت و اعتماد به نفْس و هوشمندی روزافزون ملّتهای مسلمان، اجازه‌ی فراموش شدن آن را بدهد؛ هر چند آمریکا و دیگر سلطه‌گران و پادوهای منطقه‌ای آنان همه‌ی پول و توان خود را برای آن به کار گیرند.
 اوّلین سخن، یادآوری بزرگیِ فاجعه‌ی غصب کشور فلسطین و تشکیل غدّه‌ی سرطانی صهیونیستی در آن است. در میان جنایات بشری دورانهای نزدیک به زمان حاضر، هیچ جنایتی در این حجم و با این شدّت وجود ندارد. غصب یک کشور و بیرون کردن مردم برای همیشه از خانه و کاشانه و سرزمین اجدادی خود، آن هم با فجیع‌ترین انواع قتل و جنایت و هلاکِ حَرث و نسل و ده‌ها سال تداوم این ستم تاریخی، حقیقتاً یک رکورد جدید از سَبُعیّت و شیطان‌صفتی بشر است.
 عامل و مجرم اصلی این فاجعه، دولتهای غربی و سیاستهای شیطانی آنها بود. آن روزی که دولتهای فاتح جنگ اوّل جهانی، منطقه‌ی غرب آسیا، یعنی قلمرو آسیایی حکومت عثمانی را به عنوان مهم‌ترین غنیمت جنگی، میان خود در کنفرانس پاریس تقسیم میکردند، نیاز به یک پایگاه امن در قلب این منطقه را برای تضمین سلطه‌ی دائمی خود بیش از پیش احساس کردند. انگلیس از سالها پیش از آن، با طرح بالفور زمینه را آماده کرده و با همفکری زرسالاران یهودی بدعتی به نام صهیونیسم را مهیّای نقش‌آفرینی کرده بود؛ و اکنون زمینه‌های عملی آن فراهم میشد. از همان سالها مقدّمات را بتدریج در کنار هم چیدند و سرانجام پس از دوّمین جنگ جهانی با استفاده از غفلت و گرفتاری‌ دولتهای منطقه، ضربه‌ی خود را وارد آوردند و رژیم جعلی و دولتِ بدون ملّتِ صهیونیست را اعلام کردند. آماج این ضربه در درجه‌ی اوّل ملّت فلسطین و در درجه‌ی بعد همه‌ی ملّتهای این منطقه بودند.
 نگاه به حوادث بعدی منطقه‌ نشان میدهد که هدف اصلی و نزدیک غربی‌ها و کمپانی‌داران یهودی از ایجاد دولت صهیونیست، بنای یک پایگاه حضور و نفوذ دائمی برای خود در غرب آسیا و امکان دسترسی نزدیک برای دخالت و تحمیل و تسلّط بر کشورها و دولتهای این منطقه بود. از این رو رژیم جعلی و غاصب را به انواع امکانات قدرت‌آفرین -چه نظامی و چه غیر نظامی- حتّی تسلیحات اتمی مجهّز کردند و رشد این غدّه‌ی سرطانی را در پهنه‌ی نیل تا فرات در برنامه‌های خود گنجاندند.
 متأسّفانه اغلب دولتهای عرب پس از مقاومتهای نخستین که برخی از آنها تحسین‌برانگیز بود، بتدریج تسلیم شدند و بخصوص پس از ورود ایالات متحدّه‌ی آمریکا به عنوان متولّی مسئله، هم وظیفه‌ی انسانی و اسلامی و سیاسی، و هم غیرت و نخوت عربی خود را به فراموشی سپرده و با امیدهای واهی به هدفهای دشمن کمک کردند. «کمپ دیوید» مثال روشنی از این حقیقت تلخ است.
 گروه‌های مبارز نیز پس از برخی مجاهدتهای فداکارانه در سالهای نخست، بتدریج به راه بی‌فرجام مذاکره با اشغالگر و حامیانش کشانده شدند و خطّ سیری را که میتوانست به تحقّق آرمان فلسطین منتهی شود، رها کردند. مذاکره با آمریکا و دیگر دولتهای غربی و نیز با مجامع بی‌خاصیّت بین‌المللی، تجربه‌ی تلخ و ناموفّق فلسطین است. نشان دادن شاخه‌ی زیتون در مجمع عمومی سازمان ملل، نتیجه‌ای جز قرارداد خسارت‌بار «اُسلو» نداشت و سرانجام هم به سرنوشت عبرت‌انگیز یاسر عرفات منتهی شد.
 طلوع انقلاب اسلامی در ایران، فصل جدیدی در مبارزه‌ی برای فلسطین گشود. از اوّلین قدمها یعنی بیرون راندن عناصر صهیونیست که ایرانِ دورانِ طاغوت را یکی از پایگاه‌های امن خود میشمردند و سپردن محلّ سفارت غیر رسمی رژیم صهیونیست به نمایندگی فلسطین و قطع جریان نفت، تا کارهای بزرگ و فعّالیّتهای گسترده‌ی سیاسی، همه موجب پدید آمدن «جبهه‌ی مقاومت» در کلّ منطقه شد و امید به حلّ مسئله در دلها شکفت. با ظهور جبهه‌ی مقاومت، کار بر رژیم صهیونیستی سخت و سخت‌تر شد -و البتّه در آینده بسی سخت‌تر هم خواهد شد ان‌شاءالله- ولی تلاش حامیان آن رژیم و در رأس آنان آمریکا در دفاع از آن هم بشدّت افزایش یافت. پیدایش نیروی مؤمن و جوان و فداکار حزب‌الله در لبنان و تشکیل گروه‌های پُرانگیزه‌ی حماس و جهاد اسلامی در درون مرزهای فلسطین نه تنها سردمداران صهیونیست بلکه آمریکا و دیگر ستیزه‌گران غربی را هم مضطرب و سراسیمه کرد و یارگیری از درون منطقه و از درون جامعه‌ی عربی را در صدر برنامه‌های آنان پس از پشتیبانی‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری از رژیم غاصب قرار داد. نتیجه‌ی کار پُرحجم آنان، امروز در رفتار و گفتار بعضی سردمداران دولتهای عربی و برخی فعّالان خائن سیاسی و فرهنگی عرب، آشکار و جلویِ چشم همه است.
 امروز از هر دو سو، فعّالیّتهای متنوّعی در صحنه‌ی مبارزه ظهور میکند، با این تفاوت که جبهه‌ی مقاومت رو به اقتدار و امیدِ فزاینده و جذب روزافزون عناصر قدرت پیش میرود و بعکس، جبهه‌ی ظلم و کفر و استکبار روز به روز تهی‌تر و مأیوس‌تر و کم‌توان‌تر میشود. نشانه‌ی روشن این مدّعا آن است که ارتش صهیونیست که یک روز ارتشی شکست‌ناپذیر و برق‌آسا شمرده میشد و ارتشهای بزرگ دو کشور مهاجم را در ظرف چند روز متوقّف میکرد، امروز در برابر نیروهای مبارز مردمی در لبنان و غزّه مجبور به عقب‌نشینی و اعتراف به شکست میشود. با این حال عرصه‌ی مبارزه بشدّت خطیر و تغییرپذیر و نیازمند مراقبت دائمی است و موضوع این مبارزه، بسی مهم و سرنوشت‌ساز و حیاتی است. هر گونه غفلت و سهل‌اندیشی و خطا در محاسبات اساسی، زیانهایی سنگین وارد خواهد کرد.
 بر این اساس به همه‌ی کسانی که دل در گرو مسئله‌ی فلسطین دارند چند توصیه میکنم:
 ۱) بارزه برای آزادی فلسطین، جهاد فی سبیل الله و فریضه و مطلوب اسلامی است. پیروزی در چنین مبارزه‌ای تضمین شده است، زیرا فرد مبارز حتّی در صورت کشته شدن هم به اِحدی الحُسنیین دست یافته است. بجز این، مسئله‌ی فلسطین یک مسئله‌ی انسانی است، بیرون کردن میلیون‌ها انسان از خانه و مزرعه و محلّ زندگی و کسب خود، آن هم با قتل و جنایت، هر وجدان انسانی را آزرده و متأثّر میکند و در صورت داشتن همّت و شجاعت به مقابله وادار میسازد. پس محدود کردن آن به یک مسئله‌ی صرفاً فلسطینی و حدّاکثر عربی، خطایی فاحش است. آنها که سازش چند عنصر فلسطینی یا حکّام چند کشور عربی را مجوّز عبور از این مسئله‌ی اسلامی و انسانی میشمرند، بشدّت دچار خطا در فهم مسئله و احیاناً دچار خیانت در تحریف آنند.
۲) هدف این مبارزه، آزادی همه‌ی سرزمین فلسطین -از بحر تا نهر- و بازگشت همه‌ی فلسطینیان به کشور خویش است. فروکاستن آن به تشکیل دولتی در گوشه‌ای از این سرزمین، آن هم به شیوه‌ی تحقیرآمیزی که در ادبیّات صهیونیست‌های بی‌ادب از آن یاد میشود، نه نشانه‌ی حق‌جویی است و نه نشانه‌ِی واقع‌بینی است. واقع آن است که امروز میلیون‌ها فلسطینی به مرتبه‌ای از اندیشه و تجربه و اعتماد به نفْس رسیده‌اند که بتوانند این جهاد بزرگ را وجهه‌ی همّت سازند و البتّه به نصرت الهی و پیروزی نهایی مطمئن باشند، که فرمود: وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه، اِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ؛(۱) بی‌شک بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان آنها را یاری و با آنان همدردی خواهند کرد ان‌شاءالله.
۳) هر چند بهره‌ گرفتن از هر امکان حلال و مشروع در این مبارزه مُجاز است و از جمله حمایتهای جهانی، ولی مؤکّداً باید از اعتماد به دولتهای غربی و نیز مجامع جهانیِ ظاهراً یا باطناً وابسته‌ی به آنها پرهیز کرد. آنها با هر موجودیّت اثرگذار اسلامی دشمنند؛ آنها به حقوق انسانها و ملّتها بی‌اعتنایند؛ آنها خود عاملِ بیشترین خسارتها و جنایتها به امّت اسلامی‌اند؛ هم اکنون کدام نهاد جهانی یا کدام قدرت جنایت‌کار پاسخگوی ترورها، قتل‌عام‌ها، جنگ‌افروزی‌ها، بمبارانها، و قحطی‌های مصنوعی در چندین کشور اسلامی و عربی است؟
 امروز دنیا یک به یک تعداد قربانیان کرونا را در سراسر جهان میشمارد، امّا هیچ کس نپرسیده و نمیپرسد قاتل و مسئول صدها هزار شهید و اسیر و مفقود در کشورهایی که آمریکا و اروپا در آن آتش جنگ را روشن کرده‌اند کیست؟ مسئول این همه خون بناحق ریخته در افغانستان، یمن، لیبی، عراق، سوریه و دیگر کشورها کیست؟ مسئول این همه جنایت و غصب و تخریب و ظلم در فلسطین کیست؟ چرا هیچ کس این میلیون‌ها کودک و زن و مردِ مظلوم در جهان اسلام را شمارش نکرد؟ چرا کسی قتل‌عام شدن مسلمانان را تسلیت نمیگوید؟ چرا میلیون‌ها فلسطینی باید هفتاد سال از خانه و کاشانه‌ِی خود دور بوده و در تبعید به سر برند؟ و چرا قدس شریف -قبله‌ی اوّل مسلمانان- باید مورد اهانت قرار گیرد؟ سازمان به اصطلاح ملل به وظیفه‌ی خود عمل نمیکند و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری مُرده‌اند. شعار «دفاع از حقوق کودک و زن» شامل کودکان و زنان مظلوم یمن و فلسطین نمیشود. این ‌چنین است وضع قدرتهای ظالم غربی و مجامع وابسته‌ی جهانی؛ وضع برخی دولتهای دنباله‌رو آنان در منطقه هم در بی‌آبرویی و رسوایی بدتر از آن است که به بیان آید. پس جامعه‌ی مُسلمِ غیور و دیندار باید به خود و نیروی درونی‌اش تکیه کند؛ دست قدرتمند خود را از آستین بیرون آوَرَد و با توکّل و اعتماد به خداوند از موانع عبور کند.
۴) نکته‌ی مهمّی که نباید از نظر نخبگان سیاسی و نظامی جهان اسلام دور بماند، سیاست آمریکا و صهیونیست‌ها در انتقال درگیری‌ها به پشت جبهه‌ی مقاومت است. راه‌اندازی جنگهای داخلی در سوریه، و محاصره‌ی نظامی و کشتار شبانه‌روزی در یمن، و ترور و تخریب، و تولید داعش در عراق، و قضایای مشابه در برخی دیگر از کشورهای منطقه، همگی ترفندهایی برای سرگرم کردن جبهه‌ی مقاومت و فرصت دادن به رژیم صهیونیست است. برخی سیاستمداران کشورهای مسلمان نادانسته و برخی دانسته در خدمت این ترفندهای دشمن قرار گرفته‌اند. راه جلوگیری از اجرای این سیاست خباثت‌آمیز، عمدتاً خواست و مطالبه‌ِی جدّی جوانان غیرتمند در سراسر جهان اسلام است. جوانان در همه‌ی کشورهای اسلامی بویژه کشورهای عربی، نباید توصیه‌ی امام خمینی عظیم را از نظر دور بدارند که فرمود: هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا -و نیز البتّه دشمنِ صهیونیست- بکشید.
۵) سیاست عادّی‌سازی حضور رژیم صهیونیستی در منطقه یکی از عمده‌ترین سیاست‌های ایالات متّحده‌ی آمریکا است. برخی دولتهای عربی منطقه که نقش پادوی آمریکا را ایفا میکنند، در این ‌باره به تهیّه‌ی مقدّمات لازم آن، از قبیل ارتباطات اقتصادی و امثال آن پرداخته‌اند؛ این تلاشها یکسره عقیم و بی‌نتیجه است. رژیم صهیونیستی زائده‌ای مهلک و زیان‌بخش برای این منطقه است و بیقین ریشه‌کن و ازاله خواهد شد، و بی‌آبرویی و سیه‌رویی برای کسانی خواهد ماند که امکانات خود را در خدمت این سیاست استکباری نهاده‌اند. برخی برای توجیه این رفتار زشت، استدلال میکنند که رژیم صهیونیستی واقعیّتی در منطقه است، بی‌آنکه به یاد آورند که با واقعیّتهای مهلک و زیان‌بخش باید مبارزه کرد و آن را ازاله کرد. امروز کرونا یک واقعیّت است و همه‌ی انسانهای باشعور، مبارزه با آن را واجب میدانند. ویروس دیرپای صهیونیسم، بی‌گمان از این پس دیری نمیپاید و به همّت و ایمان و غیرت جوانان از این منطقه ریشه‌کن خواهد شد.
۶) اصلی‌ترین توصیه‌ی اینجانب، توصیه به تداوم مبارزه و سامان بخشیدن به سازمانهای جهادی و همکاری آنان با یکدیگر و گسترش عرصه‌ی جهاد در همه‌ی سرزمین‌های فلسطینی است. همه باید ملّت فلسطین را در این جهاد مقدّس یاری کنند. همه باید دست مبارز فلسطینی را پُر، و پشت او را محکم کنند. ما با افتخار، هر چه در توان داشته باشیم در این راه انجام خواهیم داد. یک روز تشخیص ما این شد که مبارز فلسطینی، دین و غیرت و شجاعت دارد و تنها مشکل او دستِ تهی از سلاح او است. به هدایت و مدد الهی برنامه‌ریزی کردیم و نتیجه این است که موازنه‌ی قدرت در فلسطین دگرگون شد و امروز غزّه میتواند در برابر تهاجم نظامی دشمن صهیونیست بایستد و بر آن پیروز شود. این تغییر معادله در بخش موسوم به سرزمین‌های اشغالی خواهد توانست قضیّه‌ی فلسطین را به گامهای نهایی نزدیک کند. تشکیلات خودگردان در این امر، تکلیفی بزرگ برعهده دارد. با دشمن وحشی جز با اقتدار و از موضع قدرت نمیتوان سخن گفت، و زمینه‌ی این اقتدار بحمدالله در ملّت شجاع و مقاوم فلسطین آماده است. جوانان فلسطینی امروز تشنه‌ِی دفاع از کرامت خویشند. حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و حزب‌الله در لبنان، حجّت را بر همه تمام کرده‌اند. دنیا فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزی را که ارتش صهیونیست، مرزهای لبنان را شکست و تا بیروت پیش آمد و آن روزی را که قاتل جنایت‌کاری به نام آریل شارون در صبرا و شتیلا حمّام خون به راه انداخت، و نیز فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزی را که همین ارتش در زیر ضربات کوبنده‌ی حزب‌الله چاره‌ای جز این نیافت که با دادن تلفات فراوان و با اعتراف به شکست، از مرزهای لبنان عقب‌نشینی کند و برای آتش‌بس به التماس بیفتد؛ دست پُر و موضع قدرت یعنی این. حال بگذار فلان دولت اروپایی که باید به خاطر فروش موادّ شیمیایی به رژیم صدّام تا ابد شرمسار باشد، حزب‌اللهِ مجاهدِ سرافراز را غیر قانونی بداند. غیر قانونی، رژیمی مثل آمریکا است که داعش را تولید میکند و رژیمی مثل آن دولتِ اروپایی است که هزاران نفر در بانه‌ی ایران و حلبچه‌ی عراق بر اثر موادّ شیمیایی‌اش به کام مرگ میروند.
۷) سخن آخر آن است که فلسطین متعلّق به فلسطینیان است، و باید با اراده‌ی آنان اداره شود. طرح همه‌پرسی از همه‌ی ادیان و اقوام فلسطینی -که از نزدیک به دو دهه‌ی پیش از این ارائه کرده‌ایم- تنها نتیجه‌ای است که باید بر چالشهای امروز و فردای فلسطین مترتّب شود. این طرح نشان میدهد که ادّعای یهودی ستیزی که غربیان با بوقهای خود آن را تکرار میکنند، بکلّی بی‌اساس است. در این طرح، فلسطینیانِ یهودی و مسیحی و مسلمان، در کنار هم در یک همه‌پرسی شرکت و نظام سیاسی کشور فلسطین را تعیین میکنند؛ آنچه قطعاً باید برود نظام صهیونیستی است و صهیونیسم، خود بدعتی در آئین یهود و کاملاً بیگانه از آن است.
 در پایان، یاد شهیدان قدس، از شیخ احمد یاسین و فتحی شقاقی و سیّد عبّاس موسوی، تا سردار بزرگ اسلام و چهره‌ی فراموش نشدنی مقاومت، شهید قاسم سلیمانی و مجاهد بزرگ عراقی، شهید ابومهدی المهندس و دیگر شهدای قدس را گرامی میدارم و به روح امام خمینی عظیم‌الشّأن که راه عزّت و جهاد را به روی ما گشود، درود میفرستم، و نیز برای برادر مجاهد، مرحوم حسین شیخ‌الاسلام که سالیانی در این راه تلاش کرد، رحمت الهی را مسئلت میکنم. در پایان به همه‌ی بینندگان عزیز و شنوندگان عزیز عرض میکنم، روز قدس امسال اوّلین [روز] قدسی است که در آن قاسم سلیمانی عزیز ما حضور ندارد؛ برای شادی روح او، همه یک حمد و یک قل‌هوالله بخوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾ اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العَالَمِینَ ﴿۲﴾ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾ مَالِکِ یَومِ الدِّینِ ﴿۴﴾ إِیَّاکَ نَعبُدُ وَ إِیَّاکَ نَستَعِینُ ﴿۵﴾ اِهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿۷﴾ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۴۰

 

 

 

 

چرا برگرامیداشت «روز جهانی قدس» اصرار داریم؟

  صادقان/ امام خمینی(ره) از همان آغاز می‌دانست که در معادله رویارویی با رژیم صهیونیستی، ما صرفا در مقابل یک رژیم اشغالگر در فلسطین به نام اسرائیل، نیستیم، بلکه این رژِیم خاکریز اول قدرت های سلطه‌گر غربی است که در ایجاد و تجهیز و استمرار آن تاکنون نقش داشتند.

 از زمانی که امام خمینی(ره) روز قدس را در سال 1358اعلام کرد و همه مسلمانان را به احیای این روز دعوت کرد ، سی و پنچ سال می گذرد. سئوال اصلی این است که اعلام این روز چه نتیجه ای داشته و در معادله فلسطین چه تحولی پدید آورده و در نهایت آیا این ابتکار سیاسی در طول سال های گذشته، ما را به مقوله آزاد سازی فلسطین نزدیکتر کرده است تا ما این کار را ادامه بدهیم؟ یا اینکه این اقدام تحولی در بحران فلسطین پدید نیاورده و ما باید در جستجوی راه دیگری باشیم؟

پاسخ دادن به این سوال اهمیت زیادی دارد هرچند که این پاسخ ابعاد بسیاری دارد و باید به همه آنها پرداخت تا بسیاری از حقایق روشن گردد و افراد بر اساس نوع بصیرت و درک، حرکت عاقلانه و هدف مدارانه خود را ادامه دهند. برای پاسخ دادن  به این سئوال، ابتدا باید ارزیابی کرد که مساله فلسطین قبل از انقلاب و اعلام روز قدس در چه مرحله ای قرار داشت و اکنون در کجا قرار دارد؟

مساله فلسطین قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:

 بحران فلسطین در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران وارد مرحله حساسی شده بود که اسرائیل آن را مرحله تثبیت موجودیت نامیده بود. مصر مهمترین کشور عربی هم مرز با فلسطین اشغالی است که رهبری آرمان آزاد سازی فلسطین را بر عهده گرفته بود، با امضای سازش کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی، از معادله رویارویی با دشمن خارج شد و یک خلا بزرگ و جبران ناپذیری را پدید آورد. هنری کسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا و یکی از نظریه پردازان سیاسی و صهیونیستی  قبل از توافق کمپ دیوید اعلام کرده بود که جنگ بدون مصر ناممکن و صلح بدون سوریه نیز ناممکن است. یکی از روزنامه های رژیم صهیونیستی پس از امضای این توافق بر اساس این مقوله اعلام کرد جنگ با دولت های عربی پایان یافت. دهه های گذشته حقیقت این مدعا را نیز نشان داد، چرا که از آن زمان تا کنون جنگی در سطح دولت های عربی و رژیم صهیونیستی رخ نداد و عملا یکی از ارکان مبارزه یعنی ارتش های عربی از معادله خارج شد .این اتفاق متاسفانه زمانی افتاد که مصر در جنگ 1352 نه تنها موفق به آزاد سازی شبه جزیره سینا نشد بلکه ارتش مصر به علت خیانت ها در مقابل دشمن تا صد کیلومتری قاهره عقب نشینی کرد و انورسادات، رئیس جمهور وقت مصر به این بهانه درخواست آتش بس کرد. سپس در یک حرکت خیانت آمیز و غافلگیر کننده به فلسطین اشغالی رفت و در کنیست(مجلس) صهیونیستی ظاهر شد و آنها را به صلح با مصر دعوت کرد. اقدام سادات برای توافق جداگانه  بین اسرائیل و مصر و رها سازی مساله فلسطین آغاز راهی شد که دیگر دولت های عربی نیز بر اساس منافع ملی اقدام کنند و ملت فلسطین را در مقابل دشمن تنها بگذارند. این تحولات، جوی از نا امیدی در میان جوامع عرب پدید آورد.

پیروزی انقلاب اسلامی وتحول در بحران فلسطین:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران  در سال 1357 از همان آغاز  تحول بزرگی در این معادله پدید آورد و این صحنه را به  نحوی دگرگون ساخت که استمرار موجودیت رژیم صهیونیستی زیر سئوال رفت. موشه دایان وزیر سابق جنگ رژیم صهیونیستی پس از اعلام پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت که این انقلاب ، زلزله عظیمی است که پس لرزه های آن اسرائیل را ویران خواهد کرد. اینکه چرا سران رژیم صهیونیستی از همان آغاز این انقلاب را تهدیدی برای خود اعلام می کردند، خود سئوال مهمی است که باید به آن پاسخ داد.یکی از مهمترین ویژگی های انقلاب اسلامی ایران این است که حمایت از فلسطین جزء ویژگی های ذاتی آن بود و نه نتیجه تصمیمات سیاسی بعدی رهبران انقلاب. امام(ره) قبل از پیروزی انقلاب اعلام کرده بود که یکی از علل مبارزه بر ضد رژیم پهلوی، حمایت شاه از اسرائیل بود و این نشان می دهد که چارچوب فکری امام از دیر باز بر پایه تفکر امتی شکل گرفته و همانطور که آرمان استقلال ایران برای امام اهمیت داشت، آزادسازی فلسطین نیز در جهان اسلام اولویت دارد. اساسا امام زمانی که در نجف اشرف تبعید بود فتوای جواز صرف اموال شرعی برای مبارزه بر ضد شاه و اسرائیل را اعلام کرده بود و بدین ترتیب هر دو  را در اولویت قرار داد.بستن سفارت اسرائیل و تغییر آن به عنوان سفارت فلسطین در همان روزهای آغازین انقلاب و قبل از استقرار نظام سیاسی و روشن شدن جهت گیری های آن،  به ویژگی امتی این انقلاب بر می گردد. شاید انقلاب اسلامی ایران در آغاز در بسیاری از زمینه های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دارای برنامه ای کاملا روشن نبود ولی قطعا در باره فلسطین اهداف روشنی را  بر اساس یک راهبرد دنبال می کرد. اعلام روز جهانی قدس از سوی امام در سال 1358 و سپس تشکیل نا متعارف سپاه قدس در کنار نیروهای مسلح زمینی، هوایی و دریایی  و در گام بعدی کمک دادن برای شکل گیری نیروهای مقاومت در لبنان و فلسطین  و در نهایت ایجاد محور مقاومت  ضد صهیونیستی در سطح منطقه، اجزای  عملی یک راهبردی بود که در ذهن رهبران انقلاب برای تغییر معادله فلسطین وجود داشت.

راهبرد های رهبران انقلاب برای فلسطین:

امام خمینی(ره)  از همان آغاز می دانست که در معادله رویارویی با رژیم صهیونیستی، ما صرفا در مقابل یک رژیم اشغالگر در فلسطین به نام اسرائیل، نیستیم، بلکه این رژِیم خاکریز اول قدرت های سلطه گر غربی است که در ایجاد و تجهیز و استمرار آن تاکنون نقش داشتند. لذا امام (ره) و در همان راستا مقام معظم رهبری(دام ظله) در مراحل بعد، در پی ایجاد نوعی هماوردی بودند تا یکسره سازی در این معادله امکان پذیر باشد. اعلام روز جهانی قدس  و انتخاب آخرین جمعه ماه مبارک رمضان  برای آن و دعوت همه مسلمانان برای شرکت در تظاهرات همبستگی با مردم فلسطین، یکی از مهمترین راهبرد های انقلاب، برای بسیج همه جوامع اسلامی و ایجاد یک ارتباط مقدس میان آنها و آرمان آزادسازی فلسطین، مبتنی بر حس تکلیف واخوت اسلامی بود . به عبارت دیگر امام احساس می کرد که یک تحول فرهنگی در جوامع اسلامی برای تحول از تفکر ملی به امتی مورد نیاز است و اعلام روز جهانی قدس گامی در این جهت تعریف گردید.
امام خمینی(ره)  وظیفه خود را در گوشزد کردن تکلیف  به مسلمانان محدود ندید، بلکه تلاش کرد تا در کنار این روشنگری ها و آگاه سازی ها اقداماتی عملی نیز انجام دهد تا این موج امیدواری به یک سرخوردگی سیاسی تبدیل نشود. ابتکار تشکیل سپاه نیروهای قدس آن هم در جریان جنگ تحمیلی و محدودیت های ناشی از آن، پیام مهمی به همه مسلمانان بود که هیچ بهانه ای نباید مانع از توجه به اولویت آرمان آزاد سازی فلسطین باشد. ایجاد و پرورش این نیرو بر پایه امتی و توجه به مسایل اصلی جهان اسلام تحول بزرگی بود که بعدها تاثیرات آن نمایان گردید.

حماسه دفاع مقدس و آزادسازی فلسطین:

 پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و آزادسازی شهر خرمشهر در سال 1361 رژیم صهیونیستی را به وحشت انداخت چرا که او امیدوار بود صدام حسین با جنگ نیابتی  خود بتواند این موج را بشکند  و این رژیم را نجات دهد. این رژیم به فاصله چند روز از فتح خرمشهر به لبنان حمله کرد و تا شهر بیروت پیش رفت تا یکی دیگر از بازیگران ضد صهیونیستی را از صحنه خارج سازد و فضای پیرامونی را برای خود ایمن کند. محاصره بیروت و با تسلیم ساف در برابر خواست صهیونیست ها برای خروج از لبنان و تبعید به تونس، عملا دومین بازیگر ضد صهیونیستی از میدان مبارزه کنار رفت. سازمان آزادیبخش فلسطین که متشکل از حدود پانزده سازمان چریکی فلسطینی بود تا آن زمان مهمترین امید باقیمانده جامعه فلسطینی  پس از خروج ارتشهای عربی از معادله رویارویی  در  برابر دشمن به شمار می رفت. صهیونیست ها تصور می کردند که ساف مهمترین متحد انقلاب اسلامی است و با حذف آن خطر از آنها دور شده است در حالیکه امام خمینی(ره)  همواره اعلام کرده بود که یاران او در گهواره هستند و آن ها تغییرات مد نظر را  در آینده انجام خواهند داد. با اشغال لبنان از سوی ارتش صهیونیستی، در ایران برخی از فرماندهان نظامی علیرغم وجود جنگ با رژیم بعثی، شتابزده واحدهای نظامی را به لبنان اعزام کرده و قصد دفاع از ملت مظلوم لبنان را داشتند ولی امام(ره) با فهم خود که دفاع در مقابل رژیم صهیونیستی یک تکلیف همگانی است و ایرانی و لبنانی نمی شناسد ، دستور داد نیروهای رزمی ایرانی از لبنان برگردند و بجای آنها نیروهای تبلیغاتی و آموزشی به لبنان اعزام شوند. این تدبیر امام بر این پایه استوار بود که نوعی تقسیم کار بین ایرانی ها و لبنانی ها  باید صورت گیرد و نیروهای داوطلب لبنانی در خط مقدم آزادسازی سرزمین خود قرار گیرند و ایران  وظیفه پشتیبانی از آنها  را بر عهده گیرد. این الگوی امام  که به سرعت کار آمد شد و به فاصله چند ماه ، عملیات بر ضد اشغالگران آغاز گردید و دشمن در مقابل این مقاومت دلیرانه مردم لبنان قدم به قدم عقب نشینی کرد و سر انجام در سال 1379 ناگزیر به عقب نشینی کامل از خاک لبنان شد.
پیامدهای سریع آغاز مقاومت ضد صهیونیستی مردم لبنان، تحولات شگرفی در فلسطین پدید آورد. مردم فلسطین که پس از اخراج ساف از لبنان احساس خلا  رهبری می کردند به سرعت و تحت تاثیر انقلاب عظیم اسلامی انتفاضه نخست را در سال 1366 آغاز کردند تا نقطه عطفی در مبارزات این مردم پدید آورد. حرکت فراگیر مردم کرانه باختری و نوار غزه بر ضد اشغالگران که یاد آور تظاهرات عظیم مردم ایران بود نشان داد که در فلسطین، ملتی زنده و به پاخاسته وجود دارد که بر تحقق آرمان آزادسازی فلسطین اصرار می ورزد. با این حرکت عظیم مردم فلسطین، بسیاری از دروغ های دشمن بر ملا شد . دشمن مدعی بود که فلسطین سرزمین بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین است ولی انتفاضه این دروغ بزرگ را آشکار و ثابت کرد که فلسطین هیچگاه بی صاحب نبوده و حتی در زمان خلا رهبری سیاسی( پس از خروج ساف از لبنان)، این ملت به عظیم ترین قیام تاریخ خود دست زد و جبهه رویارویی را از خارج از مرزها به درون انتقال داده که یک تحول راهبردی بزرگی به شمار می آید.
دشمن صهیونیستی برای دور زدن این انتفاضه که چند سالی ادامه یافت به نیروهای ورشکسته سیاسی فلسطینی پناه برد که به تونس تبعید شده بودند تا از طریق توافق با آنها  نیروهای مقاومت را محاصره کند و با ایجاد تضاد میان آنها یک نوع جنگ داخلی در بین فلسطینی ها ایجاد کند. توافق اسلو در سال 1372 میان ساف وتل آویو نقطه تاریک سیاسی است که جامعه فلسطینی را درگیر دوگانگی کرد. طبق این توافق قرار بود تا پنج سال دیگر اسرائیل از کرانه باختری و غزه (مناطق اشغالی 1967) عقب نشینی کند و دولت فلسطینی در 6000 کیلومتر مربع از 27000 کیلومتر مساحت فلسطین، موجودیت خود را اعلام نماید. سازمان ساف معتقد بود که از طریق گفتگو اختلاف با اسرائیل قابل حل است در حالیکه نیروهای انتفاضه معتقد بودند که دشمن تنها در مقابل مقاومت عقب نشینی می کند. این اختلاف نظر موجب شد که هزاران مبارز فلسطینی به علت اعتقاد به راهکار مقاومت راهی زندان های دولت خودگردان فلسطین گردند. سر انجام در سال 1379 و پس از هفت سال گفتگو رژیم صهیونیستی حاضر به واگذاری یک پنجم  از سرزمین فلسطین نشد و رسما شکست گفتگوها در کمپ دیوید امریکا اعلام گردید.
عقب نشینی نظامی اسرائیل از لبنان تحت فشار عملیات شهادت طلبانه مقاومت حزب الله لبنان در سال 1379 و پیروزی بزرگ مقاومت اسلامی در این کشور که همزمان با شکست مذاکرات میان ساف و رژیم صهیونیستی بود، روح تازه ای را در کالبد مقاومت فلسطین برانگیخت و به فاصله چند روز انتفاضه مسجد الاقصی یا انتفاضه دوم آغاز گردید. این انتفاضه تحول کیفی در شکل مبارزه پدید آورد و با صدها عملیات شهادت طلبانه، زندگی صهیونیست ها را کاملا نا امن کرد. البته دشمن صهیونیستی در انتقام این عملیات نزدیک به چهار هزار فلسطینی به شهادت رساند ولی علیرغم این رفتار جنایت کارانه برای اولین بار تعداد کشته های دشمن بالغ بر هزار نفر شد. تناسب تلفات یک به چهار برای اولین بار در معادله رویارویی برقرار شد و هزینه های سیاسی دشمن را بشدت افزایش داد. در اینجا گفتن این حقیقت لازم است که یاسر عرفات پس از شکست مذاکرات تلاش کرد تا مقاومین را از زندان بیرون آورد و از فعالیت  مقاومتی آنها چشم پوشی کند که این مساله موجب شد تا او را ترور کنند. رژیم صهیونیستی برای مهار انتفاضه ناگزیر شد با صرف چند میلیارد دلار دور کرانه باختری دیواری به ارتفاع هشت متر بکشد  و از نوار غزه عقب نشینی کند. رژیم صهیونیستی با ترور عرفات و روی کار آمدن محمود عباس تلاش کرد  روند گفتگو با فلسطینیان را زنده کند بدون اینکه هیچ امتیازی به آن ها بدهد. هدف از این کار این بود که با اجازه دادن به فعالیت دولت خود گردان فلسطینی نوعی همکاری امنیتی بین آن ها واین رژیم صورت گیرد که متاسفانه این مساله با فشار امریکا  در چارچوب توافق دایتون صورت گرفت و جامعه فلسطینی را درگیر دوگانگی قدیم اما به گونه جدیدی کرد که  متاسفانه تا کنون ادامه دارد.
برجستگی موفقیت الگوی مقاومتی امام که در دوره مقام معظم رهبری استمرار و تکامل یافت در مقابل نا کارآمدی الگوی ارتش های عربی و سازمان های چریکی فلسطینی ، اسرائیل را دچار وحشت عظیمی کرد. آغاز جنگ سی و سه روزه در سال 1385بر ضد حزب الله لبنان و تلاش مجدد رژیم صهیونیستی  برای از بین بردن این الگو،  به یک فاجعه عظیم برای این رژیم تبدیل شد . ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در شکست حزب الله و موفقیت مقاومت اسلامی در ایستادگی و گسترش آتشباری به عمق سرزمین های اشغالی و دو سویه کردن معادله تلفات و ویرانی عملا معادله جدیدی پدید آورد که مبتنی بر موازنه وحشت است. این جنگ نقطه تحول بزرگی در تاریخ جنگ های این رژیم متجاوز بود به گونه ای که تل آویو بلا فاصله پس از آتش بس ، گروه وینوگراد را مامور بررسی علل شکست اسرائیل در این جنگ کرد. این گروه در گزارش خود اعلام کرد که برتری مطلق اسرائیل در ابعاد نظامی به علت ابتکار حزب الله در الگوی جنگ نامتقارن خود ناکارآمد شده  و اسرائیل باید در اندیشه خروج از موازنه وحشت باشد.
سه جنگ بعدی این رژیم بر ضد مردم فلسطین در نوار غزه در سالهای  1391،1387 ، 1393  به علت ایستادگی مقاومت اسلامی در فلسطین نیز نا کام شد و دشمن علیرغم تفاوت فاحش شرایط مردم غزه نسبت به لبنان، نتوانست پیروز گردد. در جنگ51 روزه سال 1393رژیم متجاوز صهیونیستی بر ضد مردم غزه از حجمی از آتش استفاده کرد که در تاریخ جنگ ها بی سابقه بوده است اما موفق به مهار مقاومت نشد و این مقاومت موفق شد نزدیک به هشتاد در صد از زمین های اشغالی  را زیر  آتش خود قرار دهد و تلفات و خسارات قابل توجهی به دشمن وارد کند.

بحران امنیتی اسرائیل:

رژیم صهیونیستی از همان آغاز بر پایه الگوی استعمار اسکانی بنا شد مانند ده ها دولتی که در امریکای شمالی و جنوبی و استرالیا شکل گرفت. استمرار اینگونه ساختارها  معمولا بر دو پایه استوار است. جذب مهاجرین از بیرون و یکسره سازی وضعیت جمعیتی به نفع خود و ایجاد یک  نوع برتری نظامی برای حفظ رژیم نوپای خود و مقابله با هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت جدید است.
با تحولاتی که در معادله فلسطین در 36 سال گذشته پس از انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است این دو پایه اصلی نظام، وضعیت بحرانی پیدا کرده است. مهاجرت به علت معادله جدید وحشت و ناامنی در سرزمین های اشغالی به علت آتشباری مقاومت، به صورت معکوس در آمده و در حال حاضر تعداد کسانی که از اسرائیل به خارج مهاجرت می کنند  بیش از آنانی است که از بیرون  به  فلسطین اشغالی مهاجرت می کنند. ریولین رئیس فعلی رژیم صهیونیستی در پانزدهمین اجلاس هرتزیلیا اعلام کرد که در حال حاضر برتری جمعیتی با فلسطینیان است و در سر تا سر فلسطین  اشغالی تعداد فلسطینیان 52 %  اند و از مسئولان صهیونیستی خواست تا با این خطر جدی مقابله کنند که موجودیت اسرائیل را با تهدید مواجه ساخته است.
همچنین برتری نظامی رژیم صهیونیستی با مدل جنگ های نا متقارن مقاومت،  به طور کلی به چالش کشیده شد. در این جنگ ها ، این رژیم علیرغم برتری کامل  قادر به تحقق اهداف خود نبود  و به همین دلیل این حربه ناکار آمد شد. البته فرماندهان نظامی این رژیم با کمک امریکا در صدد بودند تا با ایجاد گنبد آهنین بار دیگر این معادله را به نفع خود تغییر دهند اما پیشرفت و نو آوری تسلیحاتی همزمان مقاومت  مانع از تغییر معادله کنونی شده است. این شرایط ، نقش وظیفه ای اسرائیل را  در خدمت به قدرت های سلطه گر جهانی نیز نا کار آمد کرد و عملا اسرائیل از یک متحد استراتژیک به سربار تغییر وضعیت پیدا کرد. غرب با کمک های نظامی و اقتصادی و سیاسی به اسرائیل انتظار انجام ماموریت های محوله را داشتند ولی نا کار آمدی این برتری نظامی انگیزه های غرب در هماهنگی کامل با این رژیم را از بین برد.
همچنین این تحولات، راهبردهای امنیتی این رژیم را تحت تاثیر قرار داده است. رژیم صهیونیستی همواره با داشتن قدرت بازدارندگی متکی به برتری نظامی  با هرگونه خطر احتمالی بالقوه و بالفعل مقابله می کرد. حمله به عراق و انهدام راکتور هسته ای این کشور و حمله به تونس و ترور ابو جهاد نفر دوم ساف و نیز حمله نظامی به سودان و سوریه همگی بر پایه این برتری صورت گرفته است. اما از زمانیکه رژیم صهیونیستی  قدرت بازدارندگی خود را در مقابل مقاومت از دست داد و برتری نظامی آن نا کار آمد گردید نا گزیر به راهبرد های جدیدی روی آورده است.  معادله جدید امنیت اسرائیل بر پایه امنیت اسرائیل در نا امنی کشورهای منطقه استوار شده است. متاسفانه در این معادله جدید بازیگران مزدوری از جهان اسلام  پیمانکار ایجاد نا امنی  دشمن شده اند و در این ماموریت منطقه ای ، در خدمت امنیت اسرائیل فعالیت می کنند و نتیجه کار آن ها ناامنی  وسیع در سوریه و عراق و لبنان است. متاسفانه تکفیری ها سربازان اصلی عمل کننده هستند و هرگاه که مجروح شوند دشمن احساس مسئولیت می کند تا آن ها را درمان کند و به میدان برگرداند و در سطح منطقه نیز رژیم هایی مانند ترکیه ، عربستان، قطر و اردن پیمانکار اسرائیل اند و در گسترش ناامنی در منطقه از همه امکانات و ظرفیت خود بهره  می گیرند. متاسفانه عربستان سعودی دامنه گسترش ناامنی را تا اشغال بحرین و اعلام جنگ بر ضد  مردم یمن توسعه داده و قطر با مدیریت جنگ داخلی در لیبی دامنه جنگ را تا افریقا گسترش داده است. این حقایق نشان می دهد که رژیم صهیونیستی علت اصلی ناامنی در سطح منطقه است و زمانی مردم منطقه می توانند در صلح و آرامش زندگی کنند که این غده سرطانی  ناامنی و تجاوز را از منطقه ریشه کن کنند و روند استقلال منطقه را  با پاکسازی آن از همپیمانان  این رژِیم متجاوز به اتمام برسانند.

*  خبرگزاری فارس؛ حسین رویوران رئیس کمیسیون سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین