.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امام سجاد(ص)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نیایش؛

 

 

راهبرد سیدالساجدین(ع)

 

 

برای مبارزه با ظلم

 

 سجده می‏کنم به درگاه خدایی که تو زیبا سجده‏اش کردی...

 

ای تاریخ کربلا! تو پیغام حسین(ع) بودی و چه زیبا پاس داشتی آخرین نماز او را... براستی پناه بردن به خدا در برابر ستم و نادانی، بهترین فریاد مبارزه است؛ آن هنگام که نان و نادانی، مردم را در بند عافیت گرفتار می‏کنند و استبداد بر غیرت دینی و انسانی مردم افسار می‏زند. روز میلاد تو، روز پیوند نماز و جهاد است و روز یگانگی دین و حکومت. تو زندگی را با رنگ دعا در کام بشر ریختی؛ آن گاه که جماعت مسلمانان یا از ترس ظلم و استبداد بنی امیه، راه زهد و گوشه‏گیری پیش گرفته بودند و با دنیا کاری نداشتند، یا در علاقه دنیا و غنایم جنگ غرق بودند و معنویت و عبادت را با زندگی بیگانه می‏دانستند. راستی که میلاد تو میلاد راز و نیاز است و زندگی عاشقانه... امروز پنجم شعبان المعظم برابر با سالروز میلاد فرخنده چهارمین پیشوای شیعیان، حضرت سیدالساجدین(ع) است. حتماً می دانید که ایشان لحظات عمر پر برکت خویش را صرف هدایت امت مسلمان کرد و از آنجا که دوران حیات مبارک این بزرگوار معاصر با خفقان حکام اموی بود، برای پیشبرد اهداف اسلام و هدایت امت رسول ا...(ص) از کلید دعا و نیایش بهره برد. برای تبیین این مسأله مهم، گفت و گو کرده ایم با حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر حیدری کاشانی، کارشناس معارف اسلامی و استاد حوزه و دانشگاه که در ادامه می خوانید:

 

  عصر حیات امام سجاد(ع) و دوران امامت ایشان، معاصر با حکومت امویان بود و از این رو خفقان و انحرافات باقی مانده پس از جریانانقلاب عاشورا؛ راه این امام همام را برای هدایت امت اسلامی سد کرده بود، ایشان برای اداره امور مسلمین از چه راهبردی بهره برد؟

  امام سجاد(ع) در محرم سال 61 هجری، در سرزمين كربلا حضور داشت و پس از شهادت امام حسین(ع) و آن وقایع غمبار، اداره امر مسلمین را بر عهده گرفت.در آن شرایط، بخشی از دوران اولیه امامت آن حضرت صرف روشنگری درباره قیام کربلا و رسوا کردن بنی امیه شد که البته این رویکرد تا پایان عمر شریف سیدالساجدین(ع) ادامه داشت. اما در کنار این مسأله، حضرت به دلیل اختناق حاکم بر عصر خویش، راهبرد خاصی را برای هدایت مردم جامعه مورد توجه قرار داد که بر اساس آن شیوه مبارزه خود را مبتنی بر برنامه های فرهنگی، عبادی و ارشادی تبیین کرد. آن امام همام، دعا و نیایش را در رأس امور ارشادی خویش قرار داد تا به این وسیله هم اعتراض و انتقاد خود را از حاکمیت طاغوت نشان دهد و هم برای صیانت از ارزشهای دینی، قدمهای مستحکم بردارد. براساس این راهبرد امام سجاد(ع)، جلسات درس و بحث درباره اهداف قیام عاشورا با جدیت ویژه دنبال می شد تا این نهضت بزرگ و انسان ساز در پیچ و خم تحریف و انحراف نماند.

   اما یکی دیگر از مهمترین برنامه های امام سجاد(ع) در توسعه و نشر تعالیم اسلام، حمایت خاص از اندیشمندان و فقهای مسلمان است، چه اهدافی در این برنامه مورد توجه حضرت بود؟

 پرسش خوبی است؛ زیرا عصر امام سجاد(ع) همچنان افکار موهوم و خرافه ها یکه تاز میدان بودند و مردم جامعه اسلامی نیز به دلیل خفقان ناشی از سیاستهای کثیف امویان، مجبور بودند که یا در خفا از دین پیروی کنند یا اینکه به قول امروز در جهت باد حرکت کنند. بر این اساس امام سجاد(ع) برای توسعه تعالیم وحی و تبیین مسأله امامت امام معصوم(ع) به هدایت فقها و اندیشمندان مسلمان پرداخت تا به عنوان توسعه دهندگان آیین مقدس اسلام در جای جای سرزمینهای اسلامی نقش آفرینی کنند.

   یکی از زیباترین شاهکارهای تاریخ اسلام که از وجود مقدس چهارمین پیشوای شیعه برای ما به یادگار مانده؛ صحیفه سجادیه است،این اثر هدایتگر سیدالساجدین(ع) با چه رویکردی شکل گرفت؟

 حتماً بارها و باره این مسأله را شنیده اید که صحیفه سجادیه مشتمل بر دعاها و نیایشهای امام سجاد(ع) است، اما این ادعیه با خود پیام مهمی برای ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت داشت. آن امام همام با استفاده از کلیدواژه دعا، در مقابل ظلم زمانه خویش ایستاد و از همین ظرفیت عظیم به عنوان پشتوانه ای برای افشاگری علیه طاغوت، بهره برد. صحیفه سجادیه در حقیقت گواهی بر سیاست دینی و اعتقادی امام سجاد(ع) است که به باور همه مورخان شیعه و سنی، صیانت و پاسداری از حریم دین و فرهنگ شیعی را بخوبی دنبال کرده و اگر این یادگار ارزشمند از امام زین العابدین(ع) برای ما باقی نمی ماند؛ قطعاً فرهنگ شیعه درگیر انحرافات بسیار می شد.

پس صحیفه سجادیه صرفاً یک مصحف اخلاقی و تربیتی نیست و چهارمین پیشوای شیعه دیدگاه فراتر از این در نگارش آن داشته، درست

است؟

  بله، همین طور است و صحیفه سجادیه فارغ از ارایه نیایشهای الهی و عارفانه توسط حضرت سجاد(ع)، درسهای دیگری هم به همراه دارد و از این روست که این مصحف شریف را انجيل اهل بيت(ع) و زبور آل محمد(ص) دانسته‌اند. سیدالساجدین(ع) پس از وقوع قیام خونبار عاشورا و بروز تحریفهای بی شمار پس این انقلاب عظیم، با طراحی صحیفه سجادیه از مسیر دیگری به مبارزه با افکار پوشالی حاکمان کفر رفتند و ارایه دعاهای گرانسنگ در این کتاب رستگاری بخوبی نشان 
مي دهد، دين و معرفت ديني در آن دوره با خطری بزرگ و آفتي خطرآفرین مواجه بوده است. جمود فرهنگی و ركود علمی حاصل از سيطره زيانبار بنی اميّه بر امّت اسلامی، چنان فضای تاريكی را پديد آورده بود كه تنها، يك حركت اجتهادی و فکری جديد و يك جنبش علمی و فرهنگی نو پديد، می توانست آن فضای جامد و راكد را درهم شکسته و افقهای جدیدی را فرا راه مسلمین ایجاد کند و بر همین اساس بود که حضرت سجاد اقدام به طرح و ارائه این مصحف شریف فرمود.

  مهمترین نکاتی که در صحیفه سجادیه مورد توجه قرار داشته، چیست؟

 صحیفه سجادیه شامل 54 نیایش گرانبها در باب خداشناسی، خودشناسی، تربیت فرزند، احترام به والدین، حفظ حرمت دوست و همسایه، مروت و مدارا با دشمن و ... دارد که در دل این نیایشها، دعاهایی برای روزهای هفته تعیین شده که هرکدام بار معنوی و روحانی ارزشمندی را به همراه دارند. اما مهمترین ارکان عنوان شده در دل این دعاها به شناخت توحید و ترسیم زندگی موحدانه، تبیین نقش ولایت ولی خدا، معرفی ائمه هدی(ع) و دوستی و محبت با ولایت اختصاص دارد.

   چرا مسأله ولایتمداری و تبیین ارزشهای ائمه هدی(ع) تا این حد مورد توجه سیدالساجدین(ع) قرار داشته است؟

  مسأله ولایت، ارتباط مستقیمی با هدایت انسان دارد و اگر زندگی افراد جامعه از گردونه ولایت خارج باشد، قطعاً راهی برای هدایت و رستگاری نخواهند یافت. بر این اساس توسعه مسأله ولایت ائمه هدی(ع) نه تنها در اهداف سیدالساجدین که در رویکرد هدایتگر همه ائمه(ع) تبیین شده است و این سلسله تا حضرت مهدی(عج) ادامه یافته است. امام سجاد(ع) در صحیفه ارزشمند خود بخوبی مسأله امامت و ضرورت تأسی به ائمه(ع) را تبیین کرده و این چنین فرموده است: « خدایا! تو قرآن بر پیامبرت ـ محمد که درود خدا بر او و دودمانش باد ـ به طور مجمل فرو فرستادی و دانش شگفتی هایش را کاملاً بدو الهام کردی، چنانکه ما(اهل بیت) را وارث علم تفسیر شده اش کردی و بر همه کسانی که از علم آن بی خبرند، برتری بخشیدی و نیز ما را چنان نیرویی بخشیدی که بر تمامی کسانی که توان حمل آن را ندارند، رخصت دهی."  و باز آن حضرت در فرازهای دیگر با زبان دعا و در محضر ذات اقدس الهی از تأثیر شگفت انگیز قرآن در افراد و جوامع سخن گفته و تنها راه سعادت جوامع بشری را عمل به این کتاب آسمانی و اجرای دستورهای آن برشمرده است.

و در نهایت اینکه چگونه می توانیم در شرایط حاضر، از صحیفه سجادیه به عنوان راهبرد مبارزه با ظلم بهره ببریم؟

  صحیفه سجادیه سرشار از درسهای خداشناسی و خودشناسی است و بر این اساس در هر شرایط و دورانی برای همه ابنای بشر کاربردی است. به اعتقاد بنده مرور و تدبر در فرازهای مختلف دعاهای این مصحف ارزشمند، مسیر درست دین را برای همه ما تبیین می کند، ضمن اینکه ما درعصر غیبت به سر می بریم و دشمنان اسلام و تشیع شبهات و انحرافات بسیاری به بدنه دین وارد 
می کنند، قطعاً توجه به صحیفه، راه هدایت ما را هموار می کند. بنابراین تدبر در دعاهای صحیفه و بازخوانی آن، نقش مؤثری در بصیرت، اتحاد و هم افزایی جامعه دینی مسلمانان ایفا خواهد کرد.

گفت وگو از: ملیحه پژمان
 

 

 

 

امام سجاد(ع)؛

 

 

پيام آور کربلا در عصر اختناق

 
  •    صادقان/امامان معصوم (ع) درراستاي زنده نگه داشتن پيام عاشورا تلاش مي کردند ودرعمل وگفتاربه نشرو ترويج پيام اين واقعه الهام بخش مي پرداختند. دراين ميان امام سجاد(ع) به دليل حضورمستقيم درعرصه قيام خونين کربلا وتحمل دوران اسارت ،شاهد گويا وگواه زنده اين نهضت ظلم ستيزانه و ماندگار تاريخ بودند و در پرچمداري احيا و ترويج اهداف کربلا نقش بي بديلي داشتند.تلاش امام سجاد (ع) در اين زمينه، در دوران امامت سي وچهارساله آن حضرت، به خوبي مشهود است تا جايي که مي توان اين هدف را يکي از راهبرد هاي اساسي دوران امامت آن حضرت به شمارآورد.امام (ع) اين راهبرد را هم ازطريق برانگيختن احساسات وهم ازراه افزايش معرفت وجلوگيري ازتحريف واقعه عاشورا، دنبال کردند وازخود سرمشقي براي زنده نگه داشتن ياد وخاطره عاشورا درهمه زمان ها و زمين ها به ياد گارگذاشتند.
  • امام (ع) برسريک دوراهي دشوار
  • اين راهبرد، درقالب راهبرد کلان تري پيگيري شد که ازآن به راهبردجريان امامت تعبيرمي شود؛راهبردي که حضرت آيت ا...خامنه اي ازآن چنين سخن گفته اند:«امام چهارم (ع) پس ازحادثه عاشورا برسريک دو راهي دشوارقرارگرفته بود :يا مي بايست با ايجاد هيجان واحساسات که کسي چون او به سهولت قادربود درميان جمع معتقدان وعلاقه مندان خود به وجود آورد ،به يک حرکت تند وعمل متهورانه دست زند ،پرچم مخالفتي برافرازد وحادثه اي شورانگيز بيافريند ، ولي براثرآماده نبودن شرايط لازم براي پايداري واقدام عميق ،چون شعله اي فروبخوابد وميدان رابراي تاخت و تاز هاي بني اميه درميدان فکروسياست خالي کند.
  • و يا مي بايست احساسات سطحي را به وسيله تدبيري پخته وسنجيده مهارکند ،نخست مقدمه کاربزرگ خود را فراهم آورد : انديشه راهنما ونيز عناصرصالح براي شروع به کاراصلي _تجديد حيات اسلام وبازآفريني جامعه اسلامي ونظام اسلامي _را تامين کند ،عجالتا جان خود وتعداد بسيارمعدود ياران قابل اتکاي خود را حراست نمايد وميدان را دربرابرحريف رها نکند ،تا زنده است وتا ازچشم جست وجو گر و هراسان دستگاه بني اميه پنهان است ،دراين جبهه –جبهه سازندگي افراد صالح وتعليم انديشه راهنما –به مبارزه اي بي امان ولي پنهان مشغول باشد وآن گاه ادامه اين راه راکه بي گمان به سرمنزل مقصود بسي نزديک تربود ،به امام پس ازخود بسپارد...شک نيست که راه نخست ،راه فداکاران است ،ولي يک رهبرمسلکي که شعاع تاثيرعمل او نه تنها دايره محدود زمان خود ،بلکه سراسرعمرتاريخ رادربرمي گيرد،کافي نيست که فداکارباشد ،بلکه علاوه برآن بايد ژرف نگر و دورانديش وپرحوصله وسخت با تدبيرنيز باشد ،واين همه شرايطي است که راه دوم را براي امام چهارم (ع) حتمي وقطعي ساخت.»(سيره پيشوايان؛ به نقل ازسيره پيشواي صادق ص24)
  • من فرزند محمد مصطفي (ص) و علي مرتضايم(ع)
  • پيگيري راهبرد امام سجاد (ع) براي زنده نگه داشتن واقعه عاشورا و اهداف آن، ازهمان روزبعدازعاشورا آغازشد و با حرکت شجاعانه و روشنگرانه آن حضرت درمجلس يزيد به اوج خود رسيد.
  • در اين ميان اولين ومهم ترين گام حضرت، اثبات حقانيت ومشروعيت قيام حضرت اباعبدا...الحسين (ع) بود تا تهمت خارجي گري دستگاه تبليغاتي يزيد عليه قيام سيدالشهدا (ع) را ، خنثي وبي اثرکند.زيرا توفيق آن حضرت دراين مرحله ، پايه واساس توفيقات بعدي امام (ع) را درامرزنده نگه داشتن ياد وخاطره عاشورا شکل مي داد.مجلس يزيد، مهم ترين موقعيت هماوردي در نبرد مشروعيت نزد افکارعمومي به شمارمي رفت. اين مجلس ،فرصت بي نظيري را براي امام سجاد(ع) فراهم مي آورد تا با هوشمندي و بصيرت بر طبل رسوايي بني اميه بکوبد.از اين رو، امام سجاد (ع) دراين مجلس ،با معرفي خود به عنوان فرزند پيامبراکرم(ص) ،امام علي (ع) وحضرت فاطمه (س) ،چنان حماسه مفاخره اي (البته تفاخربه فضايل و نه به عصبيت ونژاد وخون ) به راه انداخت که درجنگ نرم عاشورا، يزيد را تسليم منطق محکم خود کرد و موجب شد که جشن پيروزي به مجلس محاکمه يزيد تبديل شود و او براي تبرئه خويش ، ابن زياد را عامل شهادت امام حسين(ع) معرفي کند وتقصير را به گردن وي اندازد.علامه مجلسي در«جلاءالعيون» اين ماجرا را چنين گزارش کرده است :يزيد، حضرت امام زين العابدين (ع) را با خود به مسجد برد و خطيبي را طلبيد و بر منبر بالا کرد، آن خطيب ناسزاي بسياري به حضرت امير المؤ منين(ع) و امام حسين (ع)گفت و يزيد و معاويه را مدح بسيار کرد. حضرت امام زين العابدين (ع) ندا کرد او را که : واي بر تو اي خطيب ! که براي خشنودي مخلوق ، خدا را به خشم آوردي ، جاي خود را در جهنم مهيا بدان.پس حضرت علي بن الحسين (ع)فرمود : اي يزيد! مرا رخصت ده که بر منبر بروم و کلمه اي چند بگويم که موجب خشنودي خداوند عالميان و اجر حاضران شود، يزيد قبول نکرد، اهل مجلس ‍ التماس کردند که او را رخصت بده که ما مي خواهيم سخن او را بشنويم ، يزيد گفت : اگر بر منبر برآيد مرا و آل ابوسفيان را رسوا مي کند. چون اهل شام اصرارورزيدند ،يزيد به ناچار اجازه داد تا حضرت بر منبر بالا رفت و پس ازاشاره اي کوتاه به فضايل اهل بيت(ع) فرمود : هر کس مرا شناخت که شناخت، و براي آنان که مرا نشناختند با معرفي پدران و خاندانم خود را به آنان مي شناسانم. اي مردم! من فرزند مکه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم... و پيوسته مفاخر خويش و مدائح آبا و اجداد خود را ذکر کرد تا آن که فرمود:من فرزند محمد مصطفي(ص) و علي مرتضايم(ع)، منم فرزند کسي که بيني گردن کشان را به خاک ماليد تا به کلمه توحيد اقرار کردند. .. منم فرزند فاطمه زهرا (س)، منم فرزند سيده نساء(س)، منم فرزند خديجه کبري(س) ، منم فرزند امام مقتول به تيغ اهل جفا، منم فرزند لب تشنه صحراي کربلا، منم فرزند غارت شده اهل جور و عنا، منم فرزند آن که بر او نوحه کردند جنّيان زمين و مرغان هوا، منم فرزند آن که سرش را بر نيزه کردند و گرداندند در شهرها، منم فرزند آن که حَرَم او را اسير کردند اولاد زنا، ماييم اهل بيت محنت و بلا، ماييم محلّ نزول ملائکه سما، و مهبط علوم حقّ تعالي.
  • پس چندان مدح وثناي اجداد گرامي و مفاخر آباي عِظام خود را ياد کرد که خُروش از مردم برخاست و يزيد ترسيد که مردم از او برگردند .به اين گونه، خطبه امام سجاد(ع) درمجلس يزيد ،غبار از غربت اهل بيت (ع) برگرفت و تهمت ياغيگري وخروج را ازچهره منور اهل بيت(ع) زدود ويزيد را نزد افکارعمومي باعلامت سوال بزرگ مشروعيت روبه روکرد ؛ تاحدي که به نوشته شيخ مفيد در«ارشاد» ،يزيد درخفا ودورازچشم مردم طي صحبت با امام سجاد(ع)، ابن زياد را لعنت کرد وتقصير را به گردن او انداخت وازآن حضرت دلجويي کرد وحتي دستورداد بخشي ازاموال غارت شده را برگردانند و خاندان امام حسين (ع) را با احترام روانه مدينه کنند. زماني هم که مسلم بن عقبه، فرمانده سفاک يزيد به قصد سرکوب قيام حره، مدينه را مورد تاخت وتاز قرارداد، به سفارش يزيد ،آن حضرت را تکريم کرد.شيخ مفيد دراين باره مي نويسد :هنگامي که مسلم بن عقبه وارد مدينه شد، همه بالاتفاق مي گفتند که هدف وي تنها علي بن الحسين(ع) است وبه ديگري آسيبي نخواهد رساند اما برخلاف انتظار،حضرت ازرنج و آزار او درامان ماند وحتي مورد اکرام واحسان او واقع شد.
  • زنده نگه داشتن ياد و خاطره عاشورا از طريق گريه
  • يکي ازاقدام هاي امام سجاد (ع) در راستاي زنده نگه داشتن عاشورا ،ياد آوري مصيبت هاي پدربزرگوارش و گريه برآن ها بود.علامه مجلسي در«جلاءالعيون» ازابن قولويه وابن شهرآشوب ازحضرت صادق(ع) نقل مي کند که : حضرت علي بن الحسين(ع) برپدربزرگوار شان 20 سال گريست وهرگاه طعامي نزد ايشان حاضرمي کردند ،مي گريست .چون آبي نزد حضرت مي آوردند ،آن قدرمي گريست که آن آب را مضاعف مي کرد ...مي فرمود :هيچ وقت به خاطرنمي آورم کشته شدن فرزندان فاطمه(س) را مگرآن که گريه در گلوي من مي گيرد.ياد آوري مکرر فاجعه کربلا نمي گذاشت ظلم وجنايت حکومت اموي ازخاطره ها فراموش شود؛ چنان که وقتي علت گريه زياد امام (ع) را ازحضرتش جويا شدند ،پاسخ دادند:چگونه گريه نکنم درحالي که (يزيديان) آب را براي وحوش ودرندگان آزاد گذاشتند ولي به روي پدرم بستند وبالب تشنه اورا شهيد کردند.
  • زينت عابدان
  • افزون برزنده نگه داشتن خاطره عاشورا درافکارعمومي ،زندگي آن حضرت نيز الگوي تام وتمام تشنگان معنويت وجويندگان حقيقت بود وخود پيام آزادگي وانسانيت حضرت سيدالشهدا(ع) را به نسل جوان منتقل مي کرد. هرچند امامان معصوم (ع) به تمامي مظهر اتم معنويت وفضيلت بودند اما تجلي بندگي درزندگي امام سجاد(ع) ظهورو بروز بيشتري يافت.شيخ مفيد ازامام باقر(ع) نقل کرده است که حضرت علي بن الحسين(ع) درهرشبانه روز، هزاررکعت نمازمي خواند و(ازشدت عبادت )چنان لاغرشده بود که هرگاه باد مي وزيد، او را چون خوشه گندم تکان مي داد.خشيت آن حضرت نسبت به خدا آن گونه بود که رنگ صورتشان هنگام وضو زرد مي شد و چون از امام(ع) علت آن را پرسيدند، فرمود:مگرنمي دانيد هنگامي که وضو مي گيرم، خود را براي حضوردرمحضرچه کسي آماده مي کنم؟محضر آن حضرت، محضرخوف ازخدا بود وانسان را به ياد آخرت مي انداخت.عبدا... بن موسي ازجدش روايت کرده است که مادرم فاطمه بنت الحسين (ع) همواره مرا به حضوردرمحضردايي ام حضرت علي بن الحسين(ع) سفارش مي کرد ومن هرگاه خدمت حضرت شرفياب مي شدم، هنگامي که ازمحضرامام (ع)بيرون مي آمدم،خيرکاملي نصيبم شده بود ودست خالي برنمي گشتم ؛زيرا ياحضرت را بيمناک ازخدا مي يافتم، درنتيجه دل من هم از خدا خائف مي شد يا ازدانش آن حضرت بهره مند مي شدم و بر معلوماتم افزوده مي شد.جمله زيباي امام سجاد (ع) در «تحف العقول» خطاب به مومنان که آنان را ازدل بستن به دنيا وپيروي از طاغوت ها برحذرمي دارند ،بياني ديگرازعرفان ناب اسلامي وتعليم راه ورسم زندگي مومنانه است؛ آن جا که مي فرمايند: اي مومنان! مبادا سرکشان و دنباله روان آن ها، دنياطلبان دلباخته وشيفته دنيا که به اين جهان وعلوفه هاي پژمرده وگياه هاي خشکيده اش روي آورده اند، شما را بفريبند. از آنچه خدا نهي تان کرده است، بپرهيزيد، از متاع اين دنيا مهر برگيريد و به شيوه آن ها که اين جا را وطن و قرارگاه پنداشته اند، اعتماد نکنيد.
  • مهم ترين نکات
  • امام چهارم (ع) پس از واقعه عاشورا بر سر يک دو راهي دشوارقرارگرفته بود :يا مي بايست با ايجاد هيجان واحساسات ،به يک حرکت تند وعمل متهورانه دست زند ،پرچم مخالفتي برافرازد وحادثه اي شورانگيز بيافريند... ويا مي بايست احساسات سطحي را به وسيله تدبيري پخته وسنجيده مهارکند و نخست، مقدمه کاربزرگ خود را فراهم آورد.
  • اولين ومهم ترين گام امام سجاد(ع) درراستاي پيام رساني کربلا ، اثبات حقانيت ومشروعيت قيام حضرت اباعبدا... الحسين (ع) بود تا تهمت خارجي گري دستگاه تبليغاتي يزيد عليه قيام سيدالشهدا(ع) را، خنثي و بي اثر کند.
  • امام سجاد(ع) فرموده اند: اي مومنان ! مبادا سرکشان ودنباله روان آن ها، دنيا طلبان دلباخته وشيفته دنيا که به اين جهان وعلوفه هاي پژمرده و گياه هاي خشکيده اش روي آورده اند ،شما را بفريبند. از آن چه خدا نهي تان کرده بپرهيزيد، از متاع اين دنيا مهربرگيريد وبه شيوه آن ها که اين جا را وطن و قرارگاه پنداشته اند، اعتماد نکنيد.
  • حضرت علي بن الحسين(ع) بر پدر بزرگوارش 20 سال گريست و هرگاه طعامي نزد ايشان حاضرمي کردند، مي گريست و وقتي علت گريه زياد امام (ع) را ازحضرتش جويا شدند ،پاسخ داد:چگونه گريه نکنم درحالي که (يزيديان) آب را براي وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولي به روي پدرم بستند وبا لب تشنه اورا شهيد کردند. اين ياد آوري مکرر فاجعه کربلا سبب مي شد تا ظلم وجنايت حکومت اموي ازخاطره ها محو نشود.

 صادقان/ امام سجاد(ع)، فرزند برومند امام حسين بن علي بن ابي طالب‌(ع)، بنا بر قول مشهور در نيمه جمادي الاخر سال 38 هجري ديده به جهان گشود. آن حضرت دو سال از دوران امامت امام علي(ع)، 10 سال از امامت امام مجتبي(ع) و 10 سال از امامت پدر بزرگوارش امام حسين(ع) را درك كرده وپس از آن، به مدت 34 سال امامت و هدايت جامعه اسلامي را بر عهده داشته است. نام آن بزرگوار«علي»، كنيه مشهورش «ابوالحسن» و لقبهاي معروفش «زينالعابدين» «سيد العابدين» و «سجاد» است. زندگی سراسر سعادت امام چهارم شیعیان لبریز از ویژگی های ناب اخلاقی، فردی و اجتماعی است که عمل به آنها سعادت دنیا و آخرت را در پی دارد. در گفت و گوی پیش رو،  دکتر محسن رنجبر، استادیار گروه تاریخ مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی (ره) به برخی از این ویژگیها اشاره کرده
 است.

   امام سجاد(ع)  در نگاه غیر شیعیان و مخالفان

يكي از محققان در باره اين لقبها مي‌نويسد: «بيشتر كساني كه اين لقبها را به ایشان نسبت داده‌اند، نه شيعه بودند و نه او را امام و منصوب از جانب خدا مي‌دانستند، اما نمي‌توانستند آنچه را در او مي‌بينند، ناديده بگيرند. هر يك از اين لقبها نشاندهنده مرتبه‌اي از كمال نفس، درجه‌اي از ايمان، مرحله‌اي از تقوا و پايه‌اي از اخلاص است و بيان دارنده اعتماد و اعتقاد مردم به دارنده اين لقبهاست: سيد عابدان، پيشواي زاهدان (قدوه الزاهدين)، مهتر پرهيزكاران (سيد المتقين)، امام مؤمنان، زيور صالحان (زين العابدين)، چراغ شب زنده‌داران (منارالقانتين) و داراي پيشاني پينه بسته (ذوالثفنات) چنان كه خواهيد خواند، او به حقيقت مظهر نمايان اين صفت‌ها بوده و اين گفته‌اي است كه همگي بر آنند.»

   گذشت از خطاکاران

سيره امام سجاد(ع) درسهاي تربيتي - اخلاقي فراواني براي جامعه آن روزگار، كه در فساد و فحشا غوطه‌ور بودند، به همراه داشت.  گذشت از خطاكاران‌، یکی از این شیوه هاست.امام زين العابدين‌(ع)، از كساني كه با وي گفتار يا رفتار ناشايستي داشتند، با بزرگواري گذشت مي‌كرد، روزی مردي بيرون خانه، حضرت را ديد و ناسزا گفت خادمان حضرت بر آن مرد حمله بردند. امام‌(ع) فرمود: «او را بگذاريد». سپس به او گفت: «آن چه از ما بر تو پوشيده مانده، بيشتر از آن است كه مي‌داني. آيا حاجتي داري؟» مرد شرمنده شد و امام‌(ع)، گليمي را كه بر دوش داشت، بر او افكند و فرمود كه هزار درهم به او بدهند. مرد از آن پس مي‌گفت: «گواهي مي‌دهم كه تو فرزند پيامبري»،. همچنين رفتار بزرگوارانه حضرت با هشام بن اسماعيل، حاكم مدينه كه ستمهاي زيادي در حق حضرت روا داشته بود، درس خوبي به هشام و امثال وي داد.سيره امام زين‌العابدين‌(ع) در اين باره، تعاليم ارزشمند و درسهاي بزرگي به امّت اسلامي مي‌آموزد كه اگر در آن بنگرند و در مفاهيم آن درست بينديشند، تندخويي‌ها و كج خُلقي‌ها از بين رفته و بردباري و از خود گذشتگي جايگزين آن خواهد شد و ريشه مهر و محبت در ميان مردم، بويژه كساني كه خود را داراي لغزش و اشتباه مي‌دانند، گسترش خواهد يافت.

   دستگيري از مستمندان‌

يكي از اقدامهای بزرگ امام سجاد(ع) در عصر امامت خويش، مساعدت و ياري افراد محروم جامعه بود. حضرت هم، مانند اجداد طاهرينش، به اين عمل عشق ورزيده و از خدا، دوستي و همنشيني با تهيدستان را طلب مي‌فرمود. چنان كه در دعاي سي‌ام صحيفه سجاديه مي‌فرمايد: پروردگارا! همنشيني فقرا و تهيدستان را برايم محبوب گردان و مرا به شكيبايي نيكو بر همنشيني ايشان ياري فرما! امام سجّاد(ع) با روشهاي مختلف، به افراد محروم جامعه اسلامي كمك مالي مي‌كرد و از اين طريق، به امت اسلامي مي‌آموخت كه مسلمان واقعي، بايد از احوال برادر مسلمان خود با خبر و در غمها و شادي‌هاي وي شريك باشد. اين ويژگي متعالي امام‌(ع) به صورتهاي مختلفي بروز و نمود داشت.

   صدقات پنهاني‌

وقتي شب فرا مي‌رسيد، حضرت انبان پر ازغذا يا هيزم يا حاوي كيسه‌هاي دينار و درهم را بر دوش كشيده و بدون آن كه كسي ايشان را بشناسد، بين نيازمندان تقسيم مي‌كرد. اين افراد، كساني بودند كه امام‌سجاد(ع) آنان را كاملاً مي‌شناخت و براي اينكه احساس حقارت و خواري نكنند، حضرت با چهره پوشيده به سراغ آنان رفته و حوايج ايشان را برطرف مي‌كرد. اين كمكهاي امام‌(ع) چنان مخفيانه بود كه پسر عموي مستمند  حضرت، از ايشان گله‌مند بود و مي‌گفت: علي بن الحسين‌(ع) رعايت خويشاوندي را نمي‌كند، خدا او را سزا دهد. امام‌(ع) اين سخنان را مي‌شنيد و بردباري مي‌كرد و خود را به وي نمي‌شناساند. هنگامي كه حضرت به شهادت رسيد و احسان از اين مرد بريده شد، دانست كه آن مرد نيكوكار، علي بن الحسين‌(ع) بوده است. پس بر سر قبر حضرت رفت و گريه كرد. سفيان بن عيينه، از زهري روايت می كند: شبي سرد و باراني علي بن الحسين‌(ع) را ديدم كه آرد و هيزم بر پشت داشت و مي‌رفت، گفتم: پسر رسول خدا! اين چيست؟ - سفري در پيش دارم و توشه آن را آماده كرده‌ام تا در جاي امني بگذارم.اجازه دهيد خدمتكار من آن را بياورد. امام‌(ع) قبول نكرد. پس اجازه دهيد خودم آن را بياورم؛ چون شأن شما را بالاتر از آن مي‌بينم. - ولي من شأن خود را از حمل باري كه در سفر از هلاك‌شدن نجاتم دهد و ورودم به مقصد را نيكو گرداند، برتر نمي‌دانم از تو مي‌خواهم به حق خدا مرا واگذاري و پي كار خود بروي!پس از چند روز، زهري از امام‌(ع) پرسيد: از آن سفري كه مي‌فرمودي، اثري نمي‌بينم. - حضرت فرمودند: «آري اي زهري! چنان كه مي‌پنداشتي، نيست. منظور من سفر آخرت بود و براي آن آماده مي‌شوم و آمادگي براي اين سفر، فقط در دوري از حرامها و نهايت كوشش در راه خير است.اين صدقات پنهاني، در طول عمر امام‌(ع) ادامه داشت تا اينكه به جوار پروردگار رفت. هنگام غسل، آثار كبودي ناشي از حمل غذا براي فقرا، در پشت وي نمايان بود. هر جا و در هر زماني، اگر مستمندي چيزي از حضرت درخواست مي‌كرد، حاجتش را روا مي‌ساخت و مي‌فرمود: مرحبا به كسي كه زاد و توشه آخرت مرا حمل مي‌كند. حضرت دو بار اموال خود را بين مستمندان قسمت كرد و گفت: خداوند، بنده مؤمنِ گناهكارِ توبه كار را دوست دارد.

   پرداخت ديون بدهكاران‌

يكي از مصاديق انفاقهاي امام زين‌العابدين‌(ع) پرداخت ديون افرادي بود كه به علت فرا رسيدن مرگشان، به علت تهيدستي قادر به بازپرداخت بدهي خود نبودند.امام سجاد(ع) روزي به ديدن محمد بن اسامه رفت. محمد در بستر مرگ بود و مي‌گريست، امام‌(ع) پرسيد: چرا گريه مي‌كني؟- پانزده هزار دينار وام به گردن دارم و نمي‌توانم آن را بپردازم. - گريه مكن! وام تو بر عهده من است و تو چيزي بر ذمه نخواهي داشت همچنين حضرت بدهكاري پسر عموي خويش، عبدا... بن حسن بن حسن را به عهده گرفت و آن را پرداخت كرد.

   كفالت خانواده‌هاي بي‌پناه و تهيدست‌

امام سجاد(ع) در واقعه حرّه و در آن روزهاي آشوب و قتل و غارت، چهارصد خانواده از عبدمناف را در كفالت خود گرفت و تا وقتي كه لشكر مسلم در مدينه بود، هزينه آنان را مي‌پرداخت.

   صدقه دادن لباس‌

وقتي زمستان يا تابستان به پايان مي‌رسيد، لباس آن فصل را صدقه مي‌داد و هيچ وقت لباسي را در دو فصل نمي‌پوشيد. چون علت اين كار را پرسيدند، حضرت فرمود:« من از پروردگارم شرم مي‌كنم كه بهاي لباسي را كه در آن خدا را عبادت كرده‌ام، صرف خوردن كنم.»روزي امام‌سجاد(ع) در حالي كه جامه‌اي از خز گرانبها بر تن داشت، با مستمندي روبرو شد، شخص فقير تا آن لباس را بر تن امام‌(ع) مشاهده كرد، از آن خوشش آمد. حضرت بلافاصله لباس را به وي بخشيد و از آنجا رفت.بخششها و انفاقهاي امام سجاد(ع) گذشته از آن كه حاكي از روح متعالي حضرت بود و صفتي از صفات برجسته انساني به تمام معنا كامل را نشان مي‌داد، وسيله‌اي براي جذب دلهاي مردم به اهل بيت بود. حضرت، افراد زيادي را از اين طريق به سوي حق هدايت كرد و به آنان فهماند كه اهل بيت شايسته زعامت و رهبري امت هستند.در جامعه اسلامي آن روز افراد زيادي بودند كه از حق اهل بيت شناختي نداشتند؛ از اين رو هنگام روبرو شدن با حضرت، در حق وي بي‌مهري خاصي از خود نشان مي‌دادند.امام‌(ع) همواره با رفتاري بزرگوارانه و نيز بخشش اموال، آنان را متوجه اشتباه خود مي‌كرد، به طوري كه از كرده خود پشيمان شده و از امام‌(ع) درخواست آمرزش مي‌كردند.

    عبادت و راز و نياز

 امام سجاد(ع) در امر عبادت و پيشاني ساييدن در محضر معبود خويش، از همگان پيشي گرفته بود، چندان كه مورد پرسش و حتي اعتراض خاندان و ياران خويش قرار مي‌گرفت.     البته در اين مورد، آن چه بيشتر بايد مورد توجّه قرار گيرد، ايمان و يقين حضرت بود كه همه اين اعمال را به خاطر آن انجام مي‌داد؛ يعني چون خدا را شايسته عبادت مي‌دانست، به عبادت او مي‌پرداخت، نه به خاطر ترس و بيم از او يا به خاطر طمع به بهشت و نعمتهاي آن.امام سجاد(ع) هنگام اداي فريضه نماز، چنان ترس و وحشتي سراسر وجودش را فرا مي‌گرفت كه تمام اعضاي بدنش مي‌لرزيد و چون وارد نماز مي‌شد، چنان خشك و بي‌حركت مي‌ايستاد كه جز آن چه باد از لباسش تكان مي‌داد، ديگر حركتي از او مشاهده نمي‌شد و طوري نماز به پاي مي‌داشت كه گويي نماز وداع مي‌خواند و آخرين نماز را به جا می آورد.  تمامی گزارشهای رسیده در طول دوران حیات مبارکشان، تنها گوشه كوچكي از عبادتها و نيايشهاي امام سجاد(ع) بود كه بازگو شد، بي‌شك هيچ قلمي ياراي نوشتن، و هيچ زباني توان توصيف واقعي اين ويژگي برجسته حضرت را ندارد.    امام سجاد(ع) در عبادتها اهداف بزرگتري را تعقيب مي‌كرد، بدون ترديد، تأثير چنين عبادتهايي را در جامعه‌اي كه هر روز سردمدارانش، مردم را به امور دنيايي و مادي و حيواني فرا مي‌خوانند، نمي‌توان انكار
 كرد.امت اسلامي با مشاهده اين اعمال از اهل بيت، كه گل سرسبد انسانهاي روي كره خاكي هستند، به آنان اقتدا كرده و به صراط مستقيم حق و حقيقت هدايت شده و به اين باور مي‌رسيدند كه پيشوا و رهبر واقعي امت اسلامي، بايد شخصي چون امام زين العابدين‌(ع) باشد و آنان كه اكنون در مصدر كارند، جز حاكمان غاصب و ستمكار نيستند. از اين رو، اين عمل امام‌(ع) بستر مناسبي را براي مبارزه با حاكمان جبار اموي فراهم مي‌آورد.

 

 

 

 

 

درمان جهالت مدرن

در دارالشفای عرفانی حضرت سجاد(ع)

 صادقان/در میان ائمه معصوم(ع)، یکی از خفقان آور‌ترین و سخت‌ترین ادوار برای هدایتگری جامعه، دوران امامت حضرت سجاد(ع) است، زیرا استبداد و فساد دستگاه خلافت در ترکیب با جهل مردم، شرایطی را فراهم آورده بود که برای ایشان سلاحی جز دعا و عرفان در مبارزه با جهل و جور باقی نگذاشته بود، از این رو، آن حضرت(ع) برای هدایت امت دست به دعا برداشتند. به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت چهارمین امام شیعیان(ع) و در بررسی ویژگی‌های عرفان ایشان و تأثیر آن بر مبارزه با جهل مدرن، با حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا مظاهری سیف، رئیس مؤسسه بهداشت معنوی، استاد حوزه و دانشگاه و مؤلف کتابهای «آرامش معنوی» و «حقیقتِ یوگا» به گفت و گو پرداخته‌ایم که مشروح آن از نظرتان می‌گذرد.

   عرفانی که امام چهارم(ع) با زبان دعا عرضه کرده‌اند، در مقایسه با مکاتب عرفانی دیگر که مدعی آرامش بشر هستند، دارای چه خصوصیات و ویژگی‌های منحصربه فردی است؟

این عرفان چند ویژگی مهم دارد؛ نخستینِ آنها توحیدی بودن این عرفان است، یعنی عرفانی خدامحور که همه چیز را در ارتباط با خدا دیده و همه چیز را از منظر الهی تماشا می‌کند. ممکن است این مسأله به ذهن بیاید که ویژگی همه عرفانها در رابطه با توحید است، اما اگر به جریانهای مدعی عرفان توجه کنیم، در می‌یابیم که آنها خدا را در متن ندارند، بلکه انسان و احساسات او محور قرار دارد.دومین ویژگی آثار و ادعیه امام(ع) این است که ایشان تمام ابعاد زندگی و مسایل گوناگونی را که یک انسان در طول زندگی ممکن است با آنها مواجه شود، به گامهایی به سوی خداوند تبدیل می‌کنند، به عبارت بهتر، ایشان از رویدادهای عادی، مسایل و مشکلات پیچیده زندگی و نیز خوشی‌های آن فرصتی ساخته‌اند برای ارتباط با خدا و مناجات با او، به طوری که می‌توان گفت، از منظر امام سجاد(ع) یا در مکتب عرفانی ایشان، زندگی و رویدادهای آن گذرگاهی است به سوی پروردگار و فرصتی برای تقرب به او؛ از این رو در ادعیه بر جای مانده از ایشان این را به وفور می‌بینیم، به عنوان مثال دعا برای دوستان و خویشاوندان که در این دعا شاهد هستیم. امام(ع) عشق و محبت خانوادگی و روابط خویشاوندی را به فرصتی برای گفت وگو با خداوند و طلب خیر کردن برای نزدیکان تبدیل کرده‌اند.یا در رابطه با والدین به طور خاص از ایشان دعا می‌بینم یا حتی در رابطه با فرشتگان، در هنگام رعد و برق، برای تندرستی و سلامتی، دفع بلایا، طلب خوی نیک و اخلاق نیکو، یا هنگام رویت هلال ماه و... همه و همه در لسان مبارک حضرت سجاد(ع) دعای خاص خود را دارد.ایشان در موقعیتهای متنوع با دعا از یک سو طلب آمرزش می‌کنند و از سوی دیگر درصدد کسب رضای الهی هستند و این ویژگی ممتازی است و اگر در طول تاریخ به مکاتبی که گوشه نشینی را توصیه می‌کردند، بنگریم، مکتب عرفانی امام(ع) در مقایسه با آنها کوشیده عرفان را با متن زندگی پیوند دهد.

   تعریف عرفان در متن زندگی و پیوند دادن آن با جزیی‌ترین امور که هنر امام سجاد(ع) است، به عرفان چه قدرتی از باب تأثیرگذاری بر سبک زندگی می‌بخشد؟

وقتی عرفان در متن زندگی تعریف می‌شود، تأثیرگذار است، اما وقتی به کنج خانقاه برده شود، خنثی خواهد شد و تأثیر سازنده در تاریخ و جامعه ندارد؛ بنابراین، بر‌ترین مزیت عرفانی که با زندگی پیوند می‌خورد، تحول آفرینی و اصلاح جامعه برابر ظلم و پلیدی است، همچنین، در مواجهه با مظلوم و انسانهای نیازمند با قدرت به میدان آمده و از آنها حمایت می‌کند و این عرفانی است که در آن فقط عشق الهی در کنار قدرت و بخشندگی پروردگار رخ می‌نمایاند.

   آیا مکاتب عرفانی نوظهور و جنبشهای نوپدید معنوی که انسان را به عزلت و گوشه نشینی سوق داده و برای او دنیایی مجازی را ترسیم می‌کنند، نمودی از جاهلیت مدرن محسوب می‌شوند؟

بله، جاهلیت مدرن، شرایطی است که در آن انسانها با تعصب و گناه در عین توجیهات علمی پیش می‌روند! به عنوان مثال اگر زمانی کشتار انسانها از روی جهل بود، امروز با دیدگاه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی انسان‌شناسانه آن را توجیه می‌کنند، اگر زمانی هوسرانی جهل بود، امروز برای همجنس بازی تیپهای شخصیتی تعریف می‌شود و فناوری‌ها در خدمت هوسرانی‌ها و خشونتهای بشری قرار می‌گیرد، امروزه ما شاهد جنایات بسیار و ترویج مفاسد بزرگی در جهان با استفاده از فناوری‌های پیشرفته نظامی و وسایل ارتباط جمعی هستیم و همه اینها نمودی عینی و بارز از جاهلیت مدرن است که اصول و اهداف زندگی را هدف قرار داده و اگرچه با اصول و اهداف زندگی جاهلی همسان است، اما ابزارهای پیاده سازی آن تغییر کرده است. به عنوان مثال، در دوران جاهلیت کهن قبایل با شتر و شمشیر به جان یکدیگر می‌افتادند، اما امروز با هواپیماهای مدرن و موشکهای پیشرفته.متأسفانه در ارتباط با عرفان نیز این اتفاق رخ داد، زمانی عارفان و راهبان با استفاده از ابزارهای ابتدایی عرفان می‌ورزیدند و در محضر بتهای خود معتکف می‌شدند، اما امروز عرفان مدرن از طریق رسانه‌های جمعی تبلیغ می‌شود یا در فضای مجازی این روز‌ها دعوت به بت پرستی را به اسم عرفان می‌بینیم و دقیقاً بیان می‌شود که بتهای گوناگون هر یک رازی از معرفت را بیان می‌کنند! به عنوان مثال سال ۲۰۱۲ به طور رسمی در آمریکا سال بزرگداشت یکی از الهه‌های هندویی معرفی شد و در آن سال بسیاری از مردم دعوت شدند تا برای رشد معنوی با این الهه ارتباط برقرار کنند و حتی برخی از شخصیتهای سیاسی در این برنامه‌ها شرکت کردند.

   با توجه به آنکه امام چهارم(ع) در زمانه‌ای امامت مردم را بر عهده داشتند که جهالت در اوج بود و همین جهل واقعه کربلا را رقم زد، ایشان از ابزار عرفان چگونه برای جهل زدایی بهره گرفتند؟

ماجرای کربلا نشان داد که بسیاری از مردم گوش شنوای حرف حق و ظرفیت پذیرش مسایل معرفتی را ندارند، در این شرایط طبیعی بود که رهبران معنوی جامعه دست از هدایت مردم بکشند و به کنج عزلت پناه ببرند، اما امام(ع) این کار را نکردند، بلکه در جمع مردم حاضر می‌شدند، اما با آنها سخن نمی‌گفتند، بلکه خدا را مخاطب سخنانشان قرار می‌دادند و مردم این سخن و شیوه راز و نیاز حضرت(ع) را می‌شنیدند، از این روست که بسیاری از ادعیه ایشان به دست ما رسیده و حتی توسط دیگران نگاشته شده است.در واقع امام(ع) در برابر گوشهای ناشنوا سکوت نکرده و تسلیم نشدند، بلکه به شکلی دیگر قیام کردند تا انسانهای به خواب رفته را بیدار و آن نقش فعالی را که عرفان حقیقی دارد، در جامعه محقق کنند؛ بنابراین، ایشان با اینکه در یک دوره اختناق شدید و تنهایی دردآور زندگی می‌کردند، اما بسیار فعال و تأثیرگذار در جامعه ظاهر شدند و دقیقاً عنصر عرفان و ارتباط با خدا بود که این نقش فعال را به ایشان بخشید. باید توجه داشت که روش دعا همیشه به کار می‌آید، اما با توجه به آنکه ما در شرایط روزگار امام چهارم(ع) نیستیم، روشهای دیگر نیز کاربردی خواهد بود، زیرا امروز بسیاری از مردم دنیا از خواب غفلت بیدار شده‌اند و گوشهای شنوا بسیار است، در کشور خود ما جوانان بسیاری هستند که آرمانها و اهداف انقلاب و ارزشهای عرفانی برایشان مهم است و شرایط ما این‌طور نیست که رهبران معنوی جامعه در محاصره گوشهای ناشنوا و دلهای به خواب رفته باشند، بنابراین، امروز مکتب امام(ع) در یک سطح بالاتری می‌تواند برای ما مؤثر باشد و ما با استفاده از روش و مکتب دعا و الهام از شیوه حضرت(ع) می‌توانیم برای افزایش قدرتهای معنوی و توانمندسازی ایمانی مردم استفاده کنیم تا در برابر پیشوایان کفر و رهبران جاهلیت مدرن محکم بایستیم و دنیا را به مرحله جدیدی رهنمون شویم.

   با توجه به آنکه جاهلیت مدرن یکی از آلام امروز جوامع بشری است، آیا بسط و توسعه مکتب عرفانی امام چهارم(ع) می‌تواند ما را در حل این مشکل و زدودن این جهل یاری کند؟

   بله، در مرحله نخست به نظر می‌رسد که توسعه مکتب عرفانی امام چهارم(ع) در جامعه امروزی می‌تواند بسیاری از معضلات فردی را درمان کند، زیرا امروز اضطراب و افسردگی و اختلال در روابط خانوادگی و موارد دیگر سبک زندگی را بشدت تحت تأثیر قرار داده و در واقع نشان دهنده سبک زندگی غیرمعنوی و آسیب زایی است که ما به آن مبتلا هستیم؛ از این رو، مکتب عرفانی ایشان این مشکلات را در وهله نخست با تغییر نگرش و دادن دید عرفانی به ما درباره خانواده، والدین، فرزندان و خویشان و... برطرف و آلام روانی و اجتماعی ما را کم می‌کند. در مرحله بعد انسانهایی که به لحاظ درونی سلامت معنوی یافته‌اند و از نظر معنوی توانمند شده‌اند، می‌توانند قدمهای بزرگتری بردارند و جامعه را در مسیر تحول پیش ببرند، زیرا اگر به اندازه کافی انسانهای برخوردار از سلامت معنوی وجود داشته باشد، آنگاه در جامعه تخلف، گناه، ظلم و تعرض به حریم دیگران رخ نمی‌دهد یا به پایین‌ترین سطح ممکن می‌رسد، بنابراین تحولات فردی وقتی توسعه یابد، به تحولات اجتماعی تبدیل می‌شود و می‌تواند به نقطه پایانی برای جاهلیت مدرنی که بشر خسته و متألم امروز از آن رنج می‌برد، تبدیل شود.

 

 

 

پژوهشگر تاریخ و سیره اهل بیت(ع) تشریح کرد؛

موضع حضرت سجاد(ع) برابر توّابین و مختار

یکی از پرسشها درباره زندگانی حضرت سجاد(ع) چرایی وارد نشدن ایشان به قیامهای نظامی با وجود بروز و ظهور متعدد این قیامها پس از واقعه کربلا و نیز رویکرد حضرت(ع) در برابر این قیامهاست؛ از این رو و به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت باسعادت ایشان در گفتوگویی با حجت الاسلام والمسلمین مصطفی صادقی، پژوهشگر تاریخ و سیره اهل بیت(ع) و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی درباره پاسخ این پرسش به بحث و بررسی پرداختهایم که مشروح آن از نظر میگذرد:

   چرا پس از واقعه کربلا و با وجود بروز قیامهایی همچون توابین و مختار امام چهارم(ع) دست به قیام نظامی نزده و در صدد براندازی خلافت بنی امیه برنیامدند؟

پس از حادثه کربلا امام زین العابدین(ع) اجازه ندادند اهداف پدرشان لوث شود؛ ایشان پس از بازگشت به مدینه شاید در ظاهر این فکر به ذهن آید که پس از کربلا زمینه فراهم‌تر بود اما باید گفت به دلیل خفقان سیاسی، کوچک‌ترین حرکت از سوی ایشان با سرکوب شدید دستگاه خلافت مواجه می‌شد چه بسا درباره دیگر حرکتها این مهم رخ داد. به عنوان مثال در واقعه حرّه با اینکه این حرکت اصلا جنبه شیعی یا دفاع از اهل بیت(ع) نداشت، بشدت سرکوب شد یا بعد‌تر از آن در ماجرای توابین و قیام آنها سرکوب شد و بیشترشان کشته شدند یا مختار که هیچ یک در ظاهر موفقیت آمیز نبود اگرچه مختار موفق به تشکیل حکومتی کوتاه مدت شد!از این رو اگر امام سجاد(ع) نیز میخواستند به قیام برخیزند یا حرکتی نظامی انجام دهند، دستگاه حکومت همین شیوه برخورد را در پیش میگرفت، از این رو چاره‌ای برای حضرت(ع) جز تبیین معارف باقی نماند.افزون بر این، ما بر این باور هستیم که پس از ماجرای کربلا از آنجا که ائمه معصوم(ع) از عدم آمادگی و حمایت مردم و نیز فقدان درک درست آنها از قیام و مکتب و هدف اهل بیت(ع)، آگاه بودند دیگر قیام نظامی از آنها دیده نمیشود، حتی در زمان امام صادق(ع) که برخی حوادث و جریانها رخ داد، بشدت از قیام نهی میکنند، زیرا میدانستند کارهای نظامی و مسلحانه نتیجه بخش نخواهد بود همانگونه که در روایات و اخبار داریم شیعیان که باید پس از پیامبر(ص)، حکومت را به دست امیرمومنان(ع) میداشتند و معارف دین توسط معصومین(ع) تفسیر میشد، اما حتی نمازشان را از عامه مردم میگرفتند، این باعث شد ائمه علیهم السلام برای معرفت افزایی میان مردم به کار فرهنگی و تربیتِ اخلاقی جامعه روی آورند که از جمله این راهها دعاهای امام سجاد(ع) است.

   در کنار دستگاه خلافت بنی امیه، حضرت سجاد(ع) با زبیریان نیز در حجاز مواجه بودند، رویکرد سیاسی حضرت(ع) نسبت به این خاندان و عبدا... بن زبیر چگونه بود؟

بله، نکته دیگر مبارزه ایشان با ابن زبیر است، اگرچه او مانند بنی امیه نبود، اما با اهل بیت(ع) دشمنی داشت، تا جایی که در ماجرای جنگ جمل که طلحه و زبیر مقابل امیرمومنان(ع) صف آرایی کردند او اثر داشت و حضرت امیر(ع) تعبیری داشتند مبنی بر اینکه زبیر با ما اهل بیت(ع) بود تا زمانی که فرزندش بزرگ شد! او ۱۱ سال در مکه و مدینه حکومت کرد و با اهل بیت(ع) نیز دشمنی داشت تا جایی که صلوات بر پیامبر(ص) و خاندانشان را حتی از خطبههای نماز جمعه حذف کرد وقتی از او پرسیده شد چرا بر پیامبر(ص) درود نمیفرستی، گفت: خانواده ایشان سوء استفاده می‌کنند!اما امام سجاد(ع) در‌‌همان دوره، مکرر صلوات بر پیامبر(ص) را در دعاهای خود بیان میکنند و این یکی از جلوههای مبارزه سیاسی حضرت(ع) محسوب می‌شود.اینکه گفته میشود صحیفه سجادیه و دعا به معنای راز و نیاز و مناجات صرف نیست، بلکه رویکردهای سیاسی آن نیز متعدد و اثرگذار است، یکی بحث صلواتهای مکرر بر پیامبر(ص) و آل اوست که اهمیت بسیار دارد.

   رویکرد حضرت(ع) در برابر حرکت‌های نظامی که در آن دوران بروز کرد همچون واقعه حرّه چگونه بود؟

 این حرکتها مورد تأیید حضرت(ع) نبود، به عنوان مثال در واقعه حرّه اگرچه برخی فرزندان صحابه در آن حضور داشتند اما امام(ع) تاییدشان نکرد، زیرا اولا تا حضرت سیدالشهدا(ع) بودند ایشان را همراهی نکردند و ثانیا ابن زبیر و دیگران درصدد سوء استفاده از این حرکت بودند علاوه بر این، امام(ع) می‌دانستند اگر آنها را تایید یا همراهی کنند نه تنها موفق نمی‌شوند، بلکه دستگاه حکومت ایشان را از حرکتهای دیگر نیز باز می‌دارد.قیام توّابین دیگر حرکت مسلحانه و نظامی علیه دستگاه خلافت با رویکرد شیعی است که پس از واقعه کربلا و همزمان با زندگانی امام زین العابدین(ع) رخ داد و ایشان میدانستند همراهی آنها ثمره‌ای نخواهد داشت. به نظر میرسد پس از واقعه کربلا، ائمه(ع) دیگر قیامهای نظامی را بر نمی تافتند، گرچه برخی قیامها مانند قیام زید را تجلیل کردند، اما خود شرکت نداشته و تایید نمی‌کردند.برخی از این قیامها اصلا رویکرد شیعی و اهل بیتی نداشت همچون واقعه حرّه؛ گرچه حرّه در مقابله با یزید و پس از کربلا با رویکرد خونخواهی از فرزند پیامبر(ص) رخ داد، اما تنها کسی که از آن بهره برد ابن زبیر بود نه اینکه شایسته سالاری اهل بیت(ع) را رقم بزند، از این رو حتی حضرت سجاد(ع) ظاهرا از مدینه بیرون میروند.

   در مواجهه با قیام توابین و مختار چطور؟ راهبرد ایشان چطور بود با توجه به اینکه این دو قیام رویکرد شیعی و داعیه خونخواهی از قاتلان کربلا را داشتند؟

در جریان این دو قیام که در کوفه رخ داد حضرت(ع) شرکت نداشتند و جز آن؛ زبیریان نیز بودند که اگرچه دشمن مشترک همه آنها بنی امیه بود، اما حرکتشان برای دنیاطلبی بود و امام(ع) از همراهی و حمایت آنها دست کشیدند و به دعا روی آوردند. این حرکت در زمان فرزندشان امام باقر(ع) به شکل تدوین بحث و درس و روایات رونق گرفت و در زمان امام صادق(ع) به تعبیر عامه ما به صورت دانشگاه تشیع رونق می‌گیرد و اینها همه از عصر امام سجاد(ع) آغاز شد، زیرا امام(ع) نشانی از سنت و اهداف الهی را در آنها نمی‌دیدند بویژه زبیریان که قدرت را می‌طلبیدند.مختار شخصیت بزرگی است او توانست انتقام واقعه کربلا را بگیرد و اهل بیت(ع) هم اجمالا از او تجلیل کرده‌اند.بنابراین، درباره قیام مختار با همه خوبیها و کشته شدن در راه خدا، انتقام از قاتلان شهدای کربلا و شاد کردن اهل بیت(ع) و تشکیل حکومت شیعی البته در معنای عام آن!، اما آن اهداف عالیهای که امامت و حضرت سجاد(ع) دارند را دنبال نکرده است. در عین حال اهل بیت(ع) از او به دلیل برخی اقداماتش تجلیل کردهاند.

   با توجه به اینکه امام سجاد(ع) با علم غیب خود از فرجام قیام توابین آگاه بودند، چرا ورود مستقیم نداشته و مانع کشته شدن شمار زیادی از شیعیان در ماجرای قیام آنها نشدند؟ آیا این عدم ورود حضرت(ع) دلیل سیاسی خاص داشت؟

 آنها شخصیت‌های سیاسی خاص همچون سلیمان بن صرد خزاعی و‌‌همان کسانی بودند که از سیدالشهدا (ع) برای آمدن به کوفه دعوت کرده و سپس ایشان را تنها گذاشتند!شاید یکی از دلایل امام(ع) این بود که ایشان در میان آنها نفوذ لازم را نداشتند و همین اشکالی است بر توابین که با امام(ع) هماهنگ نبودند و اگر نظر ایشان را جویا میشدند قطعا حضرت(ع) از فرجام آنها را انذار می‌داد.   یعنی میتوان تبعیت و همراهی نکردن امام زمان را یکی از دلایل اصلی شکست و کشته شدن توابین دانست؟

توابین از نظر سیاسی به گونه‌ای عمل کردند که فرجام کارشان مشخص بود و به اشتباه خود در همراهی نکردن امام حسین(ع) معترف بودند و اصلا آنها قیام کردند که خود را به کشتن دهند، بنابراین مختار می‌گفت چرا قاتلان حضرت(ع) را در کوفه قصاص نمی‌کنید و به سمت شام می‌روید!؟

اما آنها مختار را رد کرده و او را طرفدار محمد حنفیه و خود را به صورت تلویحی طرفدار امام سجاد(ع) معرفی می‌کردند و در کوفه نماندند و در پی پیروزی و اهدافی چون مختار نبودند.به هر حال آنها با امام(ع) همراه و هماهنگ نبودند، اما در مقایسه با دیگر قیامها، تشیع شان پررنگتر است و می‌گفتند اگر پیروز شویم امامت را به اهل آن خواهیم داد یعنی امام سجاد(ع).درباره محمدحنفیه باید گفت که در بزرگی و خاص بودن شخصیت او مناقشه‌ای نیست اما مدتی اختلافی داشتند، اما بنابر برخی روایات، او متوجه شد و امامت حضرت سجاد(ع) را پذیرفت.باید توجه داشت او در کنار امیرمومنان(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان حضور داشت و دلیل آنکه برادر بزرگتر اهل بیت(ع) بود و حضرت امیر(ع) هم نسبت به او عنایت داشتند، از جایگاهی خاص در جامعه برخوردار بود و چون اسم و کنیه او با اسم و کنیه مهدی موعود(عج) که پیامبر(ص) وعده داده بودند، یکی بود عدهای به غلط وی را مهدی پنداشتند! از جمله مختار.

   اشاره داشتید به صلواتهای مکرر امام(ع) در خلال دعا‌ها و راز و نیاز‌هایشان. از چه باب این صلواتها را می‌توان جنبه‌ای از مبارزه سیاسی قلمداد کرد؟ آیا بین این صلواتها و شرایط سیاسی آن دوران و رواج سبّ و لعن خاندان رسالت(ع) رابطه معناداری وجود دارد؟

صحیفه سجادیه مبارزه سیاسی آرام است، زیرا شرایط سیاسی آن دوران، خاص و حساس بود و دشمنی با اهل بیت(ع) بویژه امیرمؤمنان(ع) رواج داشت. وقتی مجموعه صحیفه سجادیه را مینگریم در مییابیم حضرت(ع) با آنچه جامعه را تضعیف کرده و به قهقرا میبرد به مبارزه برخاستند؛ همچون دنیاطلبی و فساد. ایشان برای آنکه خط اصیل و نسل امامت را حفظ کنند و به عنوان امام برحق باقی بمانند، این مبارزه آرام اما اثرگذار را در پیش گرفتند.

   به طور کلی چه نتیجه‌ای از رویکرد سیاسی و اتخاذ راهبردهای سیاسی امام سجاد(ع) بر جامعه اسلامی مترتب شد؟

 امام(ع) شرایط را سنجیدند و با توجه با اینکه دوران خفقان بود و موقعیتی برای حرکتهای ظاهری وجود نداشت، راهبرد فرهنگی و زیربنایی را در پیش گرفتند و آنچه را جدشان و پدر و عمویشان فرصت تبیینش را نیافتند در قالب دعا و روایت تبیین کردند و این مقدمه‌ای شد برای ائمه بعدی(ع)؛ زیرا حرکتهای نظامی پس از کربلا همچون یحیی بن زید، نفس زکیه و ده‌ها حرکت دیگر همگی فرجامشان شکست بود، از این رو، معصومین(ع) صلاح دیدند در شرایط عدم امکان در اختیار داشتن حکومت، به اقدامهای فرهنگی و زیربنایی روی بیاورند.

روزنامه قدس/ آمنه مستقیمی